اشعار ریچارد براتیگان شاعر بزرگ آمریکایی؛ 10 شعر معروف و زیبای این شاعر
اشعار ریچارد براتیگان را در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه برای شما دوستان قرار دادهایم. ریچارد گَری براتیگان نویسنده و شاعر معاصر آمریکایی بود. از او 9 رمان، یک مجموعه داستان و چندین دفتر شعر منتشر شدهاست. رمان صید قزلآلا در آمریکا اولین و شناختهشدهترین اثر اوست. او عضو جنبش بیت بود. ریچارد براتیگان در 49 سالگی با تفنگ شکاری کالیبر 44 خودکشی کرد.

هوای عشق، بارانی است
نمیدانم این چه حسی است،
تا میآیم دختری را بسیار دوست داشته باشم
به خود شک میکنم
و این موضوع عصبانیم میکند.
درستش را نمیگویم
شاید هم دارم شروع میکنم
به امتحان کردن
ارزیابی کردن،
و محاسبه کردن
چیزی که میگویم.
وقتی میگویم: « فکر میکنی باران بگیرد؟ »
و او میگوید: « نمیدانم. »
این فکر به مغزم میرسد که: « آیا واقعاً دوستم دارد؟»
طور دیگر بگویم
کمی مشمئز کننده میشوم.
یک بار یکی از دوستانم گفت:
نمیدانم این چه حسی است،
تا میآیم دختری را بسیار دوست داشته باشم
به خود شک میکنم
و این موضوع عصبانیم میکند.
درستش را نمیگویم
شاید هم دارم شروع میکنم
به امتحان کردن
ارزیابی کردن،
و محاسبه کردن
چیزی که میگویم.
وقتی میگویم: « فکر میکنی باران بگیرد؟ »
و او میگوید: « نمیدانم. »
این فکر به مغزم میرسد که: « آیا واقعاً دوستم دارد؟»
طور دیگر بگویم
کمی مشمئز کننده میشوم.
یک بار یکی از دوستانم گفت:
اِکولالیا در اینستاگرام
« اینکه تنها با عدهای دوست باشی بیست بار بهتر از آن است که عاشقشان باشی.»
حالا فکر میکنم که حق با او بوده است، وانگهی
بالاخره جایی دارد باران میبارد و برنامهی گُلها را تنظیم میکند
و حلزونها را شاد نگه میدارد.
و تمام چیزی که ارزش اندیشیدن دارد این است.
مطلب مشابه: اشعار رابرت فراست؛ مجموعه اشعار بسیار احساسی و زیبا از شاعر بزرگ آمریکایی
مطلب مشابه: بهترین اشعار ادگار آلن پو؛ شاعر بزرگ آمریکایی با اشعار بلند احساسی رمانتیک
قلعه مرغان دریایی

هملت
با مرغی دریایی
زیر بازوانش
با اُفیلیا ازدواج کرد.
اُفیلیا هنوز خیس بود از
غرفهگی در آب.
او چون
گلی سپید بود
که مدتی طولانی
زیر باران رها شده باشد.
اُفیلیا گفت:
تو را دوست دارم
آن پرنده را هم که
در زیر بغل داری.
روی همین زمین زنده
این روزها انسان ها بر روی ماه گام میزنند
و رد پاهایشان را مثل کدو
روی آن دنیای مرده میکارند.
در حالی که
روی همین زمین زنده
در سال بیش از سه میلیون نفر از گرسنگی می میرند
اشعار کوتاه از این شاعر بزرگ
مثل دری که به فراموشی لولا شود،
آرام آرام
از دیدم خارج شد،
و او زنی بود که دوستش داشتم.
اما چه بسیار شب ها که
مثل گوزنی مکانیکی در میان نوازشهای من میخوابید
و من در سکوت آهنی رویاهای او
درد کشیدم
به خاطر میآورم تمامی آن ساعاتی که
مدرسه را خیره به ساعت
در انتظار زنگ تفریح، زنگ ناهار یا زنگ رفتن میگذراندم.
در انتظار هر چیز جز مدرسه.
معلمانم چه راحت تاخت و تاز میکردنند با جسیجیمز
در تمام آن زمانهایی که از من دزدیده بودند.
تقریباً با یک سلام ساده
همه چیز آغاز میشود
آنقدر گریه میکنی، تا خوابت ببرد
ولی هنوز حیرانی که
او کدام گوری رفته.
مطلب مشابه: اشعار چزاره پاوزه شاعر و متنقد ادبی ایتالیایی با مجموعه شعر زیبا و احساسی
مطلب مشابه: اشعار تی. اس. الیوت شاعر و نویسنده برنده جایزه نوبل ادبیات

