معنی ضرب المثل جز به خردمند مفرما عمل به همراه انشا، داستان و تفسیر
ضربالمثل «جز به خردمند مفرما عمل…» از امثال پرمغز و کهن زبان فارسی است که ریشه در فرهنگِ عرفانی و ادبیِ ایران دارد. این ضربالمثل، که در اصل به صورت «جز به خردمند مفرما عمل، گوید که من بر عاقلان افتم به حیل» یا «عمل به نادان مفرما» نیز آمده است ، به ناتوانیِ نادان در انجامِ کارِ نیک و لزومِ واگذاریِ کار به دستِ خردمند و کاردان اشاره دارد. در این بخش از سایت، ضمن ارائهٔ معنی دقیق این ضربالمثل، مفهوم تمثیلی آن، ریشهٔ تاریخی، یک انشای ادبی و آموزنده، و حکایتی کوتاه برای درک بهتر آن گردآوری کردهایم. هدف آن است که خواننده با زبانی غیر از زبانِ خشکِ دانشگاهی، با لایههای پنهانِ این ضربالمثلِ ماندگار آشنا شود و بداند که کار نیک، از نادان برنمیآید و تنها خردمندانند که آن را به سرانجام میرسانند.

معنی اصلی
این ضرب المثل به معنای «کاری را جز به شخصِ خردمند و کاردان نسپار» است. یعنی هر کاری را باید به اهلِ خود سپرد؛ کارهای بزرگ را به بزرگمردان، و کارهای کوچک را به افرادِ دقیق و مسئول. اگر این اصل رعایت نشود، هیچ کاری به سرانجامِ درست نمیرسد.
ریشه و داستان (از سلطان سنجر)
داستان از سلطان سنجر، از پادشاهانِ قدرتمندِ سلجوقی، نقل شده است. روزی از او پرسیدند:
«چه شد که ملکی بدین وسعت و آراستگی که ترا بود، چنین مختل شد؟»
سلطان سنجر در پاسخ گفت:
«کارهای بزرگ را به مردمِ خُرد فرمودم، و کارهای خُرد را به مردمِ بزرگ رجوع کردم. مردمِ خُرد کارهای بزرگ را نتوانستند کرد، و مردمِ بزرگ از کارهای خُرد عار داشتند و در پی نرفتند. پس هر دو کار تباه شد و نقصان به مُلک رسید و کار کشور و ولایت و لشکری روی به فساد آورد.»
در واقع، سلطان سنجر با این جمله، به خطایِ استراتژیکِ خود اعتراف میکند: او مدیریتِ اشتباهِ منابعِ انسانی داشته است. به جای اینکه هر کس را در جایگاهِ خود بگمارد، جایِ بزرگ و کوچک را عوض کرده و نتیجهاش، فروپاشیِ مملکت بوده است.
معنی ضرب المثل من نادر قُلیم و پول میخواهم + تفسیر، داستان و انشا
معنی ضرب المثل مثل سگ پشیمان شدن به همراه داستان، انشا و تفسیر
کاربرد امروزی
این ضرب المثل در موقعیتهای زیر به کار میرود:
۱. در مدیریت سازمانی:
وقتی مدیری کارهایِ استراتژیک را به کارآموزان میسپارد و کارهایِ دفتری را به مدیرانِ ارشد. نتیجه: نه استراتژی درست پیش میرود، نه کارهایِ روزمره.
۲. در آموزش و پرورش:
وقتی معلمی درسهایِ دشوار را به دانشآموزانِ ضعیف توضیح میدهد و درسهایِ ساده را به دانشآموزانِ قوی. هر دو گروه دلسرد میشوند.
۳. در زندگی روزمره:
وقتی کسی تعمیرِ لولهکشیِ خانه را به یک مهندسِ ساختمان میسپارد و طراحیِ داخلی را به یک لولهکش. هیچکدام درست از آب درنمیآید.
۴. در سیاست و حکومت:
وقتی مسئولیت هایِ کلان کشور به افرادِ ناوارد سپرده میشود و کارهایِ جزئی به افرادِ کاربلد. نتیجه، ناکارآمدیِ سیستم است.
حکایتِ امروزی: آن شرکتِ بزرگ و مدیرِ ناوارد
در یکی از شهرهای بزرگ، شرکتی بود به نام «آفتاب»، که سالها در زمینهٔ تولیدِ لوازمِ الکترونیکی فعالیت میکرد. مدیرعاملِ جدیدی به نامِ آقایِ «مُدبّر» روی کار آمد. او که خود را یک استراتژیستِ بزرگ میدانست، تصمیم گرفت همهٔ کارهایِ کلانِ شرکت را به تیمِ بازاریابی بسپارد (چون فکر میکرد آنها با مردم سروکار دارند) و کارهایِ جزئیِ دفتری را به تیمِ مهندسی (چون فکر میکرد آنها اهلِ دقتاند).
نتیجه چه شد؟
– تیمِ بازاریابی که به جایِ فروش، باید استراتژیِ تولید میداد، از عهده برنیامد و خطِ تولید دچارِ بحران شد.
– تیمِ مهندسی که باید رویِ کیفیتِ محصول کار میکرد، گرفتارِ صورتجلسهها و نامهنگاریهایِ دفتری شد و کیفیت افت کرد.
