انشا در مورد آتش نشان / انشا درباره شجاعت و سختی این شغل

در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه برای شما دانش آموزان و والدین عزیز چندین انشا درباره آتش نشان و شغل آتش نشانی را قرار دادهایم. انشا به دانشآموزان کمک میکند تا مهارتهای نوشتاری خود را تقویت کنند. با تمرین نوشتن انشا، فرد میتواند نحوهی ساختاردهی جملات، استفاده از واژگان مناسب و ایجاد انسجام در متن را یاد بگیرد.
فهرست موضوعات این مطلب
انشا در مورد شغل آتش نشانی
(( آ )) مثل آتش نشانی.
آتش نشانی شغل نیست بلکه عشق است.
ما مردم ایران این مردان شجاع و نترس را دوست داریم و آن ها را از یاد نمی بریم.
حال ما باید چه کنیم تا از این آتش نشان ها تشکر و قدردانی کنیم؟
ما می توانیم به توصیه هایی که آتش نشان ها درمورد ایمنی و جلوگیری از رخداد حادثه می شود توجه کنیم، تا هیچ حادثه ی ناگواری رخ ندهد.
بهترین تقدیر از اتش نشانان این است که همگی دست در دست هم دهیم و در چهارشنبه سوری هر سال هیچ آتشی روشن نکنیم که باعث ایجاد حادثه ی غمناکی شویم، تا آتش نشانان بتوانند در عید نوروز به سلامت در کنار خانواده هایشان نوروز خود را جشن بگیرند.
انشای تحقیقی درباره آتش نشان

اگرچه حرفه آتش نشانی از مشاغل سخت و زیان آور است اما با مقایسه شرایط حرفه ای شغل آتش نشانی در کشورمان با دیگر کشورهای پیشرفته دنیا، متاسفانه در ایران به اندازه کافی به فراهم آوردن امکانات و شرایط اقتصادی و روحی مساعد برای آتش نشانان توجه ویژه ای نشده و این در حالی است که در کشورهای پیشرفته شغل آتش نشانی در زمره مشاغل با ریسک خطر بالا محسوب می شود.
هر حرفهای سختیها و شیرینیهای خاص خودش را دارد. اما سختی و دردسر بعضی شغلها نسبت به بقیه بیشتر است، آتشنشانی یکی از این شغلهاست.در واقع آتشنشانان به دلیل ویژگیهای شغل خود همواره در معرض آسیبهای جسمی و حتی روحی قرار دارند.این مشاغل چون اغلب با مرگ و زندگی افراد سر و کار دارند مسلماً استرس زیادی را متحمل می شوند.
آتش نشانان در هر مأموریت به طور معمول در معرض چندین عوارض از جمله عوارض ناشی از استرس رانندگی و ترافیک، عوارض ناشی از اثرات دود و گازهای سمی در محل های عملیات، عوارض ناشی از صدای آژیر، بلندگو و نور چراغ گردان، عوارض ناشی از ترشح هورمون های دفاعی و آمادگی بدن در برابر حوادث، اثرات ناشی ازحرارت در محل حریق، عوارض ناشی از تماس یا جذب مواد شیمیایی از طریق پوست، عوارض ناشی از صدمات فیزیکی در حین انجام وظیفه، عوارض ناشی از دریافت پرتوهای یون ساز و تشعشعات رادیواکتیویته قرار می گیرند.
علاوه بر این، آتش نشانان در هنگام انجام عملیات نجات و امداد در معرض عوارضی نظیر رؤیت صحنه های دلخراش و تألم آور، عوارض ناشی از وقوع انفجار در صحنه حادثه، عوارض ناشی از مسائل ارگونومی وسایل و تجهیزات و ماشین آلات، عوارض ناشی از انجام خدمت به صورت شیفتی، عوارض ناشی از عدم تغذیه صحیح و متناسب باحرفه، عوارض ناشی از استرس پس از حادثه، عوارض ناشی از کارکردن در محیط های آلوده، عوارض ناشی از کارکردن در محیط های مرطوب نیز قرار می گیرند.
