نگاهی بر زندگی فرامرز اصلانی خواننده معروف؛ از شروع فعالیت تا مهاجرت و درگذشت
فرامرز اصلانی بیشک یکی از بهترین و خاصترین خوانندگان ایرانی بود که بیشتر با اثر “اگه یه روز بری سفر” شناخته میشود. در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه قصد داریم نگاهی کامل بر زندگی این هنرمند بزرگ داشته باشیم. پس اگر شما نیز به زندگی فرامرز اصلانی علاقه دارید، در ادامه با ما باشید.
فهرست موضوعات این مطلب
تولد و اوایل زندگی
فرامرز اصلانی در تهران، خیابان پاستور زاده شد. خانواده او 2 ماه پس از تولد او به خیابان فرهنگ واقع در محله امیریه کوچ کردند و فرامرز تا 12 سالگی در آنجا زندگی کرد.
پدر و مادر فرامرز علاقه فراوانی به دنیای موسیقی داشتند و همین باعث شد تا موسیقی همیشه بخش مهمی از زندگی فرامرز باشد.
خود او دوران کودکی و اشنایی با دنیای موسیقی را چنین عنوان کرده است: از کودکی در خانه ما، موسیقی دان های زیادی رفت و آمد می کردند. پدرم هم با وجود این که وکیل دادگستری بود، عاشق تار بود و این ساز را می نواخت.
من با وجود این که موسیقی سنتی را بیشتر می شنیدم عاشق ترانه های ایتالیایی و فرانسوی مثل ترانه های چارلز آزناوور بودم.
پدرم برایم گیتار نمی خرید و می گفت درست بخوان. من هم تار پدرم را برمی داشتم و با آن، آهنگ های ایتالیایی و فرانسوی را می زدم که البته چیز عجیب و غریبی از آب در می آمد. من معتقدم اگر بخواهیم کار ماندگاری بکنیم، در ابتدا باید آگاهی کافی در مورد آن را کسب کنیم و در این میان، فراگیری و شناخت فرهنگ و تاریخ خودمان نقش مهمی ایفا می کند.
مهاجرت به انگلستان و آمریکا

بعد از پایان دوره تحصیلات اولیه، با حمایت پدر فرامرز اصلانی به لندن رفته و دانشگاه معتبر این شهر شروع به تحصیل در رشته روزنامهنگاری کرد. حضور در این شهر و همزمانی با اوج شکوه موسیقی این کشور و معروفیت گروههایی مثل بیتلز، فرامرز اصلانی بیشتر به سمت موسیقی جذب شده و شروع به خواندن موسیقیهای انگلیسی کرد.
خود او درباره تحصیل در رشته روزنامه نگاری گفته:
پدر و مادر من می خواستند که من حقوق بخوانم، چون پدر من حقوق خوانده بود و حقوقدان بود می خواستند که من هم از او دنباله روی بکنم.
ولی خوب من دلم در گرو چیز دیگری بود و چون می خواستم با واژه ها سروکار داشته باشم دیدم نزدیک ترین چیز به من و این که بتوانم مدرکی داشته باشم روزنامه نگاری است. وقتی رفتم داخل شدم به من چسبید، دیدم که چه دنیای عجیب و غریبی است و خیلی چیزها را دربرمی گیرد. باز هم چون با کلمات سروکار داشتم و با نوشته سروکار داشتم، این بود که برای من آنقدر سخت نبود تا این که بروم حقوق بخوانم یا طب بخوانم، چون می دانستم در آن راه هیچ چیزی نخواهم شد.
وی پس از پایان تحصیلات به روزنامهنگاری پرداخت و نوشتههای بسیاری را به زبانهای انگلیسی و فارسی منتشر کرد. سال 1972 از لندن به لس آنجلس رفت و چهارسال در آنجا بود. فرامرز اصلانی در سال 1975 به ایران بازگشت و فعالیت خود را در یکی از روزنامههای انگلیسیزبان به نام تهران ژورنال (Tehran Journal) وابسته به مؤسسه اطلاعات آغاز کرد.
اولین آلبوم و موفقیتهای زود هنگام

