چرا دکمه زنان سمت چپ و مردان سمت راست است؟ داستانی از تاریخ، جنگ و مد
حتماً برای شما هم پیش آمده که هنگام پوشیدن یک پیراهن جدید، لحظهای مکث کنید تا بفهمید دکمهها کدام طرف هستند. اگر تا به حال پیراهن جنس مخالف را امتحان کرده باشید، حتماً متوجه شدهاید که بستن دکمههای آن حسابی عجیب و ناجور است. دکمههای پیراهن مردانه در سمت راست و سوراخ دکمهها در سمت چپ هستند و پیراهن زنانه برعکس: دکمهها در سمت چپ و سوراخها در سمت راست. اما چرا چنین طراحی عجیبی در صنعت مد به وجود آمده است؟ در این مقاله، سفری خواهیم داشت به دل تاریخ و خواهیم دید که چگونه شمشیرها، خدمتکاران، زنان ثروتمند و ناپلئون بناپارت در این موضوع دخیل بودهاند.
برخلاف بسیاری از قوانین مد که مدام تغییر میکنند، دکمهها برای قرنها در همین جای خود باقی ماندهاند. شاید جالب باشد بدانید که هیچ منبع تاریخی قاطعی نمیتواند بگوید چرا در ابتدا این کار را کردهایم. اما در طول سالها، چند نظریه بسیار قوی و جذاب شکل گرفته که به خوبی میتوانند داستان این تفاوت را شرح دهند.

نظریه اول: شمشیر و زره؛ میراث جنگجویان
اولین و محبوبترین نظریه، ما را به قرون وسطی و میدانهای نبرد میبرد. در آن دوران، سربازان شمشیر خود را در دست راست میگرفتند و از سپر در دست چپ خود استفاده میکردند. این یعنی جناح چپ بدن آنها که محافظتشدهتر بود، رو به دشمن قرار میگرفت. حالا زرههای فلزی آنها باید به گونهای طراحی میشد که در هنگام نبرد، نیزه دشمن به راحتی بین صفحات فلزی فرو نرود. راه حل هوشمندانه این بود که صفحات زره از سمت چپ به راست روی یکدیگر قرار بگیرند، بنابراین ضربات وارده اصلاً وارد شکاف نمیشد.
تصور کنید شوالیهای روی اسب نشسته است. برای کشیدن شمشیر از غلاف، باید از دست راست خود استفاده کند. به همین دلیل، بهترین حرکت این است که با دست چپش (که آزادتر است) دکمههای بخش بالایی زره را باز کند تا دست راستش بدون هیچ مانعی راهی غلاف شود. به همین خاطر، همه مردان ترجیح میدادند روپوشی بپوشند که لبه چپ آن روی لبه راست قرار گیرد. بدین ترتیب، دکمهها همیشه سمت راست لباس دوخته میشدند، تا فرد با دست چپ، دکمهها را باز و بسته کند. این سنت باستانی بعدها از زره به کتها و نهایتاً به پیراهنها منتقل شد و تا امروز باقی مانده است.

نظریه دوم: خدمتکاران و اشراف (محبوبترین نظریه)
دکمهها در زمان اختراعشان، کالایی لوکس و گرانبها به شمار میرفتند؛ مثل ساعتهای رولکس امروزی. تنها قشر مرفه میتوانستند لباسهایی با دکمه بپوشند. در آن دوران برای بانوان اشرافی، پوشیدن لباسهای مجلسی سنگین و چندلایه به تنهایی کاری دشوار و طاقتفرسا بود. به همین دلیل، زنان ثروتمند هرگز خودشان لباس نمیپوشیدند. آنها همیشه خدمتکاری داشتند که صبح ها آنها را میپوشاند.
اما خدمتکاران رو در روی زنان میایستادند تا دکمهها را به راحتی ببندند. در این حالت، اگر دکمهها در سمت راست لباس زنانه دوخته میشد، دست خدمتکار باید به طرز عجیبی ضربدری میشد تا دکمهها را ببندد؛ اما با دوخت دکمهها در سمت چپ لباس، خدمتکار که روبروی زن ایستاده بود، به راحتی میتوانست دکمهها را با دست راست خود ببندد. دقت کنید: از دید خدمتکار، دکمهها درست در سمت راست قرار میگرفتند و کار برای او آسان میشد. به عبارت دیگر، لباس مردانه برای استفاده خود شخص طراحی شده بود، اما لباس زنانه برای استفاده شخص دیگری (خدمتکار)!
لباس های ضروری کمد خانم ها (از تیشرت ساده تا شلوار جین و لباس های زیر)

