متن سخنرانی روز پدر (جملات زیبای بلند و دکلمه ویژه روز پدر)

متن و جملات طولانی سخنرانی روز پدر

به مناسبت روز پدر، جملات طولانی و متن سخنرانی و دکلمه بلند ویژه روز پدر را برای قدردانی از پدران عزیز را در این مطلب روزانه آماده کرده ایم.

باتو… بی تو…
با تو، باران بهاری‏ام را پایانی نیست و بی‏تو، پرنده‏ای آشیان گم‏کرده در جاده‏های پاییزم.
تو که هستی، پنجره، با بال‏هایی گشوده از آفتاب، باغچه را مرور می‏کند. با تو، نفس‏های مادرانه، تیررس اضطراب و تشویش را مجال نمی‏دهند.
آجر به آجر، ساخته می‏شوم؛ وقتی پناه دست‏های امنت، موسیقی مهربان عشق را به ترنم می‏آیند.
بی‏تو، بن‏بستی می‏شوم در هزار توی رنج‏های خویش.
بی‏تو، شکوه جهان، ویرانه‏ای است مسکوت و بی‏هیاهو.
می‏ستایمت که رونق کوچه‏ های سردسیر وجودم هستی؛ آن‏چنان که آفتاب، رگ‏های سپید قطب را.

***

ـ پدرم! تو تپش قلب خانه ‏ای؛ وقتی هر صبح، با تلنگر عشق، از خانه بیرون می‏روی و با کشش عشق، دوباره باز می‏گردی. دهلیزهای قلبم، تقدیم مهربانی تو باد!
ـ علی آموخت هر جا که جای مهر پدر خالی است، می‏توان پدر بود تا جامعه را از یتیمی بی‏ مهری، رهایی بخشید؛ آن وقت است که می‏توان خیبر دل‏ها را فتح کرد.

***

متن سخنرانی روز پدر

ظـاهـــرش جـــدیست…
امـا دلـــی دارد کـه مــهربـانـی‌اش بـه وسعـت یک اقــیـانــوس است!
بــد قـول نــیـست…
امـــا گرفتار است، با او راه بیا
خــستـه کـه بــاشـد، تــنهـایش بــگــذار،
تودار است
اما صبر کن خودش بعد، حرف‌هایش را می‌گوید!
او تمام دنیای من است.

پدر روزت مبارک

***

متن دکلمه روز پدر

ﻳﻮﺍﺵ‌ﺗﺮﺧﻮﺷﺤﺎلی ﻛﻨﻴﺪ!
ﺷﺎﻳﺪﻛسی ﭘﺪﺭ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ…
ﺍﻳﻨﻘﺪﺭ ﺍﻳﻦ ﻃﻼی ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺥ ﻧﻜﺸﻴﺪ …
ﻗﺪﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻧﻴﺪ …
ﺍﺯ ﻛﻨﺎﺭﺵ ﺑﻮﺩﻥ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﻳﺪ،
ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﺒﻮﺳﻴﺪ،
ﺳﺎعت‌ها ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻛﻨﻴﺪ، ﭘﺪﺭﻫﺪﻳﻪ نمی‌خوﺍﻫﺪ…ﭘﺪﺭﺧﻮﺩﺵ ﻫﺪﻳﻪ ﺍﺳﺖ،
ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺶ ﻧﺪﻫﻴﺪ، ﺑﺮﺍﻳﺶ ﻭﻗﺖ ﺑﮕﺬﺍﺭﻳﺪ.
ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﺎﺵ ﺍﻭ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺗﻮﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺯﻣﻴﻦ ﺁﻣﺪﻩ…
ﺗﺎ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻛﻨﺪ… ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﺎﺵ ﺩﻝ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﻧﺸﻜنی…
ﻓﻘﻂ ﻳک ﻛﻢ ﻳﻮﺍﺷﺘﺮ!
ﺷﺎﻳﺪ کسی ﺩﻟﺶ ﺑﺮﺍی ﭘﺪﺭﺵ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ باشد…

***

متن سخنرانی روز پدر

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره..
میفهمی پیر شده…!

وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه..
میفهمی پیر شده…!

وقتی بعد از غذا یه مشت دارو میخوره..
میفهمی چقدر درد داره…!

و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های توست

دلت میخواد….
به نظرت دلت میخواد چیکار کنی…؟

***

متن طولانی و بلند روز پدر

با پدرم جدول حل می‌کردم که گفتم: پدر نوشته دوست، عشق، محبت و چهار حرفیه…
اتفاقا دو حرف اولشم در اومده بود؛ یعنی ب و الف
یه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابا
با اینکه می‌دونستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباهه
گفت ببین اگه بنویسی بابا عمودیشم در میاد …
… تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی …
اینجا نوشته چهار حرفی، ولی تو که حرف نداری …

***

متن سخنرانی روز پدر

در سایه آفتاب پدر
پدر! گرچه خانه ما از آینه نبود؛ اما خسته‏ ترین مهربانی عالم، در آینه چشمان مردانه‏ات، کودکی‏هایم را بدرقه کرد، تا امروز به معنای تو برسم.
می‏خواهم بگویم، ببخش اگر پای تک درخت حیاطمان، پنهانی، غصه‏هایی را خوردی که مال تو نبودند!
ببخش اگر ناخن‏های ضرب‏ دیده ‏ات را ندیدم که لای درهای بسته روزگار، مانده بود و ببخش اگر همیشه، پیش از رسیدن تو، خواب بودم؛ اما امروز، بیدارتر از همیشه، آمده‏ام تا به جای آویختن بر شانه تو، بوسه بر بلندای پیشانی‏ات بزنم. سایه‏ات کم مباد ای پدرم!
آن روزها، سایه‏ات آن‏قدر بزرگ بود که وقتی می‏ایستادی، همه چیز را فرا می‏گرفت؛ اما امروز، ضلع شرقی نیمکت‏های غروب، لرزش دستانت را در امتداد عصایی چوبی می‏ریزد.
دلم می‏خواهد به یک‏باره، تمام بغض تو را فریاد کنم. ساعت جیبی‏ات را که نگاه می‏کنی، یادم می‏آید که وقت غنچه‏ها تنگ شده؛ درست مثل دل من برای تو.
این، تصادف قشنگی است که امروز در تقویم، کلمات هم‏معنی، کنار هم چیده شده‏اند. یعنی در دائرة المعارف عشق، پدر، ترجمه علی علیه ‏السلام است.

***

پناهگاه امن خانه
شانه‏ هایت، ستون محکمی است پناهگاه امن خانه را.
دست در دستانم که می‏گذاری، خون گرم آرامش، در کوچه رگ‏هایم می‏دود.
در برابر توفان‏های بی‏رحم زندگی می‏ایستی؛ آن‏چنان‏که گویی هر روز از گفت‏وگوی کوهستان‏ها باز می‏آیی.
لبخند پدرانه‏ات، تارهای اندوه را از هم می‏دراند.
تویی که صبوری‏ات، دل‏های ناامید را سپیده‏دم امیدواری است. مرامنامه دریا را روح وسیعت به تحریر می‏آید؛ آن هنگام که ابرهای دلتنگی، پنجره‏های خانه را باران می‏پاشند.
آسمان همواره بوسه بر پیشانی بلندت را آرزومند است.

***

متن سخنرانی روز پدر

کودکی، دخترکی، موقع خواب
سخت پاپیچ پدر بود و از او می‌پرسید:
زندگی چیست؟
پدرش از سر بی‌صبری گفت:
زندگی یعنی عشق
دخترک با سر پرشوری گفت:
عشق را معنی کن!