او در شبی که مهمان پری زنگنه بود، ترانه آهوی وحشی را نواخت. این ترانه مورد توجه دیگر مهمان آن جمع قرار گرفت که رئیس کمپانی سیبیاس رکوردز اینترنشنال در تهران بود.
این آشنایی به انتشار نخستین مجموعه آثار موسیقی فرامرز اصلانی با نام دلمشغولیها انجامید که به سرعت توانست جزو پرفروشترین آثار موسیقی در آن سال قرار گیرد.
دلمشغولیها یا اگه یه روز نخستین آلبوم موسیقی فرامرز اصلانی، هنرمند ایرانی است که در سبک پاپ تهیه شده و دارای 10 آهنگ است. این آلبوم را شرکت CBS در ایران منتشر کرد.
او میگوید «من سال 1972 بود که از انگلستان به لسآنجلس آمدم و چهار سالی اینجا بودم و بعد برگشتم به ایران و کارم را با CBS شروع کردم. یکی از دلایلی که به ایران برگشتم همین آهنگها بود که ساخته بودم. آن موقع «اگه یه روز»، «دیوار» و «دل اسیره» را ساخته بودم و دلم میخواست آنها را در ایران ضبط کنم.»
مطلب مشابه: بیوگرافی ابراهیم حامدی؛ از شروع خوانندگی تا مهاجرت، همکاری با شادمهر و ازدواج دوم
ترانه معروف اگه یه روز بری سفر

بدون هیچ شک و تردیدی ترانه اگه به روز معروفترین اثر فرامرز اصلانی است. در سال 1972 یا 73 (برابر با 1351) در آمریکا وقتی فرامرز اصلانی در یک شب بارانی در ترافیک گیر کرده بود صدای برفپاککن ماشینش در ذهن او ترانه اگه یه روز را ساخت.
«اگه یه روز» ترانهٔ ماندگاری شدهاست و به لهجههای مختلف و توسط مردم کشورهای مختلف از کرهای گرفته تا آمریکایی در یوتیوب یافت میشود. آژدا پکان خوانندهٔ ترکیهای این ترانه را در سه آلبومش به سه گونهٔ مختلف خواندهاست. دنیز سکی دیگر خوانندهٔ ترک برای این ترانه ویدیوکلیپ نیز ساختهاست. همچنین آن را به زبان اسپانیایی و زبانهای دیگر خواندهاند.
ترانه این آهنگ زیبا چنین است:
اگه یه روز بری سفر
بری زپیشم بی خبر
اسیر رویاها می شم
دوباره باز تنهامی شم
به شب می گم پیشم بمونه
به باد می گم تا صبح بخونه
بخونه از دیار یاری
چرا می ری تنهام می ذاری
اگه فراموشم کنی،ترک آغوشم کنی
پرنده دریا می شم
تو چنگ موج رها می شم
به دل می گم خواموش بمونه
میرم که هر کسی بدونه
می رم به سوی اون دیاری
که توش من رو تنها نذاری
اگه یه روزی نوم تو تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بیاد که منو مبتلا کنه
به دل می گم کاریش نباشه،بذاره درد تو دوا شه
بره توی تموم جونم،که باز برات آواز بخونم
که باز برات آواز بخونم
اگه بازم دلت می خواد یار یک دیگر باشیم
مثال ایوم قدیم بشینیم و سحر پاشیم
باید دلت رنگی بگیره،دوباره آهنگی بگیره
بگیره رنگ اون دیاری،که توش من رو تنها نذاری
از کارهای خود راضی ام
از بسیاری از کارهایم راضی هستم. می دانم کسانی که به من توجه دارند همیشه می گویند که من کم کار کرده ام، این را می پذیرم، این را قبول دارم. سعی می کنم بیشتر کار بکنم چون الان با چرخش نوینی که در زندگی هنری من آغاز شده است با این توری که ما داشتیم و از سال گذشته آغاز کردیم و هر روز و هر شب ما در شهرها و نقاط مختلف دنیا با مردم خودمان بوده ایم، این است که یک مقدار شوق و شعف من هم بخاطر بیشتر کار کردن زیادتر شده است.
زندگی شخصی و ازدواج

فرامرز اصلانی در طول زندگی خود دوبار ازدواج کرد، دفعه اول با دختر انگلیسی ازدواج کرد که حاصل این ازدواج 2 دختر با نام های فدرا و رکسانا بود. فرامرز بعد از سال ها از همسر اولش جدا شد اما دوستی این دو تا آخر عمر پابرجا ماند. فرامرز بعد ها با یک زن ایرانی به نام مرجان فکی ازدواج کرد. مرجان و فرامرز تا آخر عمر با یکدیگر بودند و زندگی مشترک این دو 24 سال ادامه داشت. فرامرز اصلانی 1 نوه دختر نیز داشت.
زندگی شخصی و مرز آن با هنر
من دو تا دختر دارم که هر دو آنها در لندن زندگی می کنند، از ازدواج قبلی من. این که می گویید گوشه گیری، گوشه گیری لازم است بخاطر این که شما بتوانید کار بکنید.
اگر شما قرار باشد که در کار هنری فکرتان همه اش این باشد که خودتان را نشان بدهید و بخواهید برای خودتان تبلیغ بکنید، یک مقدار زمانتان و توجه تان به طرفی می رود که حقیقتا در هنر یک مقدار زیادی است.
چون من فکر می کنم که اگر کاری خوب باشد کافی است که فقط به گوش برسد و آن گوش ها و زبان ها به گوش ها و زبان های دیگر می رسانند و این نقل می شود. این است که آن حالت “گوشه گیری” که می گویید و درمقابل اگر بخواهید “جنجال” را بیاورید من از آن گریزان هستم، از جنجال هنری گریزان هستم.
مطلب مشابه: بیوگرافی معین؛ زندگینامه معین و درباره زندگی شخصی و آثار هنری اش
فرامرز اصلانی چگونه ترانه مینویسد

