انشا با موضوع اگر مخترع بودم، چه چیزی اختراع می‌کردم؟

انشا با موضوع اگر مخترع بودم، چه چیزی اختراع می‌کردم؟

انشا اگر مخترع بودم، چه چیزی اختراع می‌کردم؟ را در روزانه برای شما دانش آموزان قرار داده‌ایم. انشا به فرد این امکان را می‌دهد که خلاقیت خود را به نمایش بگذارد. با نوشتن داستان‌ها یا توصیف‌های خلاقانه، فرد می‌تواند دنیای خیالی خود را بسازد و احساسات و ایده‌های جدیدی را کشف کند.

فهرست موضوعات این مطلب

انشا درباره اگر من مخترع بودم چه چیزی اختراع می کردم؟

انسان ها در طول تاریخ ابزارهای زیادی اختراع کرده اند که اکثر آن ها مفید بوده و باعث پیشرفت بشر و آسان شدن خیلی از کارها شده است مثل اختراع کامپیوتر ، اتومبیل ، هواپیما و…

اما بسیاری از اختراعات هم بوده که باعث خرابکاری و کشته شدن خیلی از انسان ها شده است مثل بمب اتم ، اسلحه و …

همیشه به این موضوع فکر می کنم که اگر من مخترع بودم چیز های زیادی اختراع می کردم و همه ی آن ها را در راه پیشرفت استفاده می کردم و هیچ وقت چیزی که باعث نابودی و ناراحتی انسان ها می شود را اختراع نمی کردم.

اولین چیزی که من اختراع می کردم تا با آن به همه کمک کنم یک دستگاه دروغ سنج کوچک دارای هشدار بود که به صورت اجباری به همه ی آدم ها وصل می شد تا دیگر هیچ کس نتواند در دنیا دروغ بگوید زیرا بسیاری از مشکلات و ناراحتی های ما به خاطر دروغ گفتن به وجود می آید و هیچ کس از شنیدن حرف دروغ خوشش نمی آید و اگر متوجه شود که دروغ شنیده حتما بسیار ناراحت خواهد شد.

دستگاهی که من اختراع می کردم باعث می شد اگر کسی در مورد موضوعی به ما دروغ گفت ما در همان لحظه متوجه شویم و او از کارش شرمنده شود و در این صورت اگر کسی چند بار دروغش رو می شد دیگر دست از این کار بر می داشت.

دومین چیزی که اختراع می کردم یک داروی جادویی بود، دارویی که بتواند همه بیماری ها را درمان کند و کسی به خاطر بیماری رنج نکشد و کودکی پدر و مادر و نزدیکان خود را به خاطر بیماری از دست ندهد و غصه نخورد.

سومین اختراعم این بود که دستگاهی طراحی کنم و بسازم که من و بچه های دیگر هر وقت هر اسباب بازی و خوراکی که خواستیم سریع آن را برای مان درست کند تا ما بتوانیم از آن استفاده کنیم و لذت ببریم و هیچ وقت به خاطر نداشتن اسباب بازی مورد علاقه مان ناراحت و غمگین نشویم.

چهارمین اختراعم هم این بود که ماشین زمان اختراع کنم که هر وقت خواستیم به گذشته و آینده سفر کنیم، چون دوست دارم بدانم آدم ها در گذشته های دور چطور زندگی می کردند و هم چنین در آینده چه چیز های جدیدی توسط بشر اختراع می شود و انسان ها چه پیشرفت هایی می کنند. زیرا همیشه انسان ها رو به جلو حرکت کرده اند و حتما بعد از ما هم چیزهای شگفت انگیزی اختراع خواهد شد که شاید ما هرگز آن ها را نبینیم مثل خیلی از وسایلی که اکنون ما در اختیار داریم اما برای کسانی که قبل از ما زندگی کرده اند این اختراعات مثل رویا و خیال بوده است اما انسان با تلاش و فکر و به کمک علم توانسته است به آن ها دست پیدا کند.

