معنی ضرب المثل همه کاسه کوزهها را بر سر کسی شکستن (ریشه و داستان آن)
معنی ضرب المثل همه کاسه کوزهها را بر سر کسی شکستن را در سایت ادبی و فرهنگی روزانه مطالعه کنید. استفاده از ضربالمثلها میتواند به برقراری ارتباط بهتر و سریعتر کمک کند. آنها میتوانند احساسات، نظرات و مفاهیم پیچیده را به شکلی ساده و قابل فهم منتقل کنند.

همه کاسه کوزهها را بر سر کسی شکستن
اصطلاح «همه کاسه کوزهها را بر سر کسی شکستن» به معنای تمام تقصیرها و مسئولیتها را به گردن فردی انداختن، او را مقصر دانستن و گناه را به پای او نوشتن است، حتی اگر آن فرد بیگناه باشد و مشکل از جای دیگری بوده باشد، در واقع مقصر جلوه دادن فرد برای یک اشتباه یا مشکل.
معنای کنایی
انداختن تقصیر به گردن کسی.
معنای تحتاللفظی
اشاره به شکستن ظروف سفالی (کاسه و کوزه) به عنوان نماد خراب کردن همه چیز و نسبت دادن آن به فرد خاصی.
مثال: «خودشان کار را خراب کردند، آخر سر همه کاسه کوزهها را سرِ من بدبخت شکستند.».
مطلب مشابه: معنی ضرب المثل جایی نمیخوابه آب زیرش بره + حکایت و انشا
مطلب مشابه: معنی ضرب المثل بعد از هفت كُرّه، ادعاي بكارت (حکایت و کاربرد)
ریشه و داستان کوتاه کاسه کوزه را به هم زدن
در قدیم برای قماربازی علاوه بر خانه هایی که در آن قمار راه می انداختند، مکان هایی مثل خرابه ها و پشت دروازه های شهر و روی پشت بام حمام ها و جاهای کم رفت و آمد سفره هایی برای این کار گشوده می شد و گرداننده ی قمار را کاسه کوزه دار می گفتند.
کاسه کوزه سمبل این حرفه به شمار می رفت و غرض از کاسه، ظرفی بود که از هر یک تومان بُرد، یک قران سهم گرداننده یا قمارخانه دار در آن انداخته می شد، یعنی یک دهم مبلغ بُرد و کوزه نیز گلدان دهن باریک یا کوزه ی کوچکی بود که تاس را در آن ریخته و تکان داده و روی بساط می انداختند تا از یک تا شش روی رقمی بنشیند.
در کنار کاسه کوزه دار و قماربازها، اشخاصی نیز بودند که به آن ها جیزگر می گفتند؛ یعنی پول قرض بده، به کسانی که باخته و همچنان اصرار به بازی داشتند. این جیزگرها نزولی برابر تومان به تومان قرض می دادند که البته اصطلاح جیز شد یا جیز می شی از همین جا آمده است؛ در واقع به معنی سوزاندن طرف که وقتی از جوش و خروش و هیجان بازی بیرون می آمدند می فهمیدند که چه بلایی سرشان آمده است.
هنگامی که کار به دعوا و چاقوکشی می رسید، آژان و پاسبان سر می رسیدند و به بساط قماربازها حمله ور می شدند و اول کار آن ها این بود که با لگدی کاسه و کوزه و بساط داخل سفره را به کناری پرت کرده و با گفتن «جمع کن کاسه کوزه تو»، همه ی اراذل را ریسه کرده و به کلانتری محل می بردند.
مطلب مشابه: معنی ضرب المثل خدا خر را شناخت شاخش نداد | داستان و انشا
مطلب مشابه: معنی ضرب المثل بغداد خراب است + داستان و انشا مرتبط
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