شب است.
و شماری زیبایی
سپری شده در باد
خنده کنان همراه با
شاخههای درختان.
قهقههها،
رقص سایهها را
با بادبادکی مُرده بازی میکند،
متملقان
برگهای فرو ریخته را هم دلبستهی خود میکنند،
و چهار چیز دیگر را هم
میدانند.
یکی از آنها
رنگ گیسوانِ توست.
یک واژه
در انتظار
بهمنی میشود
از واژگان بیشتر،
آنگاه که
در انتظار
زنی هستی
سخت تو فکر تو
سوار اتوبوس شدم،
۳۰ سنت کرایه را دادم و از راننده
۲ تا بلیت خواستم،
پیش از آنکه یادم بیاد
تنها هستم.
بند ناف را دوباره نمیتوان بَست
تا زندگی دیگر بار در آن جریان
یابد.
اشکهای ما هرگز کاملاً
خُشک نخواهد شد.
اولین بوسهی ما اکنون روحی است،
که سرگشته در دهانمان میگردد، بدان هنگام که آنها
در نسیان محو میشوند.
عشق را بی خیال
دوست دارم
لابه لای موهای بلوندت
بمیرم
انگار
سالها طول کشید
که دسته یی بوسه
از دهانش بچینم
و در گلدانی به رنگ سپید
در قلبم
بکارم
اما
ارزشش را داشت
چون عاشق بودم
رک بگویم
میخواهم ببوسمت
چنان با محبت
که برای اولین بار
حس کنی که عشق
به سمت من
تعادلش را از دست میدهد
همه ی دختران باید
شعری داشته باشند، که برای آنان نوشته شده باشد
حتـا اگر لازم باشد برای این کار
آسمان به زمین بیاید
بترسی اگر، تنها می شوی
کارهای زیادی انجام می دهی
که از وجود تو نشئت نگرفته
ما همدیگر را می بینیم، تلاش مان را هم می کنیم،
اما چیزی رخ نمی دهد.
بعد از آن، هر وقت همدیگر را می بینیم
شرمنده ایم و روی مان را از هم بر می گردانیم.
مطلب مشابه: شعر انگلیسی کوتاه از شاعران معروف [ 100 اشعار قشنگ خارجی ]

در شیرینی اش
جایی که زخم های مرا می پیچد
گلی هست که زنبورها از عهده اش بر نمی آیند
برایشان زیادی غنی است
و می توانند بال هایشان را به سالن اپرا
و تمام عسل هایشان را
به نقشه های خسته کننده ی کالیفرنیایی
ناموجود تبدیل کند
خوب که تمام زخم هایم را پیچید
آنها را در کمدی می گذارد که قفسه هایش
بوی شبح دوچرخه می دهند
بعدش من غضب می کنم؛
می خواهم عاطفه اش
در جهت خواسته های من باشد
شعر زیبای اینجا نشسته ام
اینجا نشسته ام
به عنوان یک خراب کننده ی عشق
به تو فکر می کنم
وای متاسفم. تو را ناراحت کردم
اما کار دیگری نمی توانستم بکنم
چون مجبورم آزاد باشم
شاید همه چیز جور دیگری پیش می رفت
اگر کنار میز مانده بودی
یا از من خواسته بودی با تو بیرون بیایم
تا ماه را تماشا کنیم
به جای آنکه بلند شوی
و مرا با او تنها بگذاری
اشعار پراکنده و نو از ریچارد براتیگان
تَنش انگار قالب دستهام بود
نامهای عاشقانه از تیمارستان ایالتی
ریچارد براتیگان.
گاهی اوقات
زندگی صرفا بر سر قهوه است و
محبت دقیقا می تواند
در یک فنجان قهوه باشد …!
دستها
چیزهای خوبیاند
بهخصوص اینکه
از عشقبازی برگشته باشند.!
روزگاری یکی از دوستانم میگفت
دوست بودن با کسی
صد بار بهتر از
عاشق او بودن است …
گمان میکنم حق داشت!
هیچکس نمیداند
به تجربهاش می ارزد یا نه
اما بهتر از دست روی دست گذاشتن است.
این را مدام به خودم میگویم…
حرف تو که میشود، من چقدر ناشیانه وانمود میکنم که بیتفاوتم…
جهنمی بدتر از آن نیست که مدام به یاد بیاوری…
بوسه ای را که اتفاق نیفتاده است!
این که دیگران اندیشه ات را می پسندند به این معنی نیست که بدنت را هم از آن خود کنند!
هرچه بیشتر احساسِ تنهایی کنی ،
احتمالِ شروع
یک رابطه یِ احمقانه !
بیشتر می شود

نمیشود به عقب برگشت و گذشته را از نو ساخت، فقط میشود با آن کنار آمد.
بعضی وقت ها همه ی زندگی آدم فقط به قهوه بند است و همه ی صمیمیتی که با یک فنجان قهوه به دست می آید .
مطلب مشابه: اشعار زیبای والت ویتمن، پدر شعر آمریکا؛ مجموعه اشعار زیبای احساسی از او