مطلب مشابه: انشا با موضوع من کیستم؟ ۸ انشا ادبی و توصیفی پایه های مختلف

مطلب مشابه: انشا در مورد سنگ برای پایه های مختلف با مقدمه، بدنه و نتیجه گیری

انشا درباره اگر مخترع بودم، چه چیزی اختراع می‌کردم؟

انشا درباره اگر مخترع بودم، چه چیزی اختراع می‌کردم؟

مقدمه:

چشمانم را می‌بندم و به دنیایی پر از ایده‌های شگفت‌انگیز سفر می‌کنم. در این دنیای خیالی، من یک مخترع هستم، با موهای آشفته و عینک گردی که روی دماغم نشسته. در کارگاهم پر از ابزار و وسایل عجیب و غریب، غرق در دنیای خلاقیتم هستم. اما من چه چیزی اختراع می‌کنم؟

بدنه:

اگر من مخترع بودم، دستگاهی اختراع می‌کردم که به مترجم حیوانات معروف می‌شد. با این دستگاه شگفت‌انگیز، می‌توانستم با هر حیوانی صحبت کنم! دیگر هیچ مشکلی بین انسان‌ها و حیوانات وجود نداشت. می‌توانستم با سگ‌ها درباره بازی مورد علاقه‌شان صحبت کنم، از گربه‌ها رازهایشان را بپرسم و با پرندگان آواز بخوانم. چه دنیای قشنگی می‌شد!

اما ایده‌های من به اینجا ختم نمی‌شود. من عاشق کتاب خواندن هستم و گاهی اوقات آرزو می‌کنم می‌توانستم به جای خواندن، داستان‌ها را بشنوم. به همین دلیل، دستگاهی اختراع می‌کنم که کتاب‌های صوتی جادویی نام دارد. با این دستگاه، هر کتابی که در دستم می‌گیرم، با صدای شخصیت‌های داستان و با تمام هیجان و شور و حالش برایم خوانده می‌شود. دیگر هیچ وقت خسته مطالعه نمی‌شوم و غرق در دنیای داستان‌ها می‌شوم.

اختراع بعدی من، ماشین زمان جیبی است. با این ماشین، می‌توانم به هر زمانی در تاریخ سفر کنم. می‌توانم به دوران دایناسورها بروم و از نزدیک ببینم که چه شکلی بودند، یا به آینده سفر کنم و ببینم که دنیا چه تغییراتی کرده است. چه چیزهایی می‌توانم یاد بگیرم و چه تجربیات جدیدی می‌توانم کسب کنم!

البته، اختراعات من فقط برای سرگرمی نیستند. من می‌خواهم دنیا را به مکانی بهتر تبدیل کنم. به همین دلیل، دستگاهی اختراع می‌کنم که آلودگی هوا را پاک می‌کند. با این دستگاه، دیگر هیچ دود و غباری در آسمان وجود ندارد و همه می‌توانند هوای پاک و سالم تنفس کنند.

نتیجه گیری:

با اختراعات من، دنیا به مکانی پر از شگفتی، دوستی و سلامتی تبدیل می‌شود. دیگر هیچ مشکلی بین انسان‌ها و حیوانات وجود ندارد، همه می‌توانند به راحتی با هم ارتباط برقرار کنند و از کتاب‌ها لذت ببرند، به هر کجای تاریخ که می‌خواهند سفر کنند و از همه مهم‌تر، هوای پاک تنفس کنند.

انشا با موضوع اگر من مخترع بودم

مقدمه:

چشمانم را می‌بندم و به دنیای خیال سفر می‌کنم. در این دنیای شگفت‌انگیز، من یک مخترع هستم! با ذوق و شوق فراوان در کارگاهم مشغول به کارم و به دنبال ایده‌های جدیدی برای اختراعاتم هستم.

بدنه:

اما من چه چیزی اختراع می‌کنم؟ ایده‌‌های زیادی در ذهنم دارم، اما یکی از مهم‌ترین آن‌ها، اختراعی است که به حفظ محیط زیست کمک می‌کند.

من دستگاهی اختراع می‌کنم که می‌تواند آلودگی هوا را به طور کامل از بین ببرد. این دستگاه با استفاده از انرژی خورشیدی کار می‌کند و ذرات مضر موجود در هوا را جذب و تصفیه می‌کند. با اختراع این دستگاه، آسمان شهرها پاک و آبی خواهد شد و مردم می‌توانند نفس راحتی بکشند.