بنابراین، وجود فاکتورهایی از قبیل سرو صدا، محیط عفونت زا و آلوده، مواد شیمیایی و گازهای سمی، مواد رادیواکتیو، کار در محیط غیر متعارف، وجود ذرات معلق در هوا، کار در شرایط جوی نامساعد، کار در ارتفاع، ریزش و برخورد اجسام خارجی، انفجار، خطر برق، سطوح شیب دار و لغزنده، کار در فضای مسدود و سر بسته، کار در اعماق، کار در محیط های با حرارت بالا، جابجا کردن قطعات سنگین، کار در فضای باز، کار در محیط های مرطوب، کار در محیط های متعفن و نامطبوع، کار در شرایط روحی نامساعد از مهم ترین عواملی است که شرایط محیط کار آتش نشانان را از حالت عادی خارج می کند.
بر این اساس، مقایسه فاکتورها و عوامل زیان آور در محیط کار با شرایط ویژه شغل آتش نشانی گواه آن است که کلیه فاکتورها و عوامل مذکور در حرفه آتش نشانی وجود داشته ضمن اینکه فاکتورهای دیگری نیز وجود دارد که در این مقدمه لحاظ نشده است. لذا یک آتش نشان در هر حادثه حداقل 10 مورد از عوامل زیان آور را لمس می کند همچنین آتش نشان در طول خدمت با تمامی فاکتورهای زیان آور در صحنه های عملیات و امداد رسانی مواجه است.
آتش نشانان که آماده ی گزارشات تلفنی هستند باید بتوانند برای کمک های اورژانسی با هر درجه ای از وخامت از یک تصادف اتومبیل ساده تا انفجار مهیب پاسخگو باشند.
آتشنشان بودن نیاز به آمادگی جسمانی بالایی دارد و ورزش نیاز اصلی آتشنشانان است. آتشنشانها همواره در معرض خطرات گوناگونی قرار دارند و در حقیقت آتشنشان وارد مکانی میشود که همه از آنجا میگریزند. بنابراین استرس این شغل خیلی بالاست، اما زمانی که موفق به نجات جان یک انسان میشویم لذت و شیرینی کار را با تمام وجود حس میکنم. البته زمانی هم که با مورد فوتی و خسارات سنگین مواجه میشویم خواه ناخواه در روحیهمان تأثیر میگذارد.
واضح است که یک آتش نشان هنگام مبارزه با حریق و موارد اضطراری بمنظور حفظ جان اشخاص و سرمایه های ملی بایدبدون تعلل و خطا عمل نماید، برای این منظور یک آتش نشان باید از هر حیث آمادگی کامل داشته باشد. اگر آموزشهای تئوری و عملی مستمر در کار نباشد طبعاٌ به مرور زمان مطالب فراموش می شود و کاربرد ابزار و ادوات نجات و اطفاء حریق به اشتباه و یابا تأخیر و تعلل صورت خواهد گرفت. به همین منظور سعی شده است تا اندازه ای آموزشهای مورد نیاز یک آتش نشان در این مقاله آورده شود تا ضمن فراگیری و بکار گرفتن آنها و با استعانت از خداوند متعال بتوانیم در طول خدمت در اینگونه مشاغل آنگونه که شایسته و برازنده یک آتش نشان است عمل نمائیم.
مطلب مشابه: انشا شغل آینده + 6 انشای زیبا با موضوع شغل و کار آینده
مطلب مشابه: انشا معلم ؛ انشا در مورد معلم ؛ 7 انشای زیبا در مورد معلم و شغل معلمی
انشا درباره آتشنشان به سبک توصیفی
جامعه به افراد گوناگون نیاز دارد که هرکدام شغل و وظیفه ای را برعهده بگیرند. بعضی از شغلها از بقیه سختتر هستند و افراد خاصی آنها را انتخاب میکنند. آتشنشان فردی است که یکی از مشاغل دشوار را انتخاب کرده است.
