متن به یاد قدیم ها و یادش بخیر خاطرات قدیمی

متن جالب یادش بخیر خاطرات قدیم

جملات جالب و زیبا از خاطرافت قدیمی و به یاد قدیم ها (یادش بخیر قدیم) را در این بخش گردآوری کرده ایم.

یادتون میاد ؟؟؟
نوک مداد قرمزای سوسمار نشان رو که زبون میزدی خوش
رنگ تر میشد …

***

یادش بخیر قدیما آخر هفته کـه خونه مادربزرگ جمع میشدیم با بچه هاي‌ فامیل شبا جاهامونو کنارهم مینداختیم…
تا صبح ورور حرف میزدیم و ریز ریز می‌خندیدیم !

***

یادش بخیر وقتی قارچ خور یا میوه خور بازی میکزدیم و کلی مرحله میرفتیم جلو ؛ سِیو کـه نمیشد لامصب ؛ بعدِ یه مدت دستگاه داغ میکرد و بازی گیر میکرد !
یعنی از شکست عشقی بدتر بود …

***

شما یادتون نمیاد ما وقتی بچه بودیم اول مهر که کفش نو برام می خریدن سر کلاس انقدر نیگاش میکردم که دیگه چشمام خسته میشد ، تازه اگه روش یه لک میفتاد با آب دهنم تمیزش میکردم …انقد که من از کفشم لذت میبردم لیونل مسی از کفش طلاییش لذت نمی بره …

***

متن به یاد قدیم ها و یادش بخیر خاطرات قدیمی

 

ما دهه شصتیا نسلی هستیم کـه درصورت بروز شیطنت بیش از حد با یک قاشق روی شعله ي اجاق گاز روبه‌رو می شدیم !

***

دفترامون خط کشی نداشت، با خودکار قرمز دو طرفش خط میکشیدیم.

***

بعضی وقتا ناظما یه دفعه میومدن سر کلاس میگفتن کلاسو خالی کنید می خوایم کیفاتونو بگردیم. بعد هر کی نوار کاست اهنگ باخودش داشت فرداش مامانش باید میومد مدرسه!

***

مدیر مدرسه از مادرامون کادو می گرفت سر صف می داد به ما، فکر می کردیم مدرسه داده! بعد می گفت: همه تو صفاشون. از جلو نظام، برید سر کلاساتون

***

جملات درباره خاطرات قدیمی

گل گل ، گل اومد ، کدوم گل ؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه ! کدوم کدوم شاپرک ؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده ، با بالهای قشنگش میره و برمیگرده ، میره و برمیگرده … شاپرک خسته میشه … بالهاشو زود میبنده … روی گلها میشینه … شعر میخونه میخنده !!!

***

یادش بخیر کتابمون جلد پلاستیکی می کردیم بعد با خودکار پشتش دروازه می کشیدیم سر خودکار بیک مو می گرفتیم فوتبال دستی درست می کردیم.

***

یادمه اون قدیما وقتی بساط قند شکستن پهن می ‌شد،موقع خرد کردن یه قسمتایی از قند نرم بود
کلی از اونا میخوردیم
شماهم قند میخوردید؟
البته اگر یادتون میاد

***

یادش بخیر:

تو کلاس وقتی درس تموم میشد و وقت اضافه می آوردیم، تا زنگ بخوره این بازی رو میکردیم که یکی از کلاس میرفت بیرون، بعد بچه های تو کلاس یک چیزی رو انتخاب میکردند، اونکه وارد میشد، هرچقدر که به اون چیز نزدیک تر میشد، محکمتر رو میز میکوبیدیم!

***

قدیما دختره نامه می‌نوشت برا پسره ؛
جواب پسره هم سه ماه بعد بـه دستش می‌رسید کلی خر کیف می ‌شد
حالا دختره بهت پیام میده یه دیقه میری
دستشویی و میای می‌بینی نوشته انگار سرت شلوغه ؛ اوکی بای

***

متن به یاد قدیم ها و یادش بخیر خاطرات قدیمی

اخه من نمیدونم شادی های های راه مدرسه که میگن یعنی چی؟
والا ما که یا کتک میخوردیم یا کتک میزدیم
شادی مادی هم در کار نبود فقط گریه و لباس پاره
که البته بعداز اون هم مادر گرامی از خجالتمون حسابی درمیومدن

***

یادش بخیر کتابمون جلد پلاستیکی می کردیم بعد با خودکار پشتش دروازه می کشیدیم سر خودکار بیک مو می گرفتیم فوتبال دستی درست می کردیم.

