چیستان های شاهنامه فردوسی | معماهای کهن و سخت برای عاشقان فردوسی
شاهنامه، تنها گنجینهای از داستانهای پهلوانی نیست، بلکه سرشار از اندرزها، حکمتها و چیستانهایی است که در لابهلای ابیات آن، هوش و خرد مخاطب را به چالش میکشد. یکی از زیباترین نمونههای چیستانپردازی در شاهنامه، داستان «پرسشهای موبدان از زال» است که در آن، موبدان برای سنجش خرد و فرزانگی زال، شش چیستان دشوار را پیش روی او مینهند. این چیستانها که ریشه در باورهای کهن و فرهنگ ایرانی دارند، هر یک رمزی از نظم طبیعت و گردش زمان را در خود نهفتهاند و زالِ فرزانه با پاسخهای خود، به درستی آنها را میگشاید. در این بخش از سایت، مجموعهای از چیستانهای شاهنامه را گردآوری کردهایم تا با این معماهای دیرینه، گوشهای از حکمت فردوسی را به تماشا بنشینیم.

همه چیز درباره داستان های شاهنامه
شاهنامه، حماسهی ملی ایران و یکی از بزرگترین و ماندگارترین آثار ادبی جهان، سرودهی حکیم ابوالقاسم فردوسی است. این کتاب سترگ که سرودن آن نزدیک به سی سال از عمر شاعر را به خود اختصاص داد، با بیش از پنجاه هزار بیت، روایتگر اسطورهها و تاریخ ایران از نخستین پادشاه، کیومرث، تا فروپاشی دولت ساسانی در سدهی هفتم میلادی است. شاهنامه را «قرآن عجم» نیز نامیدهاند و آن را بزرگترین سند هویت و افتخار ایرانیان میدانند.
داستانهای شاهنامه را به طور کلی به سه بخش اساطیری، پهلوانی و تاریخی تقسیم میکنند. بخش نخست، دورهی اساطیری، از زمان کیومرث آغاز و تا ظهور فریدون ادامه مییابد و روایتگر شکلگیری تمدن ایرانی، کشف آتش و نبردهای افسانهای با دیوان است. اوج این بخش، داستان پادشاهی ضحاک ماروش و قیام کاوهی آهنگر علیه اوست که نماد پیروزی خیر بر شر است.
مهمترین و شناختهشدهترین بخش شاهنامه، دورهی پهلوانی آن است که با جنگهای ایران و توران و ظهور پهلوانان بزرگ پیوند خورده است. در این بخش است که با نامآورترین چهرههای حماسی ایران، از جمله زال، رستم، سهراب، گردآفرید، سیاوش و بیژن آشنا میشویم. داستانهایی چون «رستم و سهراب» که تراژدی نبرد ناخواستهی پدر و پسر را روایت میکند، «زال و رودابه» که عاشقانهای پرفرازونشیب است و «هفتخوان رستم» که نمایشی از دلاوریهای بینظیر اوست، از شاهکارهای مسلم ادبیات جهان به شمار میروند. داستان پاکدامنی و مظلومیت «سیاوش» نیز از دیگر حکایتهای پرآوازهی این بخش است که عمق اخلاقیات ایرانی را به تصویر میکشد.
بخش سوم، دورهی تاریخی است که از پادشاهی بهمن آغاز شده و با مرور حکومت پادشاهان کیانی و ساسانی، به حملهی اعراب و پایان کار شاهنشاهی ایران ختم میشود. به گفتهی فردوسی، او با سرودن شاهنامه، ایران و زبان پارسی را از نابودی در دوران سلطهی بیگانگان نجات داد: «عجم زنده کردم بدین پارسی». شاهنامه نه تنها اثری حماسی، بلکه دایرةالمعارفی از فرهنگ، ارزشها، آرمانها و تاریخ کهن این مرز و بوم است و به عنوان منبعی الهامبخش، همواره در ادبیات، هنر و اندیشهی ایرانی جاری بوده است.
چیستان از درون شاهنامه
من نخستین پادشاه شاهنامه هستم. بر کوه نشستم و تاج بر سر نهادم. مردم را گرد آوردم و آیین پادشاهی را بنیان نهادم. نوهام هوشنگ و طهمورث بودند. من که هستم؟
.
