غزل شماره ۴ از غزلیات حافظ [صبا به لُطف بگو آن غزالِ رَعنا را]

غرل شماره ۴ از غزلیات حافظ از دیوان حافظ را برای شما دوستان قرار داده‌ایم. دیوان حافظ کتابی است مشتمل بر همه اشعار باقی‌مانده از حافظ. بیشترِ این شعرها به زبان فارسی است، اما اشعار ملمع (به زبان فارسی و عربی) و یک غزل تمام عربی هم در آن به چشم می‌خورد. مهمترین بخش این دیوان، غزلیات است. شعرهایی در دیگر قالب‌های شعری مانند قطعه، قصیده، مثنوی و رباعی هم در این دیوان هست.

غزل شماره ۴ از غزلیات حافظ [صبا به لُطف بگو آن غزالِ رَعنا را]

غزل شماره ۴ حافظ شیرازی

صبا به لُطف بگو آن غزالِ رَعنا را

که سَر به کوه و بیابان، تو داده‌ای ما را

شِکرفُروش که عُمرَش دراز باد چرا

تَفَقُّدی نَکُنَد طوطیِ شِکرخا را؟

غرورِ حُسنت اجازَت مَگَر نداد اِی گُل

که پُرسِشی نَکُنی عَندَلیبِ شِیدا را؟

به خُلق و لُطف تَوان کرد صیدِ اهلِ نَظَر

به بند و دام نَگیرَند مرغِ دانا را

نَدانَمَ ازْ چه سبب رنگِ آشنایی نیست

سَهی‌قَدانِ سیَه‌‌چشمِ ماه‌سیما را

چو با حبیب نِشینی و باده پِیمایی

به یاد دار مُحِبّانِ بادپیما را

جُز این قَدَر نَتوان گفت در جَمالِ تو عیب

که وضع مِهر و وفا نیست رویِ زیبا را

در آسمان نه عجب، گَر به گفتهٔ حافظ

سُرودِ زُهره به رقص آوَرَد مَسیحا را

مطلب مشابه: غزل شماره 2 از غزلیات حافظ؛ صلاحِ کار کجا و منِ خراب کجا

مطلب مشابه: غزل شماره 3 از غزلیات حافظ؛ اگر آن تُرکِ شیرازی به‌‌ دست‌ آرَد دلِ ما را

معنی ساده این غزل شاهکار

غزل شماره 4 از غزلیات حافظ

این شعر از حافظ شیرازی، شاعر بزرگ ایرانی، یکی از اشعار زیبا و عمیق اوست که در آن به موضوعات عشق، زیبایی و حسرت پرداخته شده است. در ادامه، این شعر را به زبان ساده توضیح می‌دهم:

بیت اول:

“صبا به لُطف بگو آن غزالِ رَعنا را”: صبا (باد صبحگاهی) را به لطف و محبت بخوان و به او بگو که آن غزال زیبا (نماد معشوق) را به من برسان.

“که سَر به کوه و بیابان، تو داده‌ای ما را”: تو (معشوق) ما را به عشق و دلدادگی در کوه‌ها و بیابان‌ها رها کرده‌ای.

بیت دوم:

“شِکرفُروش که عُمرَش دراز باد چرا”: شکرفروش (فروشنده شکر) که عمرش طولانی باد، چرا؟

“تَفَقُّدی نَکُنَد طوطیِ شِکرخا را؟”: چرا به طوطی زیبا و شیرین‌زبان توجه نمی‌کند؟

 بیت سوم:

“غرورِ حُسنت اجازَت مَگَر نداد اِی گُل”: آیا زیبایی و غرور تو اجازه نداد که از حال معشوق بپرسی؟

“که پُرسِشی نَکُنی عَندَلیبِ شِیدا را؟”: آیا تو حتی از بلبل عاشق هم نمی‌پرسی؟

بیت چهارم:

“به خُلق و لُطف تَوان کرد صیدِ اهلِ نَظَر”: با خلق و لطافت خود می‌توانی دل اهل نظر (عاشقان) را بدست آوری.

“به بند و دام نَگیرَند مرغِ دانا را”: اما مرغ دانا (عاشق آگاه) را نمی‌توان در دام انداخت.

 بیت پنجم:

“نَدانَمَ ازْ چه سبب رنگِ آشنایی نیست”: نمی‌دانم چرا رنگ آشنایی و دوستی بین ما وجود ندارد.

“سَهی‌قَدانِ سیاه‌چشمِ ماه‌سیما را”: این حسرت نسبت به آن چشمان سیاه و زیباست.

 بیت ششم:

“چو با حبیب نِشینی و باده پِیمایی”: وقتی با محبوب نشسته‌ای و شراب می‌نوشی،

“به یاد دار مُحِبّانِ بادپیما را”: یادت نرود که عاشقان بادپیما (عاشقانی که در دوردست‌ها هستند) چه احساسی دارند.

 بیت هفتم:

“جُز این قَدَر نَتوان گفت در جَمالِ تو عیب”: جز این نمی‌توان گفت که در زیبایی تو عیب وجود ندارد.

“که وضع مِهر و وفا نیست رویِ زیبا را”: زیرا مهر و وفا در چهره زیبا نمی‌گنجد.

بیت آخر:

“در آسمان نه عجب، گَر به گفتهٔ حافظ”: در آسمان چیزی عجیب نیست، اگر به گفته حافظ گوش دهی،

“سُرودِ زُهره به رقص آوَرَد مَسیحا را”: آواز زهره (نماد زیبایی) می‌تواند مسیحا (نماد شفا و زندگی) را به رقص درآورد.

نتیجه‌گیری:

این شعر به زیبایی احساسات عاشقانه، حسرت، زیبایی و عشق را بیان می‌کند. حافظ با استفاده از استعاره‌ها و نمادها، عمق احساسات انسانی را به تصویر می‌کشد و خواننده را به تفکر درباره عشق و زیبایی دعوت می‌کند.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.