کلیپ هوشنگ ابتهاج برای استوری (ویدیو های کوتاه از شعرخوانی استاد سایه)

کلیپ هوشنگ ابتهاج برای استوری (ویدیو های کوتاه از شعرخوانی استاد سایه)

کلیپ هوشنگ ابتهاج برای استوری را در روزانه برای شما دوستان قرار داده ایم. امیر هوشنگ ابتهاج (۶ اسفندِ ۱۳۰۶ – ۱۹ مردادِ ۱۴۰۱)، متخلّص به ه‍. ا. سایه، شاعر و پژوهشگرِ ایرانی بود. به اعتقاد بسیاری از نویسندگان و شاعران او را بزرگ‌ترین غزلسرای معاصر می‌نامند.

دانلود ویدیو

دانلود ویدیو

دانلود ویدیو

دانلود ویدیو

مطلب مشابه: زندگینامه هوشنگ ابتهاج؛ مروری بر زندگی شخصی و هنری سایه شاعر معروف

دانلود ویدیو

دانلود ویدیو

دانلود ویدیو

دانلود ویدیو

دانلود ویدیو

دانلود ویدیو

دانلود ویدیو

دانلود ویدیو

شعرهای زیبای هوشنگ ابتهاج

سر راه نشستیم و

نشستیم و شب افتاد

بپرسید

بپرسید

که آن ماه کجا رفت…

گر بگويم كه تو در خون منی

بُهتان نيست …

عاشقانه‌ترین اشعار هوشنگ ابتهاج

زیباست

آری زندگی زیباست ای عشق..

دیدار

دلفروز تو

عمر دوباره بود

چو شب

به راه تو ماندم که ماه من باشی…

اینجاست یار گم شده

گردِ جهان مگرد

ز روی خوب تو برخورده‌ام

خوشا دل من

که هم عطای تو را دید و هم

لقای تو را

یکجا به کنار تو

‏ارزد به جهان با غیر

سایهٔ او گشتم و او…

برد به خورشید مرا

در این پریشانی روزگار

مبادا

فراموش کنی

دوستت دارم

مطلب مشابه: اشعار غمگین هوشنگ ابتهاج؛ مجموعه 20 شعر احساسی غم انگیز سایه

عاشقانه‌ترین اشعار هوشنگ ابتهاج

شعر بلند عاشقانه سایه

پیشِ رخ تو ای صنم! کعبه سجود می‌کند       

در طلبِ تو آسمان جامه کبود می‌کند

حسن ملائک و بشر جلوه نداد این‌قدر

عکسِ تو می‌زند در او ، حسن نمود می‌کند

ناز نشسته با طرب، چهره‌به‌چهره، لب‌به‌لب

گوشه‌ی چشمِ مستِ تو گفت‌وشنود می‌کند

ای تو فروغ کوکبم تیره مخواه چون شبم      

دل به هوای آتشت این‌همه دود می‌کند

در دل بینوای من عشق تو چنگ می‌زند         

شوق به اوج می‌رسد، صبر فرود می‌کند

عطر دهد به سوختن، نغمه زند به ساختن

وه که دلِ یگانه‌ام کارِ دو عود می‌کند

مطرب عشق او به هر پرده که دست می‌برد

پرده‌سرای سایه را پُر ز سرود می‌کند

نشود فاش کسی آن‌چه میان من و توست

تا اشارات نظر نامه رسان من توست

گوش کن با لب خاموش سخن می‌گویم

پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید

حالیا چشم جهانی نگران من و توست

گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید

همه‌جا زمزمه‌ی عشق نهان من و توست

این همه قصه‌ی فردوس و تمنای بهشت

گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست

نقش ما گو ننگارند به دیباچه‌ی عقل

هرکجا نامه‌ی عشق است نشان من و توست

سایه زاتشکده‌ی ماست فروغِ مه مهر

وه از این آتش روشن که به جان من و توست

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.