من وقتی که ترانه می نویسم شاید از زبان کسی می نویسم که آن درد را دارد و نمی تواند بگوید، چون کار هنری باید اینطور باشد. حتما اینطور نیست که اگر یک نفری یک کتابی نوشته است حتما بیوگرافی خودش است. شما یک کاری را می بینید و در یک فضای فکری قرار می گیرید، شاید [در فضای] یادبودهایتان [قرار بگیرید]، و بیشتر گذشته یادی در کارهای من است، من بیشتر به زمانی برمی گردم که از نظر من پاک تر بوده است از نظر من کوچه های خاکی من بوده است. آن زمان من از زبان کسانی می نویسم که دلشان می خواهد این را بگویند و نمی توانند، می دانید چه می گویم، از آن زبان می گویم. این الزاما خود من نیستم.
واقعیت این است که باید زندگی را حس کرده باشی تا بتوانی آن حس را به دیگری انتقال دهی. برای من به خاطر این که همیشه با نوشتن سر و کار داشته ام، یکی از ساده ترین کارها سرودن شعر است. مثلا برخی از کنسرت هایم از ۴ نفر خواستم ۴ واژه را به من بگویند و پس از آنتراکت یک چهارپاره را با آهنگ برای آنها اجرا کردم. منتها ترانه ای که ماندگار باشد نیازمند زندگی است.
در نظر من کلام، نقش اول و برتر را دارد. متن ترانه مانند یک نقاشی است و موسیقی قابی است که آن را دربرمی گیرد. هرگاه این قاب و آن نقاشی با هم تناسب داشته باشند، حاصل کار زیبا و دلنشین خواهد شد.
از سوی دیگر، بسیاری از خوانندگان، خودشان ترانه ها را نمی نویسند و وقتی هم که آنها را اجرا می کنند، ترانه سرا را بیان می کنند نه خودشان را. وقتی از من می پرسند چرا سروده های دیگران را نمی خوانم، می گویم آگاهی من از خودم بیشتر است تا از دیگران و برعکس. من دوست دارم چیزی را که خودم تجربه و حس کرده ام بیان کنم.
موسیقی عاشقانه را دوست دارم

موسیقی عاشقانه را دوست دارم. ایتالیایی، فرانسوی و اسپانیولی. گاهی نه تنها زبان، بلکه حتی نام برخی را نمی دانم، اما از شنیدن موسیقی آنها لذت می برم. مثل یک پدر و دختر هندی که با هم می خوانند و صدای آنها مانند سازی است که می نوازند. به موسیقی کلاسیک هم علاقه دارم و کارهای ویوالدی، آلبینونی و راخمانینوف را دوست دارم. البته در موسیقی اسپانیولی هم که سرآمد همه از نظر من، “پاکو د لوچیا” است.
ادای احترام به دیگر خوانندگان ایرانی
در ایران اولین کسی که یک گیتار به دست گرفت و خواند، ویگن بود. او اولین و تنها خواننده بود و حق انتخاب دیگری هم در آن دوران نداشتیم. خوشبختانه کار ویگن خیلی خوب بود. فرهاد خواننده ی دیگری بود که دوستش داشتم. مهرپویا نیز در شمار خوانندگانی بود که نوآوری داشت. صدای ابی و کارهای داریوش را هم خیلی دوست دارم. البته در مورد داریوش باید بگویم که ما با هم خیلی جفت و جوریم و اگر نبودیم، همکاری مان ادامه نمی یافت.
در میان خوانندگان جدید، کار “مهرنوش” خوب است. گوگوش که همیشه خیلی خوب بوده و این روزها صدایش بهتر از همیشه شده است. مهم این است که خواننده توانایی خواندن یعنی صدای خوب را داشته باشد.
من صدها ایمیل دریافت می کنم که می پرسند چطور خواننده شویم. پاسخ من ساده است: “باید صدا داشته باشید.” بعد مطالعه و آموزش اهمیت می یابد. البته این روزها بهتر شده. 6 سال پیش، از هر 100 ترانه که می فرستادند، یک یا دو ترانه با دستکاری قابل تحمل بود.
حالا این تعداد به 8 تا 9 ترانه رسیده. وقتی من 18 سالم بود، خیلی بیشتر از یه جوان 18 ساله ی امروز که می خواهد خواننده شود، مطالعه کرده بودم.
متاسفانه برای بسیاری از جوانان علاقمند به موسیقی، این حرفه یا هنر تبدیل به راه فراری از موقعیت کنونی شان شده. در حالی که موفقیت در موسیقی زمان می برد. من تا 30 سالگی جرات نکردم به سراغ اشعار حافظ بروم، چه برسد به آن روی آن آهنگ بگذارم.
مطلب مشابه: بیوگرافی شادمهر عقیلی؛ از شروع فعالیت، کار در صدا و سیما تا مهاجرت و ازدواج
اواخر زندگی و مرگ