نظریه سوم: ناپلئون و نشان افتخار
یکی از نظریههای جالب دیگر به ناپلئون بناپارت، امپراتور معروف فرانسه، نسبت داده میشود. داستان از این قرار است که ناپلئون از دیدن زنان باردار که در خیابانهای پاریس راه میرفتند و به شکم بزرگ خود افتخار میکردند، بسیار عصبانی میشد. او دستور داد تمام عکاسان و نقاشان فرانسه، زنان را در حالت پوشیده و با لباسهای بسته نقاشی کنند. به علاوه، او به طراحان لباس دستور داد که دکمههای لباس زنانه را در سمت چپ بدوزند تا زنان مجبور شوند با دست چپ خود دکمهها را ببندند و بدین ترتیب، دست راستشان همیشه آزاد باشد تا در صورت لزوم از خود دفاع کنند یا به دیگران حمله کنند.
اگرچه این نظریه جذاب است، اما بیشتر شبیه یک افسانه تاریخی به نظر میرسد. با این حال، نمیتوان تأثیر دوران ناپلئون را بر مد اروپا نادیده گرفت. او بود که رنگهای خاص و سبکهای مشخصی را برای لباسهای رسمی رواج داد.
نظریه چهارم: شیردهی و مادران
برخی معتقدند که این تفاوت به دوران باستان و نحوه شیردادن مادران به نوزادانشان بازمیگردد. مادران معمولاً کودک خود را با دست چپ در آغوش میگرفتند و با دست راست لباس خود را باز میکردند. اگر دکمههای لباس در سمت چپ بود، باز کردن آن با یک دست (دست راست) بسیار سادهتر بود. این نظریه اگرچه کمتر شنیده شده، اما منطقی به نظر میرسد، زیرا تطابق بیشتری با نیازهای روزمره زنان دارد.
با این حال، این نظریه نمیتواند توضیح دهد که چرا این سنت برای قرنها در تمام طبقات اجتماعی و در فرهنگهای مختلف (از اروپا تا آمریکا) حفظ شده است.

تکامل دکمه در تاریخ
برای درک بهتر این ماجرا، خوب است نگاهی به تاریخچه خود دکمه بیندازیم. قدیمیترین دکمههای شناخته شده مربوط به ۵۰۰۰ سال پیش در تمدن سند (پاکستان امروزی) است. اما در آن زمان دکمه فقط جنبه تزئینی داشت و برای بستن لباس از سنجاق یا بند استفاده میکردند. تا قرن سیزدهم میلادی بود که دکمههای سوراخدار در اروپا رایج شدند و لباسها شروع به بسته شدن با دکمه و سوراخ کردند.
در قرون وسطی، دکمهها چنان ارزشمند بودند که گاهی از طلا و نقره ساخته میشدند و افراد پس از مرگ، دکمههای لباس خود را به ارث میگذاشتند. با انقلاب صنعتی در قرن هجدهم، تولید دکمه ارزان شد و استفاده از آن در بین همه طبقات گسترش یافت. اما جالب است بدانید که حتی با ارزان شدن دکمهها، طراحان مد همچنان به سنت قدیمی پایبند ماندند و جایگاه دکمهها تغییر نکرد.
آیا امروزه این تفاوت همچنان وجود دارد؟
پاسخ کوتاه: بله، در اکثر لباسهای رسمی و غیررسمی، هنوز هم این قانون رعایت میشود. پیراهنهای مردانه دکمه سمت راست و پیراهنهای زنانه دکمه سمت چپ دارند. با این حال، در دهههای اخیر، برخی طراحان مد فمینیست تلاش کردهاند این سنت را بشکنند و لباسهایی با دکمه در سمت راست برای زنان طراحی کنند. همچنین در لباسهای یونیسکس، گاهی این تفاوت نادیده گرفته میشود. اما هنوز هم اکثر برندهای بزرگ مد به این قانون پایبند هستند.
جمعبندی
این تفاوت عجیب، ریشه در تاریخ، سنت و عملاً یک «قرارداد اجتماعی» قدیمی دارد که هیچ کس به درستی به یاد نمیآورد از کجا شروع شد. شمشیر و زره شوالیهها، خدمتکاران زنان اشرافی، دستورات ناپلئونی، یا نیاز مادران به شیردادن – همه و همه بخشی از این پازل تاریخی هستند. مهم نیست کدام نظریه درست باشد؛ نکته جالب این است که یک قانون ساده در دوخت لباس توانسته است برای قرنها بدون تغییر باقی بماند و امروز هم هر روز صبح، میلیونها مرد و زن در سراسر جهان بدون اینکه فکر کنند، دکمههای لباس خود را دقیقاً در همان سمتی میبندند که اجدادشان ۵۰۰ سال پیش میبستند.
اگر دفعه بعد پیراهن میپوشید، لحظهای به این داستان طولانی و جذاب فکر کنید. شاید برایتان جالب باشد که بدانید کوچکترین جزئیات زندگی روزمره ما، گاه ریشه در بزرگترین وقایع تاریخی دارند.