پدرش داد جواب:
بوسه گرم تو بر گونه من
دخترک خنده برآورد ز شوق
گونه‌های پدرش را بوسید

زان سپس گفت:
پدرم عشق اگر بوسه بود
بوسه‌هایم همه تقدیم تو باد!

***

جملات سخنرانی روز پدر

به زمان کودکی‌مان برگردیم …
اولین بابا گفتن او را به عرش عالی می‌برد و حالا پدر بابا بود ….
وقتی دستان کوچکت را درمیان دستان بزرگش قرارمی‌دادی برایت قویترین و بهترین حامی بود
براستی جای بوسه بردستانش چه کردی؟
و حالا تو محکم و سنگین قدم برمی‌داری، آیا از روزاول اینگونه قدم برمی‌داشتی؟
انگار باد یاد آن روزها را با خود برده است!
آری امروز و هرروز، روز پدر است و او همیشه پدر است
اما تو دیگر مسخ دستان خودت هستی، دستان او هنوز بزرگ است و هرروز محکم و خسته چرخ زندگی را می‌گرداند.
اما پدر از تو نه دستان بزرگت را می‌خواهد نه گام‌های استوارت را!
حالا تو تمام آرزویش هستی و دلخوشی روزهای سختی‌اش، او از تو لبخند محبت آمیزی به پاس همه آن روزها وشب‌ها می‌خواهد.
پس لبخندت را ازاودریغ مدار!
و بدان دستانت هنوز کوچک است وتجربه‌ای ندارد، امید و اعتبارت به اعتبار اوست.
آرزومند باشید که اعتبارتان بماند تاهمیشه امیدتان ناامید نشود، فرصت را ازدست ندهید…
پدر عزیزم برای خوشبختی و موفقیتم دعاکن
ای چراغ روشن شب‌های تارم روزت مبارک

***

متن سخنرانی روز پدر

پشت‏گرمی من
پشتم به تو گرم است. نمی‏دانم اگر تو نبودی، زبانم چطور می‏چرخید، صدایت نزنم!
راستش را بخواهی، گاهی، حتی وقتی با تو کاری ندارم، برای دل خودم صدایت می‏زنم؛ بابا!
آن‏قدر با دست‏هایت انس گرفته‏ام که گاهی دلم لک می‏زند، دستانم را بگیری.
هر بار دستانم را می‏گیری، خیالم راحت می‏شود؛ می‏دانم که هوایم را داری و من میان ازدحام غریبی، گم نمی‏شوم و تو هیچ وقت دستم را رها نمی‏کنی… .

***

پدر؛ ترجمه علی علیه‏السلام
پدر! می‏خواستم درباره‏ات بنویسم؛ گفتم: یداللّهی؛ دیدم، علی است. گفتم نان‏ آور شبانه کوچه‏ های دلم هستی؛ دیدم علی است. خلوص تو در عشق ورزیدن را نوشتم و روح تو را از هر طرف پیمودم، به علی رسیدم.
آن‏گاه، دریافتم که تو، نور جدا شده‏ ای از آفتاب علی هستی، تا از پنجره هر خانه‏ ای، هستی را گرما ببخشی ؛ و این‏گونه بود که علی علیه‏السلام ، نماینده خدا و نبی شد و پدر، نماینده علی علیه‏السلام .
تو را به من هدیه دادند و من امروز، تمامی خود را به تو هدیه خواهم کرد؛ اگر بپذیری.

***

جملات بلند ویژه سخنرانی و دکلمه روز پدر

ببخش که گاهی آنقدر هستی که نمی‌بینمت،
ببخش تمام نادانی‌ها و نفهمی‌ها و کج فهمی‌هایم را،
اعتراض‌ها و درشتی‌هایم را و هر آنچه را که آزارت داد.
دستانت را می‌بوسم و پیشانیت را، که چراغ راه زندگیم بودی و هستی و خواهی بود،
خاک پایت هستم تا هست و نیست هست.
به حرمت شرافتت می‌ایستم و تعظیم می‌کنم.

این مطالب را هم ببینید