غزل شماره ۱۹ از دیوان شمس مولانا؛ امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را

غزل شماره ۱۹ ازدیوان شمس مولانا را برای شما دوستان آماده کرده‌ایم. مولانا یکی از بزرگ‌ترین عارفان تاریخ اسلام است و غزلیات او به عنوان یک منبع مهم در عرفان اسلامی شناخته می‌شوند. این اشعار به بررسی روابط میان انسان و خداوند و جستجوی حقیقت می‌پردازند. پیشنهاد می کنیم غزل شماره ۲۰ را هم بخوانید.

غزل شماره ۱۹ از دیوان شمس مولانا؛ امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را

غزل شماره ۱۹

امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را

می‌شد روان بر آسمان همچون روان مصطفا

خورشید از رویش خجل گردون مشبک همچو دل

از تابش او آب و گل افزون ز آتش در ضیا

گفتم که بنما نردبان تا برروم بر آسمان

گفتا سر تو نردبان سر را درآور زیر پا

چون پای خود بر سر نهی پا بر سر اختر نهی

چون تو هوا را بشکنی پا بر هوا نه هین بیا

بر آسمان و بر هوا صد ره پدید آید تو را

بر آسمان پران شوی هر صبحدم همچون دعا

مطلب مشابه: غزل شماره ۱۸ از دیوان شمس مولانا؛ ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما

مطلب مشابه: غزل شماره ۱۷ از غزلیات مولانا (آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا)

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، مولانا است و در آن به توصیف زیبایی‌های عشق و حالت‌های روحی ناشی از آن پرداخته شده است. حالا بیایید آن را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. بخش اول:

   شاعر می‌گوید که امروز یار (عشق یا محبوب) خود را دیده و این دیدار برای او بسیار خوشایند بوده است. او یار را به گونه‌ای توصیف می‌کند که مانند نور خورشید در آسمان می‌درخشد و رونق و زیبایی به زندگی می‌بخشد.

2. بخش دوم:

   شاعر به تأثیر زیبایی یار بر جهان اشاره می‌کند. او می‌گوید که نور یار باعث خجالت خورشید می‌شود و زیبایی او به حدی است که آب و گل (طبیعت) را تحت تأثیر قرار می‌دهد و آنها را زنده‌تر و زیباتر می‌کند.

3. بخش سوم:

   شاعر از یار می‌خواهد که نردبانی نشانش دهد تا بتواند به آسمان برود و به او نزدیک‌تر شود. اما یار به او پاسخ می‌دهد که برای رسیدن به آسمان، باید سر خود را زیر پا بگذارد.

4. بخش چهارم:

   شاعر ادامه می‌دهد که اگر پای خود را بر سر بگذارد، به بالاترین نقاط می‌رسد و می‌تواند بر آسمان پرواز کند. این بخش به نوعی نشان‌دهنده این است که برای رسیدن به عشق و آرزوها باید از موانع عبور کرد و به فراتر از محدودیت‌ها رفت.

5. بخش پایانی:

   در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که اگر کسی بتواند بر موانع غلبه کند، به راحتی می‌تواند در آسمان پرواز کند و هر روز مانند دعا، به سمت محبوب خود برود.

نتیجه‌گیری

این شعر به زیبایی عشق، تلاش برای رسیدن به معشوق و غلبه بر موانع زندگی اشاره دارد و نشان‌دهنده قدرت عشق در ایجاد تغییرات مثبت در زندگی انسان‌هاست.

مطلب مشابه: غزل شماره ۱۶ از دیوان شمس مولانا؛ ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا

مطلب مشابه: غزل شماره ۱۵ از دیوان شمس مولانا؛ ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش را

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.