.
پاسخ: کیومرث (نخستین پادشاه پیشدادی)
من پادشاهی هستم که تخت زرین بر آسمان بردم و بر فرشتگان فخر فروختم. اهریمن مرا فریفت و فرّه ایزدی از من بگسست. ضحاک بر من چیره شد و مرا کشت. من کیستم؟
.
.
پاسخ: جمشید (پادشاه پیشدادی که فرّه ایزدی را از دست داد)
من پادشاهی هستم که بر شانههایم دو مار میرویید. برای سیر کردن آنها، مغز جوانان را میخواستم. کاوه آهنگر بر من شورید و فریدون مرا در کوه دماوند به بند کشید. من کیستم؟
.
.
پاسخ: ضحّاک (بیورسب، پادشاه ظالم ماردوش)
من آهنگری هستم که دو پسر جوانم را ضحاک کشت. با پیشبند چرمی خود برخاستم و قیام کردم. فریدون را یافتم و با او به جنگ ضحاک رفتم. پیشبند من نماد آزادی شد. من کیستم؟
.
.
پاسخ: کاوه آهنگر
من پادشاهی هستم که پدرم آبتین و مادرم فرانک بود. ضحاک را به کوه دماوند بند کردم و جهان را بین سه پسر خود تقسیم کردم. ایران را به ایرج دادم. من کیستم؟
.
.
پاسخ: فریدون
من پسر کوچک فریدون هستم. پدرم ایران را به من داد و برادرانم سلم و تور بر من حسد بردند و مرا کشتند. من که هستم؟
.
.
پاسخ: ایرج (پسر کوچک فریدون)
من پهلوانی هستم که موهای سفیدم مرا از دیگران متمایز کرد. پدرم سام نریمان مرا به کوه البرز انداخت، اما سیمرغ مرا پرورش داد. پدر رستم هستم. من کیستم؟
.
.
پاسخ: زال (دستان)
من پرندهای هستم که زال را در کوه البرز بزرگ کردم. بالهای من شفابخش است. پرهای مرا بسوزانند تا به یاری پهلوانان بیایم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: سیمرغ
من پهلوان نامدار ایران هستم. اسبم رخش و گرز من گاوسر است. هفت خوان را گذراندم و دیو سپید را کشتم. داستان من بزرگترین داستان شاهنامه است. من کیستم؟
.
.
پاسخ: رستم
من اسب رستم هستم. تنومند و تیزتپ بودم. در جنگهای بسیاری پهلوان را بر پشت خود داشتم. نام من چیست؟
.
.
پاسخ: رخش
من پسر رستم هستم. پدرم را هرگز ندیدم. در نبردی با او روبرو شدم و او مرا نشناخت و کشت. لحظه مرگ من، تراژیکترین لحظه شاهنامه است. من کیستم؟
.
.
پاسخ: سهراب
من مادر سهراب هستم. در سمنگان با رستم ازدواج کردم و پسرم را به دنیا آوردم. وقتی رستم سهراب را کشت، من از غم بینشان شدم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: تهمینه (دختر شاه سمنگان)
من پسر کیکاووس و پدر کیخسرو هستم. سودابه مرا به نادرستی متهم کرد و من از آتش گذشتم تا بیگناهی خود را ثابت کنم. اما در نهایت به دست افراسیاب کشته شدم. من کیستم؟
.
.
پاسخ: سیاوش
من همسر کیکاووس هستم. به سیاوش دل بستم، اما او مرا نپذیرفت و من به او تهمت زدم. قصدم آتش زدن بیگناهی او بود. من که هستم؟
.
.
پاسخ: سودابه (همسر کیکاووس)
من پادشاه توران هستم. با ایران جنگیدم و سیاوش را کشتم. اما کیخسرو از خون پدر انتقام گرفت. نام من چیست؟
.
.
پاسخ: افراسیاب
من سردار تورانی هستم که سیاوش را پروردم و به او نیکی کردم. اما سرانجام در جنگ با ایرانیان کشته شدم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: پیران ویسه
من پادشاهی هستم که به آسمان رفت و بر اسب خود نشست. اما ابلیس او را فریفت و در مازندران گرفتار شد. رستم برای نجات من به هفت خوان رفت. من کیستم؟
.