علاوه بر این، من می‌خواهم اختراعی برای آموزش کودکان داشته باشم. دستگاهی که با استفاده از بازی و سرگرمی، مفاهیم علمی و آموزشی را به کودکان یاد بدهد. با این دستگاه، یادگیری برای کودکان به یک تفریح تبدیل می‌شود و آنها با اشتیاق بیشتری درس می‌خوانند.

و اما یکی دیگر از اختراعات من، وسیله‌ای برای سفر به فضا است. با این وسیله، انسان‌ها می‌توانند به راحتی به سیارات دیگر سفر کنند و دنیای ناشناخته را کشف کنند.

من مطمئنم که اختراعات من می‌تواند دنیا را به مکان بهتری تبدیل کند. با خلاقیت و پشتکار، می‌توانم به آرزوهایم برسم و به بشریت خدمت کنم.

نتیجه گیری:

اما کار من به عنوان یک مخترع به اینجا ختم نمی‌شود. من به دنبال اختراعات جدیدی هستم که به مردم کمک کند و زندگی آنها را آسان‌تر و لذت‌بخش‌تر کند. من به دنبال ایده‌های جدیدی هستم که دنیا را به مکان بهتری تبدیل کند.

مطلب مشابه: معنی ضرب المثل با دست پس می‌زنه، با پا پیش می‌کشه + حکایت و انشا

مطلب مشابه: انشا در مورد ذهن بلند پرواز؛ ۸ انشا با مقدمه، بدنه و نتیجه گیری

انشای قشنگ من اگر مخترع بودم

اگر من مخترع بودم تلاش می کردم تا رویای همیشگی ام را به حقیقت برسانم و یک ماشین زمان اختراع کنم سپس توسط آن به گذشته و یا آینده سفر می کردم.

البته سفر به گذشته برای من بسیار جذاب تر از سفر به آینده است و اگر می توانستم ماشین زمان اختراع کنم حتما به زمان ها و دوره هایی در گذشته که دوست دارم می رفتم و شخصیت های تاریخی مورد علاقه ام را می دیدم و با آن ها سخن می گفتم.

سفر به گذشته می توانست راز هایی که هزاران سال است در دل خاک ها پنهان شده است را برایم آشکار کند و صد ها سوال بی جوابم را پاسخ دهد، مثلا می توانستم دلیل ساخته شدن اهرام مصر، نابودی برخی از تمدن های پیشرفته، دلیل شروع جنگ ها و بسیاری چیزی های دیگر را بفهمم.

به جز ماشین زمان دستگاه دیگری که دوست داشتم اختراع کنم وسیله ای بود که بتواند انسان ها را تا لحظه ی مرگ جوان، سالم و زیبا نگه دارد.

بدون شک ساخته شدن چنین وسیله ای آرزوی تمام مردم دنیاست و اکثر مردم به هر شیوه و روشی که بتوانند سعی در جوان نگه داشتن خود می کنند اما طبیعت انسان گذر از جوانی و رسیدن به پیری است و در بسیاری از موارد تلاش های انسان برای جوان و سالم ماندن نتیجه ی چندان موفقی ندارد.

چیز دیگری که دوست داشتم اختراع کنم دستگاهی بود که بتواند از وقوع جرم و جنایت، اتفاقات بد و جنگ و خونریزی جلوگیری کند، وسیله ای که بتواند زیاده خواهی و طمع را در وجود انسان از بین ببرد تا همه ی مردم جهان بتوانند در صلح و آرامش زندگی کنند.

با اختراع این وسیله دنیا از شر و بدی نجات می یافت و به بهشتی تبدیل می شد که همگی آرزوی آن را داریم.

انشای اگر مخترع بودم برای پایه هفتم

انشای اگر مخترع بودم برای پایه هفتم

مقدمه:

همیشه به این فکر می‌کنم که اگر مخترع بودم، چه چیزی را اختراع می‌کردم. دنیای امروز پر از مشکلات و چالش‌های مختلف است و من دوست دارم اختراع من به حل یکی از این مشکلات کمک کند.