***

یادمه یکی از پر استرس ترین لحظات دوران ابتدایی وقتی بود که دیکته تموم میشد و مبصر دفترارو جم میکرد میذاشت رو میز معلم ؛ مام هی حواسمون به دفترمون بود ببینیم کی نوبت صحیح کردن دیکته ما میشه ، نوبتمون که میشد همش چشممون به خودکار معلم بود ببینیم غلط داریم یا نه … قلبمونم تند تند میزد !!!

***

‏شـما یادتون نیس، قدیما یسری زنبور بود بهش میگفتن زنبور گاوی، اصلا نگاش می کردی دردت میومد چه برسه بـه این کـه نیشت بزنه

فقط خواستم بگم کـه اونا هم از ایران رفتن

***

جملات جالب در مورد قدیم

یادتونه بچه کـه بودیم تا توى یه جمعى میرفتیم حوصله نداشتیم،خجالت میکشیدیم بابا مامانمون میگفتن:درود کردى بـه عمو؟ ما هم مثل خر تو گل میموندیم! یهو طرف بـه دروغ می‌گفت: بعععععله،سلامم کرد پسر گل!!!!
عاشق این ادما بودم،دمشون گرم

***

بچه که بودیم تو بازی هامون همه اش ادای بزرگترها رو در می آوردیم؛
بزرگ که شدیم همه اش تو خیالمون بر می گردیم به بچگی
بچه که بودیم بچه بودیم؛

***

متن به یاد قدیم ها و یادش بخیر خاطرات قدیمی

شما یادتون نمیاد ، وقتی مشق مینوشتیم پاک
کن رو تو دستمون نگه میداشتیم بعد عرق میکرد ، بعد که میخواستیم پاک کنیم چرب و سیاه میشد و جاش میموند ، دیگه هر کار میکردیم نمیرفت ، آخر سر مجبور میشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم بعد تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده

***

یادش بخیر:

اون قدیما هر روزی که ورزش داشتیم با لباس ورزشی می رفتیم مدرسه… احساس پادشاهی می کردیم که ما امروز ورزش داریم، دلتون بسوزه.

***

یادش بخیر :

مدیر مدرسه از مادرامون کادو می گرفت و سر صف به ما میداد و بعد می گفت:همه تو صفاشون از جلو نظام برید سرکلاس ها.

***

اخه من نمیدونم شادی های های راه مدرسه که میگن یعنی چی؟
والا ما که یا کتک میخوردیم یا کتک میزدیم
شادی مادی هم در کار نبود فقط گریه و لباس پاره
که البته بعداز اون هم مادر گرامی از خجالتمون حسابی درمیومدن

***

متن به یاد قدیم ها و یادش بخیر خاطرات قدیمی

یادمه یکی از پر استرس ترین لحظات دوران ابتدایی وقتی بود که دیکته تموم میشد و مبصر دفترارو جم میکرد میذاشت رو میز معلم ؛ مام هی حواسمون به دفترمون بود ببینیم کی نوبت صحیح کردن دیکته ما میشه ، نوبتمون که میشد همش چشممون به خودکار معلم بود ببینیم غلط داریم یا نه … قلبمونم تند تند میزد !!!

***

یادش بخیر :

تو دبستان که زنگ تفریح تموم می شد ، مامور آبخوری دیگه نمی ذاشت آب بخوریم.

مطالب مشابه را ببینید!

شعر سفر + اشعار زیبا در مورد سفر کردن با شعرهای کوتاه و بلند زیبا دلنوشته های زیبای پر احساس + جملات دلی عاشقانه و احساسی برای عشق اشعار یاد خدا + مجموعه شعر یاد خداوند بزرگ و پرودگار جهان از شاعران مختلف اشعار غمگین + شعر کوتاه و بلند از شاعران برجسته در مورد جدایی و عشق متن و جملات محبت کردن + جمله های کوتاه در مورد مهر و محبت و بخشیدن متن عاشقانه سنگین + جملات فاز سنگین تیکه دار و عاشقانه جدید سخنان مارلون براندو + سخنان آموزنده از اسطوره بازیگری متن عاشقانه زیبا برای اولین دیدار آشنایی + عکس نوشته رمانتیک تک بیتی سعدی؛ مجموعه اشعار کوتاه تک بیتی عاشقانه و با معنی سعدی 10 گزیده اشعار بوستان و غزلیات سعدی + گلچین بهترین اشعار زیبای سعدی