آتشنشان یا مأمور آتشنشانی دورههای مختلف را گذرانده و به صورت تخصصی به خاموش کردن و کنترل آتش میپردازد. وظیفه اصلی آتشنشانها خاموش کردن و مهار آتش است، با این حال وظایف دیگری را هم برعهده میگیرند. نجات افرادی که در حوادث طبیعی در معرض خطر هستند، مثل کسانی که در چاه افتادهاند یا در محل دربسته مثل آسانسور گیر کرده یا زیر آوار مدفون شدهاند، دستشان لای نردهها گیر کرده و… از وظایف آنهاست.
آتشنشان باید به مردم و نجات جان آنها از خطر علاقهمند باشد. از لحاظ بدنی قوی بوده و سلامت روان داشته باشد. او باید در مواقع خطرناک آرامش خود را حفظ کند و به سرعت عکس العملنشان دهد. همچنین حس همکاری قوی داشته باشد تا با دیگر آتشنشانها در اجرای عملیات نجات هماهنگ شود.
جایگاه آتشنشان در ایران اگرچه از لحاظ مادی و حقوقی بالا نیست ولی از نظر ارزش معنوی آتشنشانها نزد مردم ارزش بالایی دارند. در ایران هفتم مهر ماه به عنوان روزآتشنشانی و ایمنی نامگذاری شده است و در این روز از آتشنشانان تقدیر میشود. افراد حادثهدیده در سراسر کشورمان برای برقرار کردن تماس تلفنی با مرکز آتشنشانی باید به شماره ۱۲۵ زنگ بزنند.
برای اینکه فردی بتواند آتشنشان شود باید حداقل ۱۸ سال سن داشته و قد او از ۱۷۰ سانتیمتر بلندتر باشد. علاوه بر این از داوطلبان آتشنشان شدن آزمونی گرفته میشود تا مقدار آمادگی جسمانی، عکسالعمل سریع، حفظ خونسردی در شرایط بحرانی و… در آنها سنجیده شود.
آتشنشانها بسته به سابقه و آموزشهایی که دیدهاند درجات مختلفی دارند. در کل ۱۹ درجه آتشنشانی وجود دارد که پایینترین درجه «آتشنشان سوم» و بالاترین درجه «فر آتش پاد» نام دارد.
با همه این تعاریف در آخر به این نتیجه میرسیم که شرط اول آتشنشان شدن، علاقه داشتن به این شغل است.
انشا درباره آتشنشانان فداکار به سبک داستانی و احساسی

آتش به شدت شعله میکشد و هیچ کس جرئت ندارد به محل آتشسوزی نزدیک شود. همان وقت فردی هست که با شجاعت و آرامش پا درون آتش میگذارد. آن فرد آتش نشان است. آتشنشان میسوزد تا دیگران نسوزند.
نیمه شب است و تازه از یک مأموریت نجات فردی از داخل فضای دربسته برگشتهاند. خواب و بیدار هستند که آژیر مرکز آتشنشانی با بالاترین درجه ممکن به صدا درمیآید و گروه با عجله خود را به محل حادثه میرسانند. این عجله برای چیست؟ آیا جز اینکه نجات جان انسانی شریف اولین وظیفه آنهاست؟ در خطر انداختن جان جود برای زندگی یک نفر دیگر مسئلهای است که فقط یک عاشق از پس درک آن برمیآید و آتشنشان عاشق است. آتشنشانی شغل نیست و عشق است.
به محل آتشسوزی که میرسند، اوضاع کاملاً به هم ریخته است. اضطراب و وحشت بر محل حادثه سایه انداخته است. عدهای ناله میکنند و دیگران بر سر خود میزنند. مادری اشکریزان فریاد میزند:«بچهام در آتش مانده است» و دنیا انگار روی سر پدرش خراب شده است که هرچند دقیقه نزدیک آتش میشود و باز خودش را عقب میکشد؛ نمیداند چه کند.
آتشنشان با قدرت و صلابت به میدان میآید تا مردم امیدوار شوند. از پدر کودکنشانیهای لازم را میگیرد و داخل آتش میشود. چه شیرین است آن لحظه که آتشنشان با طفل معصومی در آغوش از میان آتشها بیرون میآید. کودک را در پناه خود گرفته در حالی که خودش بر اثر گرما خسته و رنجور شده است. کودک را به والدینش میسپارد و برای کمک به همکارانش که در حال خاموش کردن آتش هستند، دوباره به طرف شعلهها راهی میشود.