یک سال بعد، شرکتِ آفتاب، ورشکسته شد. در جلسهٔ پایانی، آقایِ مُدبّر با ناراحتی گفت: «نمیدانم کجا اشتباه کردم.»
یکی از مدیرانِ قدیمی که از اول مخالفِ این تغییرات بود، لبخندی تلخ زد و گفت:
«آقایِ مدیرعامل! مگر نشنیدهاید که سلطان سنجر گفت: “جز به خردمند مفرما عمل”؟ شما کارهایِ بزرگ را به مردمِ خُرد سپردید و کارهایِ خُرد را به مردمِ بزرگ. حالا هر دو کار تباه شده است.»
انشا: جز به خردمند مفرما عمل
مقدمه
در میانِ گنجینهٔ پرمعنایِ ضربالمثلهای فارسی، یکی از پرمحتواترین و مدیریتیترینِ آنها، جملهٔ «جز به خردمند مفرما عمل» است. این عبارتِ کوتاه، در خود، تمامِ یک فلسفهٔ مدیریتی را نهفته دارد: کارِ هر کس را باید به خودِ او سپرد، و اگر در این کار خطا کنیم، نه تنها کار پیش نمیرود، بلکه نظامِ زندگی و جامعه نیز فرو میپاشد.
بدنه
داستان از جایی آغاز میشود که از سلطان سنجر، پادشاهِ سلجوقی، پرسیدند: «چرا با آنهمه قدرت و وسعت، مملکتت از هم پاشید؟» و او پاسخ داد: «کارهایِ بزرگ را به مردمِ خُرد سپردم و کارهایِ خُرد را به مردمِ بزرگ.» این پاسخ، خلاصهای است از تمامِ خطاهایِ مدیریتیِ تاریخ.
انسانها، هر کدام برای کاری ساخته شدهاند. خردمند را برای کارهایِ بزرگ آفریدهاند: سیاست، راهبری، تصمیمگیریهایِ سرنوشتساز. اما مردمِ خُرد را برای کارهایِ جزئی: محاسبه، نظم، دقت و پیگیری. اگر جایِ این دو را عوض کنیم، چه میشود؟
– آنکه خردمند است، اگر به کارِ خُرد بپردازد، از آن عار دارد و آن را بهدرستی انجام نمیدهد.
– آنکه خُرد است، اگر به کارِ بزرگ بپردازد، از عهده برنمیآید و کار را تباه میکند.
نتیجه، چیزی نیست جز «همهچیز در جایِ نادرست» و «هیچچیز به سرانجامِ درست نرسیدن».
امروزه نیز در بسیاری از سازمانها، ادارات، و حتی خانوادهها، این اشتباهِ تاریخی تکرار میشود:
– در اداره، کارهایِ مهم را به تازهکارها میسپارند و کارهایِ جزئی را به مدیرانِ کارکشته.
– در مدرسه، مسئولیتهایِ سنگین را به دانشآموزانِ ضعیف میدهند و کارهایِ ساده را به دانشآموزانِ ممتاز.
– در خانه، تصمیماتِ مالیِ بزرگ را به کودکان میسپارند و کارهایِ روزمره را به بزرگترها.
در همهٔ این موارد، نتیجه همان میشود که سلطان سنجر گفت: «پس هر دو کار تباه شد و نقصان به مُلک رسید.»
نتیجه گیری
ضرب المثل «جز به خردمند مفرما عمل» به ما میآموزد که:
– هر کسی را بهرِ کاری ساختند، و باید او را در همان جایگاه نشاند.
– شناختِ افراد، پیش از هر سپردنِ کاری، واجب است.
– غرورِ بیجا، که باعث میشود کارهایِ کوچک را به بزرگترها بسپاریم، و یا کارهایِ بزرگ را به کوچکترها، آفتِ هر سیستمِ موفق است.
پس اگر مدیری، معلمی، پدری یا مادری هستیم، بیاییم از سلطان سنجر بیاموزیم که:
کارِ بزرگ را به خردمند بسپار و کارِ خُرد را به اهلِ دقت. وگرنه، سرنوشتِ ما نیز چون سرنوشتِ آن پادشاهِ بزرگ، تباهی و پشیمانی خواهد بود.
سخنِ آخر با بیتی از سعدی:
به قدرِ همتِ خود کارها کن
که سگ را ندهند استخوانِ شیران
نه هر کو را کلاهی بر سر آید
سزاوارِ نشستن بر سرِ تخت است
معنی ضرب المثل مگر شتر خالی نمیرود به همراه تفسیر، انشا و داستان
معنی ضرب المثل مگه شاه داره با لَلَش بازی میکنه؟ به همراه تفسیر، حکایت و نکات جالب
معنی دقیق این ضربالمثل چیست؟
پاسخ: جز به خردمند فرمان مده؛ یعنی کار را به دست نادان نسپار.
ریشه این ضربالمثل در کجاست؟
پاسخ: در ادب فارسی و نصایح حکیمانه کهن.
انشا با این ضربالمثل چگونه نوشته شود؟
پاسخ: مقدمه با تعریف مثل، بدنه با داستانی از واگذاری کار به نادان، نتیجهگیری با تأکید بر خردورزی.










