معنی ضرب المثل فرار را بر قرار ترجیح دادن + حکایت جالب

معنی ضرب المثل فرار را بر قرار ترجیح دادن را در روزانه بخوانید. ضرب‌المثل‌ها به ادبیات شفاهی و نوشتاری غنا می‌بخشند و می‌توانند به عنوان ابزارهای سرگرمی و تفریح نیز مورد استفاده قرار گیرند.

معنی ضرب المثل فرار را بر قرار ترجیح دادن + حکایت جالب

فرار را بر قرار ترجیح دادن

این مثل در کل یعنی ترک کردن جایی به جای ماندن، برای در امان ماندن از آسیب‌هایی که ممکن است در آن مکان وجود داشته باشد و یا ترک مکان و محیط و یا جمعیتی، برای حفظ امنیت. گاهی اوقات برای طعنه زدن به کسی به کار می‌برند که در بحثی با دیگران شکست خورده به همین دلیل به سرعت آن محیط را ترک می‌کند. یا کسی که ریاکاریش یا دروغش فاش شده و می‌داند در آن لحظه فرار بهتر از ماندن است. در همه این موارد می‌گویند: فلانی فرار را بر قرار ترجیح داد

کنایه از

این عبارت در واقع کنایه از فرار کردن در موقعیت‌های مختلف است، خواه این فرار فیزیکی باشد یا در قالب کناره‌گیری از یک موقعیت.

مطلب مشابه: معنی ضرب المثل برای هفت پشتم بسه + حکایتی زیبا

مطلب مشابه: معنی ضرب المثل دزد نادان می زند کاهدان (با انشا و حکایتی زیبا)

حکایت این ضرب المثل

حکایت مردی که همیشه فرار می‌کرد

روزی مردی در روستایی زندگی می‌کرد که به فرار کردن شهرت داشت. هرگاه مشکلی پیش می‌آمد، او اولین کسی بود که چمدان می‌بست و به روستای بعدی می‌رفت.

یک بار شنید که در شهرشان دزدی شده است. ترسید و همان شب فرار کرد و به روستای دیگری رفت.

چند ماه بعد شنید در آن روستا هم دزد آمده. دوباره فرار کرد.

این بار به دهی دورافتاده رفت که حتی اسم نداشت. خیال کرد دیگر امن است. شبی در خواب بود که صدای پایی شنید. از خواب پرید، دید سایه‌ای پشت پنجره است. قلبش تپید، فوری از در پشتی بیرون زد و در تاریکی جنگل دوید و دوید تا نفسش بند آمد.

وقتی صبح شد، دید خودش را در همان روستای اول پیدا کرده؛ یعنی دیشب آن‌قدر ترسیده بود که دور کامل زده و دوباره به خانه‌ی خودش برگشته بود، اما چون از ترس چشمش را بسته بود، نفهمیده بود!

نشست روی زمین و با خودش گفت:

«ای وای بر من! تمام عمرم از سایه‌ی خودم فرار کردم، اما هر بار دوباره خودم را پیدا کردم. اگر همان شب اول در خانه‌ام می‌ماندم و در را قفل می‌کردم و چراغ را روشن نگه می‌داشتم، شاید دزدی در کار نبود یا اگر بود، من آنجا بودم که نگذارم.»

از آن روز به بعد، هرگاه مشکلی پیش آمد، به جای بستن چمدان، در خانه‌اش را محکم بست، چراغ را روشن کرد و روبه‌روی مشکل ایستاد.

چند سال بعد، وقتی از او پرسیدند: «چرا دیگر فرار نمی‌کنی؟»

لبخند زد و گفت:

«چون فهمیدم هر کجا بروم، من همان آدم ترسوی قبلی‌ام؛ فقط وقتی ماندم و روبه‌رو شدم، دیگر ترسو نبودم.»

نتیجه‌ی اخلاقی: 

فرار، مشکل را با خودت حمل می‌کند؛ ماندن و مواجهه، مشکل را حل می‌کند. 

«فرار آسان است، اما قرار، انسان می‌سازد.»

مطلب مشابه: معنی ضرب المثل برق از سرش پرید (با انشا و حکایت زیبا)

مطلب مشابه: معنی ضرب المثل به اسب شاه گفتند یابو + داستان و انشا

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.