اما پشت این همه آرامش آتشنشان چه دلهرهای است؟ دلهره اینکه فردی وسط آتش بماند و او نتواند نجاتش دهد. هیچ مزدی برای آتشنشان نمیتواند جای لبخند مردم را پس از نجات جان خود یا عزیزانشان بگیرد.
آتشنشان با انتخاب چنین شغلی که جان خودش را برای نجات جان دیگران به خطر میاندازد، به راستی که یک فرشته نجات است. یک آتشنشان فداکار همواره در قلب مردم جای دارد.
مطلب مشابه: انشا در مورد آینده + 7 انشا در مورد زندگی آینده و موفقیت ها
مطلب مشابه: انشا در مورد پرستار + 11 انشای دانش آموزی و زیبای ادبی در مورد پرستاران
عنوان: فرشتههای سرخِ بیخواب
مقدمه:
اگر بگویند قهرمان چه کسی است، شاید خیلیها نام ورزشکاران مشهور یا دانشمندان بزرگ را بیاورند. اما در نگاه من، قهرمانان واقعی کسانی هستند که جان خود را کف دست میگیرند تا دیگران در آرامش زندگی کنند. یکی از این قهرمانان گمنام، آتشنشان است؛ انسانی که شغلش فقط خاموش کردن آتش نیست، بلکه نجات امید و زندگی است.
بدنه (توصیف و روایت):
آتشنشان را تصور کنید. مردی با لباسی ضخیم و ضدحریق، کلاهخودی بر سر که چهرهاش را در هالهای از دود و بخار پنهان کرده است. چکمههای سنگینش را به دوش میکشد، کپسول اکسیژن را محکم بر پشت بسته و با طناب و تبر، آمادهٔ ورود به دل آتش است. جایی که غیر از او، هیچ موجود زندهای دوام نمیآورد.
شغل آتشنشانی فقط شجاعت نمیخواهد؛ آنها باید سریع تصمیم بگیرند، تیمکار خوبی باشند و از نظر جسمانی و روحی قوی باشند. یک لحظه تردید میتواند به قیمت جان خودشان یا دیگران تمام شود. آنها در میان دود غلیظ، روی یخهای لیز، زیر آوار ساختمانها، و حتی درون تونلهای تاریک، راهی برای نجات پیدا میکنند.
یادم میآید در محلهٔ ما خانهای آتش گرفته بود. همه با وحشت به شعلههای سرکش نگاه میکردیم. ناگهان صدای آژیر به گوش رسید. چند مرد با لباس نارنجی از ماشین بیرون پریدند و بدون معطلی وارد دود و آتش شدند. چند دقیقه بعد، یکی از آنها کودکی را در آغوش گرفت و از میان دود بیرون آمد. آن لحظه، انگار نور از دل تاریکی زاده شد. آتشنشان خسته بود، دستکشهایش سوخته بود، اما لبخند کودک در آغوشش، لبخند امنیت بود.
نتیجهگیری:
آتشنشان فقط یک شغل نیست؛ یک تعهد انسانی است. آنها به ما میآموزند که خطر را به جان بخریم برای نجات دیگری. کافی است یک بار آتشنشانی را در حال خاموش کردن آتش ببینید تا بدانید قهرمانی چیست؛ قهرمانی که لباسش دود گرفته، اما دلش پر از نور است. به راستی که آتشنشانان، فرشتههای سرخی هستند که در میان شعلهها، پلی از جنس ایمان به سمت زندگی میسازند.
قهرمانی که آتش را بغل میکند
مقدمه:
همهٔ ما از کودکی قصهٔ قهرمانانی را شنیدهایم که اژدها را شکست میدهند. اما در دنیای واقعی، اژدها آتش است و قهرمانی که با آن روبرو میشود، آتشنشان نام دارد. کسی که تنها سلاحش ایمان، شجاعت و عشق به همنوع است.