بدنه:

مترجم همگانی

یکی از اختراعاتی که به نظرم می‌تواند بسیار مفید باشد، یک مترجم همگانی است. این مترجم می‌تواند به صورت بلادرنگ، صحبت هر انسانی را به زبان‌های مختلف ترجمه کند. این اختراع می‌تواند به حل مشکلاتی مانند:

ارتباط بین افراد با زبان‌های مختلف.

برقراری صلح و دوستی بین ملل مختلف.

کمک به مهاجران و پناهندگان.

کمک کند.

دستگاه تصفیه هوای هوشمند

آلودگی هوا یکی از بزرگ‌ترین مشکلات دنیای امروز است. من اگر مخترع بودم، یک دستگاه تصفیه هوای هوشمند اختراع می‌کردم که می‌توانست:

هوای آلوده را به طور کامل تصفیه کند.

آلاینده‌های مضر را از هوا حذف کند.

هوای پاک و سالم را به محیط زیست بازگرداند.

این اختراع می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی انسان‌ها و حفظ محیط زیست کمک کند.

ماشین زمان

یکی دیگر از اختراعاتی که به نظرم بسیار جالب و هیجان‌انگیز است، ماشین زمان است. با استفاده از این ماشین می‌توان به گذشته یا آینده سفر کرد و از وقایع مختلف تاریخ دیدن کرد. این اختراع می‌تواند به:

افزایش دانش و آگاهی انسان‌ها از تاریخ.

جلوگیری از وقوع فاجعه‌های انسانی.

ایجاد فرصت‌های جدید برای یادگیری و اکتشاف.

کمک کند.

نتیجه گیری:

این‌ها فقط چند نمونه از اختراعاتی بودند که اگر مخترع بودم، انجام می‌دادم. من معتقدم که اختراعات می‌توانند نقش مهمی در حل مشکلات دنیای امروز و بهبود زندگی انسان‌ها داشته باشند.

مطلب مشابه: انشا درباره ذهن شلوغ ❎؛ ۷ انشا کوتاه و بلند ادبی پایه های مختلف

مطلب مشابه: انشا درباره تلویزیون (۹ انشا کوتاه و بلند ادبی پایه های مختلف)

انشا با موضوع اگر مخترع بودم، چه چیزی اختراع می‌کردم؟ (ادبی)

اگر مخترع بودم، بیشترین تلاش خود را برای اختراع چیزی که به جامعه کمک کند، انجام می‌دادم. برای مثال، یک دستگاه پاک کننده هوا، که از آلودگی‌های هوا در کلان شهرها، خصوصا در شرایط بحرانی استفاده شود. این دستگاه با تکنولوژی پیشرفته و قابل حمل، قادر به جذب هرگونه آلاینده‌های هوا است.

همچنین، دستگاهی را اختراع می‌کردم که به سمت سبک‌تر شدن بسته‌بندی‌های محصولات خوراکی، حرکت کند. این دستگاه با استفاده از فناوری‌های جدید، موادی را برای بسته‌بندی محصولات کمتر و با کیفیت بالاتر ایجاد می‌کند. این کار نه تنها به محیط زیست کمک می‌کند، بلکه هزینه‌های تولید و حمل‌ونقل را هم کاهش می‌دهد.

در نهایت، اگر مخترع بودم، یک ربات هوشمند را اختراع می‌کردم که بتواند به شکلی کارآمد و با دقت بالا، در حوزه سلامت انجام وظایف پرستاری و پزشکی را به عهده بگیرد. این ربات قادر به انجام عملیات‌های جراحی پیچیده و ارائه خدمات پزشکی در مناطق دورافتاده با کمبود نیروی انسانی است. به این ترتیب، می‌توان بهبودی در خدمات سلامت و بهبود سطح زندگی بیماران و جامعه را فراهم کرد.

با توجه به پیشرفت فناوری در دنیای امروز، اختراع چیزی که به جامعه کمک کند، یک چالش بزرگ است. اما اگر مخترع بودم، تلاش می‌کردم تا با بهره‌گیری از تکنولوژی های جدید، راهکارهایی را به جامعه ارائه دهم.