.
پاسخ: کیکاووس
مطالب مشابه: چیستان از قرآن | چیستان با موضوع غذا

من دیوی بزرگ هستم که در مازندران فرمانروایی میکردم. رستم در هفتخوان مرا در غار یافت و با گرز خود بر سرم کوفت. خون من جهان را تیره کرد. من کیستم؟
.
.
پاسخ: دیو سپید
من پهلوانی هستم که به دستور اسفندیار، دیو را کشتم و به وطن بازگشتم. اما در پایان، رستم مرا با تیر دو شاخه کشت. من که هستم؟
.
.
پاسخ: اسفندیار (پسر گشتاسپ)
من پسر رستم و برادر فرامرز هستم. در روزگار پادشاهی بهمن، کین پدر را خواستم، اما کشته شدم. من کیستم؟
.
.
پاسخ: سهراب
من همسر زال و مادر رستم هستم. از نژاد ضحاک بودم، اما پاکدل بودم. پدرم مهراب کابلی بود. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رودابه
من پرندهای هستم که بالهایم شفابخش است. در داستان رستم و اسفندیار، رستم مرا به یاری طلبید و من او را درمان کردم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: سیمرغ
من پسر کیقباد و پدر سیاوش هستم. کیکاووس نام دارم. در جنگ با مازندران، رستم مرا نجات داد. من که هستم؟
.
.
پاسخ: کیخسرو
من درختی هستم که از خون سیاوش رویید. ایرانیان مرا نماد پاکی و مظلومیت میدانند. نام من چیست؟
.
.
پاسخ: خونسیاوشان (گیاهی که از خون سیاوش رویید)
من پهلوانی هستم که در نبرد با رستم، تیری به چشم او زدم. اما رستم مرا شکست داد و از من درخواست کرد که او را از پای درنیاورم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: اسفندیار (نبرد رستم و اسفندیار)
من پهلوانی هستم که در داستان بیژن و منیژه، بیژن را از چاه نجات دادم. با گرز خود دیو را کشتم و عاشقان را به هم رساندم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رستم
من پادشاه ساسانی هستم که در شاهنامه از من به دادگری و خردمندی یاد شده است. من بودم که تخت طاقدیس را ساختم و با قیصر روم نامه نگاری کردم. من کیستم؟
.
.
پاسخ: انوشیروان (خسرو انوشیروان، پادشاه دادگر ساسانی)
من پهلوانی هستم که در جنگ با تورانیان، افراسیاب را شکست دادم و انتقام خون سیاوش را گرفتم. من پادشاه کیانی بودم و تخت شاهی را پس گرفتم. من کیستم؟
.
.
پاسخ: کیخسرو
من پسر گودرز و برادر گیو هستم. در جنگ با تورانیان، نام من با بیژن (پسر گیو) همراه است. من که هستم؟
.
.
پاسخ: بهرام (بهرام نیو، برادر گیو)
من حکیمی هستم که ۳۰ سال از عمر خود را برای سرودن شاهنامه گذاشتم. بیش از ۵۰ هزار بیت از تاریخ و اساطیر ایران را به نظم درآوردم. قصهام به یزدگرد پایان یافت. من کیستم؟
.
.
پاسخ: ابوالقاسم فردوسی (حکیم توس)
مطالب مشابه: چیستان با موضوع زبان انگلیسی | چیستان با موضوع مسی
چیستان های سخت از شاهنامه
من پهلوانی هستم که در داستان «بیژن و منیژه»، بیژن را در چاه پیدا کردم و با گرز خود دیو را کشتم. من پسر گودرز هستم و برادر گیو. من کیستم؟
.
.
پاسخ: بهرام نیو (برادر گیو)
من دختر افراسیاب هستم. عاشق بیژن شدم و او را به توران آوردم. پدرم او را در چاه زندانی کرد. اما سرانجام به عشق خود رسیدم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: منیژه (دختر افراسیاب)
من پسر گیو و برادر بهرام هستم. عاشق منیژه شدم و به توران رفتم. در چاه زندانی شدم و رستم مرا نجات داد. من که هستم؟
.
.