بدنه:
آتشنشانی فقط خاموش کردن شعله نیست؛ این شغل، میدان جنگی با مرگ است. آتشنشان هر روز با موجودی بیرحم و بیامان روبرو میشود که هیچ چیز را جز نابودی نمیشناسد. اما آتشنشان در برابر این هیولا میایستد، با لباسی که گاهی خودش هم در آتش میسوزد، با نفسی که در میان دود راهی برای زنده ماندن پیدا میکند.
واقعیت این است که هیچکس برای تماشا به ایستگاه آتشنشانی نمیرود. مردم آنجا را با صدای آژیر میشناسند؛ صدایی که یا خبر از یک حادثه میدهد یا پایان آن. اما پشت این ماشینهای قرمز، انسانهایی نشستهاند که شبها به سختی میخوابند، چون هر لحظه ممکن است زنگ خطر به صدا درآید. آنها تولد فرزندشان را در ایستگاه جشن گرفتهاند، سال تحویل را با دیدن آتش سهمگین پشت پنجره ماشین آتشنشانی دیدهاند، و بارها شده که سفرهٔ افطارشان را نیمهکاره رها کردهاند تا به سوی آتش بدوند.
در یک زلزلهٔ شدید، تصاویری از آتشنشانان دیدم که با دستان خونی، زیر آوار دنبال کوچکترین صدایی میگشتند. نه از ریزش بیشتر میترسیدند، نه از خستگی. فقط یک چیز مهم بود: نجات یک زندگی دیگر. یکی از آنها گفت: «وقتی صدای «ناجی» را از زیر آوار میشنوم، دیگر هیچ دردی احساس نمیکنم.» این همان رازی است که آتشنشانان را از دیگران جدا میکند: آنها در میان بدترین صحنههای زندگی انسانها، بهترین نسخهٔ خودشان را نشان میدهند.
نتیجهگیری:
آتشنشانان ثابت کردهاند که آتش فقط سوزاندن نیست؛ گاهی آتش عشق به زندگی در دل یک انسان آنچنان شعله میکشد که حتی بزرگترین آتشسوزی را خاموش میکند. آنها قهرمانان بینشان روزهای ما هستند. پس اگر روزی صدای آژیر را شنیدیم، یادمان باشد که عدهای برای نجات ما به دل آتش زدهاند. برایشان دستی به آسمان بلند کنیم و بگوییم: «خدا پشت و پناهتان، فرشتههای سرخ زمین.»
مطلب مشابه: انشا کارگر با 10 انشا زیبای ادبی کوتاه و بلند درباره قشر زحمت کش کارگر
مطلب مشابه: متن درباره شغل آرایشگری؛ جملات جالب درباره آرایشگرها
انشای زیبا درباره آتش نشان

مقدمه:
بعضی شغلها را برای پول انتخاب میکنیم، بعضی را برای شهرت. اما شغلی هم هست که فقط برای “انسان بودن” انتخاب میشود: آتشنشانی. شغلی که در آن، هر روز با مرگ دست و پنجه نرم میکنی تا زندگی دیگری را خریده باشی.
بدنه:
آتشنشان را در نگاه اول سخت و خشن تصور میکنیم. مردی با ماهیچههای ستبر و چهرهای جدی. اما اگر از نزدیک ببینیش، میفهمی مهربانترین قلبها زیر آن لباس ضخیم پنهان شده است. آتشنشانی که در میان دود و آتش، گربهای را از بالای درخت نجات میدهد، یا بچهای را که توپش رفته روی پشتبام، با لبخند به آغوش مادرش برمیگرداند.
روزی در خبر خواندم که یک آتشنشان پیرزن نابینایی را از آتش نجات داده بود. پیرزن در میان دود، دستش را روی صورت آتشنشان کشیده بود و گفته بود: «تو ریش داری، مثل پسرم که سال پیش مرد.» آتشنشان که خودش پدر دو فرزند بود، آن شب تا صبح در کنار پیرزن ماند تا نترسد. این یعنی آتشنشانی فقط خاموش کردن آتش نیست؛ یعنی روشن کردن امید در تاریکترین لحظههای زندگی آدمها.