یکی از راهکارهایی که می‌توانستم به جامعه ارائه دهم، اختراع دستگاهی برای خرید امنتر و راحت‌تر آنلاین بود. این دستگاه با استفاده از فناوری بلاکچین، اطلاعات حساب بانکی و کارت اعتباری را به صورت رمزنگاری شده و ایمن، در اختیار فروشندگان آنلاین قرار می‌دهد. این روش می‌تواند خرید آنلاین را امن‌تر و با کاهش تقلب در این حوزه، بهبود بخشد.

علاوه بر این، اختراع یک دستگاه جمع‌آوری پسماندهای الکترونیکی و بازیافت آنها، می‌تواند به جامعه کمک کند. این دستگاه با تکنولوژی پیشرفته‌ای، قادر به شناسایی مواد مختلف در پسماندهای الکترونیکی است و بازیافت آنها را به صورت خودکار انجام می‌دهد. با این کار، می‌توان به حفظ محیط زیست کمک کرد و موادی که می‌توانند بازیافت شوند، دوباره به دور از محیط زیست بازگردانده شوند.

موضوع انشا اگر مخترع بودم!

اگر مخترع بودم…

اگر مخترع بودم تمام تلاشم را می کردم تا موفق به اختراع چیزی بشوم که برای هم نوعانم و همه ی انسان ها نتیجه ی خوبی داشته باشد .

اگر مخترع بودم وسیله ای اختراع می کردم که با عث از کار افتادن همه ی سلاح های جنگی دنیا بشود تا دیگر در هیچ دنیا هیچ اثری از جنگ و خونریزی نباشد و هیچ کودکی در هیچ جای دنیا بی گناه کشته نشود و فدای خواسته های بزرگ تر ها نشود و هیچ خونی ریخته نشود .

وسیله ای اختراع می کردم که به راحتی خوب ها را از بدها تشخیص دهد تا هیچ انسانی دچار اشتباه نشود ؛ دشمن را با دوست اشتباه نگیرد و هیچ زندگی نابود و ویران نشود.

من اگر مخترع بودم دستگاهی به نام « آنتی عصبانی » می ساختم.

این دستگاهی است که هنگام عصبانیّت دست انسان را فشار می دهد تا یادآوری کند که نباید زود عصبانی شد .این دستگاه که با سوزنی به طول 7 سانتی متر به نخاع انسان وصل می شود هنگامی که فرد عصبانی می شود پیام را می گیرد و عکس العمل نشان داده و همانند کلیدی عمل کرده و باتری را که با نور خورشید شارژ می شود راه می اندازد و مانند یک گیره ی الکتریکی دست انسان را فشار می دهد . این فشار به صورتی وارد می شود که تا 4 روز جایش خوب نمی شود و اگر انسانی در روز بیش از 20 بار عصبانی شود دست خود را از دست خواهد داد . مطمئن باشید که روزی این دستگاه اختراع خواهد شد . مواظب باشید دست خود را از دست ندهید .

دستگاه خاطره آور

اگر مخترع بودم دستگاهی اختراع می کردم و اسمش را دستگاه خاطره آور می گذاشتم. برای اینکار یک چیزی همچون هدفون روی گوش می کردیم تا از طریق آن اشعه ای از راه گوشمان وارد مغز شود و شروع به شستشوی مغزشود .صفحه ای برای دستگاه درست می کردم که روی آن اعداد 0 تا 9 نوشته باشد و بقیه ی آن صفحه ی شفافی باشد ، تا هر تاریخی که روی آن وارد شود (مثلا تاریخ تولد خودم را روی آن تایپ می کردم )آن دستگاه فورا آن را نمایش دهد و بعد از قطع کردن ارتباط دستگاه با مغز آن هم ناپدید شود.

