متن در مورد پول و رفاقت { جملات سنگین و تیکه دار رفاقت پولی }

در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه برای شما مخاطبین گرامی چندین متن در مورد پول و رفاقت را آماده کرده ایم. این متون بسیار سنگین و خاص در اصل درباره رفاقت های پوشالی است که با نام مقدس دوستی وارد شده و در پشت پرده هدف تنها پول بوده است. در ادامه با ما باشید.

متن در مورد پول و رفاقت { جملات سنگین و تیکه دار رفاقت پولی }

متن تیکه دار درباره رفاقت و پول

ای واحد بی مثال معبود غنی

وی رازق پادشاه و درویش و غنی

یا قرض من از خزانه غیب رسان

یا از کرم خودت مرا ساز غنی

هیچ وقت زیاد تو رخت خواب نمون

مگر اینکه بتونی تو رخت خواب پول در بیاری

تو هم رفتی که با رفتن بگی که بی وفا هستی

تؤ این دنیای نامردی رفیق نیمه راه هستی

ولی روزی رسد آن روز خدا خود بهتر این داند

چه کردی با من واین دل خدا بر تو همان خواهد

مگه عاشق نبودی تو! چرا با من چنین کردی

چرا در حق این چشمام تو مدتها جفا کردی

تو آزردی دل و روحم ندانستی چه ها کردی

ندانستی چه شبهائی که خواب از چشم جدا کردی

تو بردی رنگ شادی رو که غم رو جا یگزین کردی

شکستی تو همان عهدی که پای آن قسم خوردی …شعر برای رفیق نامرد

مطلب مشابه: جملات تاکیدی پولدار شدن؛ متن انرژی بخش برای رسیدن به ثروت

متن تیکه دار درباره رفاقت و پول

فردا کجا خلاص دهی آن مرید را؟

کامروز قرض دار شد از بهر آش تو

با اوحدی مباف کرامات خود، که هیچ

کاری نمی رود ز بباش و مباش تو

در زیر بار قرض نماند کف کریم

با دستگیر خلق، خدا یار می شود

با گریه خنده شکرین را چه نسبت است

آخر دلی ز گریه سبکبار می شود

در شهر قرض دارم واندر محله قرض

در کوچه قرض دارم واندر سرای قرض

از صبح تا به شام در اندیشه مانده ام

تا خود کجا بیابم ناگه رجای قرض

شعر درباره رفاقت و پول

ای نا رفیق … به کدامین گناه ناکرده..

تازیانه می زنی بر اعتمادم

زیر پایم را زود خالی کردی .

سلام پر مهرت را باور کنم.

یا پاشیدن زهر نا مردیت را

خنجری از پشت در قلبم فرو رفت

پشت سرم را نگاه کردم .. کسی جز تو نبود

ای رفیق نامرد …

همه از مرگ می ترسند من از رفیق نامرد!

شعر برای رفیق نامرد

آشفتگان که آه به هم قرض می دهند

فارغ نیند یک نفس از رفت و روی هم

با تشنگی بساز که این خشک طینتان

چینند همچو ریگ روان آبروی هم

یکی گوهر فروشی، ثروت اندوز

بدست آورد الماسی دل افروز

نهادش در میان کیسه ای خرد

ببستش سخت و سوی مخزنش برد

گر به مثال اقرضوا قرض دهی قراضه ای

نیم قراضه قلب را گنج کنی و کان کنی

ور دو سه روز چشم را بند کنی باتقوا

چشمه چشم حس را بحر در عیان کنی

به عهد او که دادیم باد عهدش

کمینه ثروت آمال مالست

مطلب مشابه: متن رفاقتی سنگین اینستاگرام (جملات و دلنوشته کوتاه برای رفیق)

شعر درباره رفاقت و پول

مردم ز دست قرض گریزان و من به صدق

خواهم پس از نماز و دعا از خدای قرض

عرضم چو آبروی گدایان به باد رفت

از بس که خواستم ز در هر گدای قرض

هر قرض که در گردن من بود ز غیری

از خون دل و دیده ادا کردم و رفتم

روی همگان چونکه به محراب ریا بود

من پشت برین روی و ریا کردم و رفتم

آدم های پول پرست، پول را خدا، بانک را معبد، دسته چک را کتاب آسمانی، از جيب مردم پول در آوردن را عبادت، پرداخت بدهی را گناه و گرفتن طلب را جهاد می دانند.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.