پاسخ: بیژن (پسر گیو)
من پهلوانی هستم که در داستان «رستم و اسفندیار»، به دستور اسفندیار، رستم را به مبارزه طلبیدم. اما در نبرد، رستم مرا کشت. من که هستم؟
.
.
پاسخ: اسفندیار (پسر گشتاسپ)
من پدر اسفندیار هستم. در شاهنامه از من به عنوان پادشاهی یاد شده که اسفندیار را برای جنگ با رستم فرستاد. من که هستم؟
.
.
پاسخ: گشتاسپ (پادشاه کیانی)
من در داستان «رستم و سهراب»، مادر سهراب هستم. در سمنگان با رستم ازدواج کردم و سهراب را به دنیا آوردم. وقتی رستم او را کشت، غمگین شدم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: تهمینه
من پهلوانی هستم که در داستان «رستم و اسفندیار»، همراه اسفندیار به جنگ رستم رفتم. اما در نبرد کشته شدم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: برزو (پسر اسفندیار) – یا بهمن (پسر اسفندیار)
من پهلوانی هستم که در داستان «رستم و اسفندیار»، رستم را در جنگ یاری کردم و با تیر دو شاخه به اسفندیار زدم و او را کشتم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رستم (خودش با تیر دو شاخه)
من پادشاهی هستم که پس از کیخسرو به تخت نشستم. در روزگار من، اسفندیار به جنگ رستم رفت و کشته شد. من که هستم؟
.
.
پاسخ: گشتاسپ (پس از کیخسرو به تخت نشست)
من پهلوانی هستم که در داستان «رستم و اشکبوس»، با اشکبوس (پهلوان تورانی) جنگیدم و او را کشتم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رستم (اشکبوس از پهلوانان تورانی بود)
من پهلوان تورانی هستم که در جنگ با رستم، با نیزه و گرز جنگیدم، اما در نهایت رستم مرا کشت. من که هستم؟
.
.
پاسخ: اشکبوس (پهلوان تورانی)
من در شاهنامه، پدر فریدون هستم. ضحاک مرا کشت و فریدون انتقام خون مرا گرفت. من که هستم؟
.
.
پاسخ: آبتین (پدر فریدون)
من مادر فریدون هستم. از ضحاک فرار کردم و فریدون را در کوه پرورش دادم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: فرانک (مادر فریدون)
من پسر بزرگ فریدون هستم. پدرم روم را به من داد. برادرانم ایرج و تور بودند. من که هستم؟
.
.
پاسخ: سلم (پسر بزرگ فریدون)
مطالب مشابه: چیستان با موضوع مهندسی | چیستان های سخت درباره ماشین

من پسر میانی فریدون هستم. پدرم توران را به من داد. برادرم ایرج را کشتم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: تور (پسر میانی فریدون)
من در شاهنامه، کوهی هستم که ضحاک در آن زندانی شد. فریدون او را در این کوه به بند کشید و تا روز قیامت در آن خواهد ماند. نام این کوه چیست؟
.
.
پاسخ: کوه دماوند
من در شاهنامه، شهری هستم که رستم و سهراب در آن جنگیدند و سهراب در آن کشته شد. نام این شهر چیست؟
.
.
پاسخ: دژسپید (یا شهر سمنگان)
من در شاهنامه، اسبی هستم که رستم با خود داشت و در همهٔ جنگها همراه او بود. نام من چیست؟
.
.
پاسخ: رخش
من در شاهنامه، پرندهای هستم که زال را پرورش داد. بالهای من شفابخش است و در داستان رستم و اسفندیار، رستم را درمان کردم. نام من چیست؟
.
.
پاسخ: سیمرغ
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در داستان «رستم و هفتخوان» با رستم همراه شدم و در خوان هفتم، رستم را یاری کردم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: زواره (برادر رستم)
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در جنگ با تورانیان، به دستور کیخسرو، افراسیاب را تعقیب کردم و او را یافتم و کشتم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: کیخسرو
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در نبرد با تورانیان، پرچم ایران را برافراشتم و پهلوانان را به جنگ دعوت کردم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: گودرز (پهلوان بزرگ ایران)
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در داستان «بیژن و منیژه»، بیژن را از چاه نجات دادم و او را به ایران بازگرداندم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رستم
من در شاهنامه، پادشاهی هستم که در داستان «رستم و اسفندیار»، از اسفندیار خواستم تا با رستم بجنگد و او را به بند کشد. من که هستم؟
.