اما آتشنشانان فقط در آتشسوزی حاضر نیستند. آنها در سیل، زلزله، تصادف، ریزش ساختمان و حتی نجات کسانی که قصد خودکشی دارند، اولین نفرند. انگار هیچ خطری برایشان وجود ندارد؛ فقط یک هدف: نجات. شاید به همین دلیل است که وقتی آتشنشانی در حین مأموریت جانش را از دست میدهد، هزاران نفر بیآنکه او را بشناسند، در تشییع جنازهاش شرکت میکنند. چون مردم میدانند این مرد برای نجات غریبهها از زندگیاش گذشته است.
نتیجهگیری:
ما شاید هر روز از کنار ایستگاه آتشنشانی رد شویم و حتی نگاهی نیندازیم. اما بدانیم که همین آدمهای ساده با لباسهای نارنجی، شبها بیدار میمانند تا ما راحت بخوابیم. آتشنشان یعنی قهرمانی که با آتش دست میدهد، اما به روحت آتش نمیزند. اگر روزی صدای آژیر را شنیدی، بگو: «سلام بر شجاعت، سلام بر آتشنشان.»
انشا درباره پدر آتش نشان
مقدمه:
بابا، امروز در مدرسه از همه پرسیدند پدرت چه کاره است؟ همه گفتند: دکتر، مهندس، معلم، خلبان. نوبت من که رسید، گفتم: «بابای من آتش است!» همه خندیدند. خانم معلم لبخند زد و گفت: «یعنی آتشنشان؟» گفتم: «بله… ولی راستش بابای من خود آتش است. چون اصلاً از آتش نمیترسد!»
بدنه:
بابا، تو را خیلی کم میبینم. اکثر شبها که بیدار میشوم، جای تو روی مبل خالی است. مامان میگوید: «بابات رفته آتش را خاموش کند، زود برمیگردد.» اما گاهی زود برنمیگردی. گاهی صبح که بیدار میشوم، تو هنوز نیامدهای. مامان نگران است اما به من میگوید نگران نباش.
یک شب، تو را در تلویزیون دیدم. خانهای آتش گرفته بود و تو با آن لباس نارنجی و کلاه بزرگ، وارد آتش میشدی. از پشت شیشهٔ تلویزیون، شعلهها تا آسمان رفته بود. دلم میخواست فریاد بزنم: «بابا نرو!» اما جرئت نکردم، چون میدانستم تو باید بروی. مامان دستش را روی شانهام گذاشت و گفت: «بابات قهرمان است. هیچکس جرئت نمیکند وارد آتش شود، جز فرشتهها.»
بابا، یادم میآید یک بار کفشت را درآوردی. دیدم کف پایت تاول زده و دستت باندپیچی شده است. گفتم: «بابا درد ندارد؟» تو خندیدی و گفتی: «این درد که چیزی نیست، مهم این است که مردم سالم به آغوش خانوادهشان برگشتند.» آن شب وقتی خواب بودی، کنارت نشستم و برایت دعا کردم. از خدا خواستم هیچ وقت آتش به تو نرسد.
دیشب دوباره زنگ خورد و تو رفتی. صدای آژیر که بلند شد، مثل همیشه از پنجره نگاهت کردم. رفتی و انگار خورشید را با خودت بردی. اما میدانم وقتی برمیگردی، با آن دستهای سوخته، بغلم میکنی و میگویی: «نترس عزیزم، من برگشتم.»
نتیجهگیری:
بابا، دیگران نمیدانند تو چه قدر بزرگ هستی. آنها فقط یک آتشنشان میبینند، اما من میدانم تو فرشتهای. فرشتهای که لباسش از جنس صبر است، کلاهش از جنس شجاعت، و قلبی داری که حتی از آتش هم گرمتر است. راستی بابا… قول بده همیشه برگردی، چون بدون تو، زندگی برای من از آتش هم سختتر است.
مطلب مشابه: انشا با موضوع برای زندگی بهتر چه کنیم؟ (با مقدمه، بدنه و نتیجه گیری)
مطلب مشابه: انشا پدر + 15 انشا بسیار زیبای ادبی کوتاه و بلند با موضوع پدر