فرامرز اصلانی در اواسط اسفند 1402 در صفحه اینستاگرام خود از ابتلا به سرطان خبر داد. او در عصر 1 فروردین 1403 در 78 سالگی در بیمارستانی در شهر مریلند درگذشت. پیکر او بنا بر وصیتاش، سوزانده شد.
فرامرز الانی قبلها درباره مرگ گفته بود: والله من از سفر آخرت هراس ندارم، از چه سفری می توانم هراس داشته باشم. حقیقتا من از دوری هراس دارم، نه از سفر. از دوری هراس دارم، دوریی و جدایی برای من هراس بزرگی بوجود می آورد. این که می گویید بله خوب مثلا آژدا پکان در سه آلبومش سه طور مختلف “اگه یه روز” را خوانده است. مثلا دنیز سکی که در ترکیه خیلی معروف است ویدئویش را هم درست کرده است. آن را به زبان اسپانیایی خوانده اند، به هر زبانی که شما بگویید آن را خوانده اند…
تاثیر فرامرز اصلانی بر موسیقی ایرانی
فرامرز اصلانی یکی از هنرمندان برجسته و تأثیرگذار در موسیقی ایرانی است که با صدای خاص و سبک منحصر به فرد خود، نقش مهمی در معرفی و گسترش موسیقی پاپ ایران ایفا کرده است. او به عنوان خواننده، آهنگساز و نوازنده، به خصوص در زمینه آواز ایرانی شناخته میشود و آثارش تأثیر عمیقی بر نسلهای بعدی هنرمندان گذاشته است.
تأثیرات فرامرز اصلانی بر موسیقی ایرانی:
نوآوری در آواز:
فرامرز اصلانی با استفاده از تکنیکهای نوین در آواز و ترکیب آنها با سنتهای کهن، به خلق آثاری پرداخت که همزمان هم مدرن و هم سنتی بودند. این رویکرد او موجب جذب نسل جوان به موسیقی ایرانی شد.
تنوع در اجرا:
او در اجراهای خود از تنوع بالایی برخوردار بود و توانست سبکهای مختلف موسیقی را در آثارش به کار ببرد. این تنوع باعث شد که مخاطبان بیشتری به آثار او علاقهمند شوند.
توجه به شعر و ادبیات:
او همواره به اهمیت شعر در موسیقی تأکید داشته و با انتخاب اشعار زیبا و تأثیرگذار، توانسته است عمق عاطفی و معنوی آثارش را افزایش دهد. این توجه به شعر باعث شده است که آثارش نه تنها از نظر موسیقایی بلکه از نظر ادبی نیز ارزشمند باشند.
گسترش مرزهای موسیقی ایرانی:
فرامرز اصلانی با اجرای کنسرتها در خارج از کشور، توانسته است موسیقی ایرانی را به مخاطبان جهانی معرفی کند و فرهنگ ایرانی را در سطح بینالمللی ترویج دهد.
به طور کلی، فرامرز اصلانی با آثار و فعالیتهای خود تأثیر عمیقی بر موسیقی ایرانی گذاشته و نقش مهمی در حفظ و گسترش این هنر ارزشمند ایفا کرده است.
سخن پایانی
بسیار خرسندیم که تا پایان همراه سایت روزانه بودید. ما امروز و در مقاله فوق سعی کردیم تا درباره زندگی شخصی و حرفهای فرامرز اصلانی بنویسیم تا شما عزیزان و طرفداران با زندگی این اسطوره موسیقی بیشتر از قبل آشنا شوید. در پایان امیدواریم که از خواندن این مقاله نهایت لذت را برده باشید.