.
پاسخ: گشتاسپ
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در نبرد با رستم، تیری به چشم او زدم و رستم را مجروح کردم. اما رستم مرا با گرز خود کشت. من که هستم؟
.
.
پاسخ: اسفندیار (در نبرد با رستم، تیری به چشم رستم زد)
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در داستان «رستم و هفتخوان»، در خوان اول، شیری را کشتم و در خوان دوم، تشنه شدم و آب خوردم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رستم (خوان اول: شیر، خوان دوم: تشنگی)
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در داستان «رستم و هفتخوان»، در خوان سوم، اژدهایی را کشتم و در خوان چهارم، زنی جادوگر را از بین بردم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رستم
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در داستان «رستم و هفتخوان»، در خوان پنجم، اولاد (دیو) را اسیر کردم و در خوان ششم، دیو دیگری را کشتم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رستم
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در داستان «رستم و هفتخوان»، در خوان هفتم، دیو سپید را کشتم و کیکاووس را از بند رهایی بخشیدم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رستم
من در شاهنامه، پادشاهی هستم که پس از گشتاسپ به تخت نشستم. در روزگار من، اسکندر به ایران حمله کرد و من در جنگ با او کشته شدم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: داراب (یا دارا – پادشاه هخامنشی در شاهنامه)
مطالب مشابه: چیستان های قدیمی با جواب سخت و آسان | چیستان بزرگسالان با جواب
چیستان های جذاب از شاهنامه
من پهلوانی هستم که در داستان «کاموس کشانی» با رستم جنگیدم. من سردار تورانی بودم و کمند انداختن بلد بودم. اما رستم مرا شکست داد و کشت. من کیستم؟
.
.
پاسخ: کاموس کشانی (پهلوان تورانی)
من پادشاهی هستم که در شاهنامه به «خونخواهی» معروفم. انتقام خون پدرم ایرج را از سلم و تور گرفتم. من نوهٔ فریدون هستم. من کیستم؟
.
.
پاسخ: منوچهر (نوهٔ فریدون)
من پهلوانی هستم که در داستان «رستم و سهراب»، پدر سهراب را یافتم و به او خبر دادم که پسرش به جنگ آمده است. من که هستم؟
.
.
پاسخ: هجیر (پهلوانی که به رستم خبر داد)
من در شاهنامه، شهری هستم که سهراب در آن متولد شد. مادرش تهمینه در این شهر زندگی میکرد. نام این شهر چیست؟
.
.
پاسخ: سمنگان
من پهلوانی هستم که در داستان «بیژن و منیژه»، پدر منیژه هستم. من پادشاه توران هستم و بیژن را در چاه زندانی کردم. من کیستم؟
.
.
پاسخ: افراسیاب (پدر منیژه)
من در شاهنامه، کوهی هستم که زال در آن پرورش یافت. سیمرغ در این کوه زندگی میکرد و زال را بزرگ کرد. نام این کوه چیست؟
.
.
پاسخ: کوه البرز (کوه قاف)
من پهلوانی هستم که در داستان «رستم و اسفندیار»، به همراه اسفندیار به جنگ رستم رفتم و در آن نبرد کشته شدم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: برزو (پسر اسفندیار)
من در شاهنامه، پادشاهی هستم که به «دادگر» معروفم. در روزگار من، عدالت در سراسر ایران برقرار بود و مردم در آرامش زندگی میکردند. من که هستم؟
.
.