اگرمن مخترع بودم دقت می کردم به وسایل دورو برم تا این وسایل را برای مردم وحتی خودم آسان تر کنم. مثلا:همین کامپیوتر را بدون وصل کردن سیمی بفهمد در مغز من چه خبراست. یا ماشین را بدون نیاز به فرمان و با حرکت دادن دست ها مشخص کرد که کجا برود…

به نظرمن شما نبایدبگویید «اگرمن مخترع بودم»

باید بگویید«من مخترع ام». والسلام…

مطلب مشابه: انشا درباره جامدادی؛ انشاهای زیبا جان بخشی به اشیا و جامدادی

مطلب مشابه: انشا درباره عشایر؛ ۹ انشا کوتاه و ادبی درباره زندگی با مقدمه، بدنه و نتیجه

انشا در مورد اگر من دانشمند و مخترع بودم

انشا در مورد اگر من دانشمند و مخترع بودم

دانشمند بودن با تلاش کردن به دست می‌آید، هرکس که ذره‌ای استعداد و توانایی در زمینه علمی از خود سراغ دارد، با کمی تلاش و کوشش و سخت درس خواندن، قادر است که دانشمند شود.

اگر من دانشمند بودم سخت تلاش می‌کردم تا بهترین آنها باشم. درس می‌خواندم، علم خودم را به بقیه آموزش می‌دادم، به بچه‌هایی که امکان درس خواندن نداشتند کمک می‌کردم تا سواد بیاموزند و با کمک دوستان خودم به مردم کشورم خدمت می‌کردیم.

اگر من دانشمند بودم داروهایی می‌ساختم که در کشورم تولید نمی‌شود، آنها را به قیمت ارزان به مردم می‌دادم تا همه سلامت باشند. به کودکانی که در بیمارستان بستری هستند امید می‌دادم و کمک می‌کردم تا هرچه زودتر به خانه بروند.

شاید هم در زمینه مهندسی دانشمند بودم، آن‌وقت خانه‌های زیبایی می‌ساختم تا همه کسانی که خانه ندارند، صاحبخانه شوند. ماشین‌هایی می‌ساختم که همه بتوانند از آن استفاده کنند.

من دوست داشتم دانشمندی باشم که بتوانم یک دستگاه بزرگ بسازم، به داخل آن بروم و به آینده سفر کنم، آینده دور، در آنجا ببینم چه چیزهای جدیدی اختراع شده، چه اتفاقات جدیدی افتاده، چه کسانی روی زمین مدیریت می‌کنند. سپس به اینجا برگردم و دنیا را بسازم.

دوست داشتم بگردم و ببینم چه چیزی مردم سرزمینم را خوشحال می‌کند، آن را بسازم و به همه هدیه بدهم. فرمول‌های ریاضی را ساده می‌کردم و درس‌ها را شبیه بازی می‌کردم تا همه بچه‌ها را شاد کنم.

من اگر دانشمند بودم، چیزی می‌ساختم سریع‌تر از هواپیما، تا همه مردم بتوانند خیلی راحت به همه جای دنیا سفر کنند، مرزبندی‌ها دیگر معنایی نداشته باشد و سفر برای همه باشد، چه پولدار و چه بی‌پول.

دوست داشتم به سیاره‌های دیگر بروم و ببینم که آیا در آنجا موجوداتی زندگی می‌کنند؟ خاک آنجا به چه شکل است؟ آیا آنجا گیاهی می‌روید؟ ماه و خورشید در آنجا به چه شکلی دیده می‌شوند؟ دوست داشتم می‌توانستم دستگاهی بسازم تا به راحتی به فضا سفر کنم و جواب همه سؤالاتم را بگیرم.

من دوست داشتم دانشمند خوبی باشم، کسی که به همه مردمش کمک می‌کند و با همه مهربان است. دانشمند شدن غیرممکن نیست، فقط کافیست خوب درس بخوانیم، تلاش زیادی کنیم، از شکست‌ها نترسیم و همیشه به راه خود ادامه دهیم و در کنار آن از معلمان خوب خود کمک بگیریم.

مطلب مشابه: انشا در مورد زیبایی های زندگی (۹ انشای کوتاه و ادبی زیبا)

مطلب مشابه: انشا درباره دوست داشتن؛ ۹ انشا عشق و دوست داشتن پایه های مختلف

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.