پاسخ: انوشیروان (خسرو انوشیروان)
من پهلوانی هستم که در داستان «رستم و هفتخوان»، در خوان اول، شیری را کشتم و پوست آن را به دوش کشیدم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رستم
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در داستان «رستم و هفتخوان»، در خوان دوم، با تشنگی شدید روبرو شدم و از آب چشمه نوشیدم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رستم
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در داستان «رستم و هفتخوان»، در خوان چهارم، زنی جادوگر را شناسایی کردم و او را کشتم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رستم
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در داستان «رستم و هفتخوان»، در خوان پنجم، اولاد (دیو) را اسیر کردم تا مرا به جای دیو سپید راهنمایی کند. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رستم
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در داستان «رستم و هفتخوان»، در خوان ششم، با دیوی بزرگ جنگیدم و او را با گرز خود کشتم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رستم
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در داستان «رستم و هفتخوان»، در خوان هفتم، دیو سپید را در غار یافتم و با گرز خود بر سرش کوفتم و او را کشتم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رستم
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در داستان «رستم و اشکبوس»، با اشکبوس (پهلوان تورانی) جنگیدم و او را با گرز خود کشتم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رستم
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در داستان «رستم و سهراب»، در نهایت متوجه شدم که سهراب پسر من است و از این موضوع بسیار اندوهگین شدم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رستم
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در داستان «بیژن و منیژه»، بیژن را از چاه نجات دادم و او را به ایران بازگرداندم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رستم
مطالب مشابه: چیستان با موضوع جام جهانی | معمای ذهنی با جواب

من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در داستان «رستم و اسفندیار»، با تیر دو شاخه به اسفندیار زدم و او را از پای درآوردم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رستم
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در داستان «اکوان دیو»، با دیوی به نام «اکوان» روبرو شدم و او را با حیله شکست دادم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رستم
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در داستان «رستم و سهراب»، پس از کشتن سهراب، از شدت اندوه، جامهها را بر تن دریدم و گریه کردم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رستم
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در داستان «رستم و هفتخوان»، رستم را در هفت خوان همراهی کردم و او را یاری دادم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: زواره (برادر رستم)
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در داستان «بیژن و منیژه»، پدر بیژن هستم و او را برای نجات از چاه به رستم سپردم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: گیو (پدر بیژن)
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در داستان «رستم و اسفندیار»، اسفندیار را به جنگ با رستم ترغیب کردم و او را به کشتن دادم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: گشتاسپ (پدر اسفندیار)
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در داستان «رستم و سهراب»، به رستم خبر دادم که سهراب پسرش است، اما دیر شده بود. من که هستم؟
.
.
پاسخ: هجیر (پهلوانی که خبر را آورد)
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در داستان «رستم و اکوان دیو»، با حیله و نیرنگ، اکوان دیو را شکست دادم و او را به بند کشیدم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رستم
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در داستان «رستم و سهراب»، در نبرد با سهراب، تیری به سینه او زدم و او را از پای درآوردم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رستم
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در داستان «بیژن و منیژه»، پس از نجات بیژن از چاه، او را با خود به ایران بازگرداندم و به نزد کیخسرو بردم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رستم
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در داستان «رستم و اسفندیار»، با تیر دو شاخه به اسفندیار زدم و او را از پای درآوردم، اما خود نیز از این کار بسیار اندوهگین شدم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رستم
من در شاهنامه، پهلوانی هستم که در همهٔ داستانهای حماسی حضور دارم. اسبم رخش است، گرز من گاوسر نام دارد. من بزرگترین پهلوان ایران هستم و در همهٔ جنگها پیروزم. من که هستم؟
.
.
پاسخ: رستم (پهلوان نامدار ایران)
سؤال ۱: در شاهنامه چه چیستان معروفی از موبدان نقل شده است؟
پاسخ: شش چیستان که موبدان برای سنجش خرد زال مطرح کردند و زال به همه پاسخ داد
سؤال ۲: چیستان دوازده سرو و سی شاخ چیست و پاسخ آن کدام است؟
پاسخ: «که از ده ودو تاه سرو سهی / که رسته ست شاداب با فرّهی / از آن هر یکی برزده شاخ سی». پاسخ زال: دوازده ماه سال و سی روز هر ماه
سؤال ۳: چیستانهای شاهنامه فقط برای آزمون خرد بوده یا کاربرد دیگری هم داشته است؟
پاسخ: گاهی فرستادگان پادشاهان روم برای تفاخر و برتریجویی، چیستان میفرستادند؛ اگر پاسخ نمیدادند، باید خراج میدادند
سؤال ۴: آیا چیستانهای شاهنامه ریشه در فرهنگ عامه دارد؟
پاسخ: بله، برخی کاملاً فولکلوریکاند و با تفاوتهایی هنوز در ادب شفاهی ایران رایجاند










