شعر درباره حضرت علی اکبر (ع) اشعار دلنشین در مدح و منقبت آن حضرت
شعر درباره حضرت علی اکبر علیه السلام را در این بخش برای شما قرار دادهایم. علی بن حسین علیه السلام مشهور به «علی اکبر»، فرزند بزرگ حضرت سیدالشهدا علیه السلام است که در روز عاشورا در کربلا به شهادت رسید. هنگام دفن شهدای کربلا، پیکر مطهر حضرت علی اکبر در پایین پای پدر بزرگوارش مدفون شد.

شعر در مدح حضرت علی اکبر
رخش چه صبح ملیحی لبش چه آب حیاتی
علی اکبر لیلاست به چه شاخه نباتی
بدون چشمه لعلش نبود در همه هستی
نه چشمه ای نه قناتی نه دجله ای نه فراتی
دمیده بر سر دنیا چه آفتاب بلندی
رسیده در شب لیلا چه ماه با برکاتی
قدش چه سرو بلندی چه گیسویی چه کمندی
چه مرتضی سکناتی چه مصطفی وجناتی
چه دلبری چه دلیری چه بی مثال و نظیری
چه یوسفی چه عزیزی چه ماورای صفاتی
حواس قافله رفته است در صدای اذانش
هلا چه حی علایی چه عجلوا بصلاتی
حسین با پسرش رد شدند از غزل من
پسر چه ماه جمیلی پدر چه باب نجاتی
چه روز ها که به لیلا گذشت و رفتی و می گفت
مضی الزمان و قلبی یقول انک آتی
عباس شاه زیدی
مطلب مشابه: عکس پروفایل ولادت حضرت علی اکبر (ع) + متن و جملات مذهبی تبریک تولد

مردم دهند نسبت رویت بر آفتاب
اما ز بخت خود نکند باور آفتاب
در ذات تو صفات نبی منعکس شده ست
گیری چنان که آینه ای را در آفتاب
از چار سو به مرقد شش گوشه ات سلام
می گوید از افق چو برآرد سر، آفتاب
گر بهره ای ز بوسه بر تربتت نداشت
هرگز نبود این همه روشنگر آفتاب
ماهی در آسمان کمال و شرف ولی
ماهی که نور می رسد از او بر آفتاب
وقت وداع چون که حسینت به بر گرفت
دیدند ماه را کِشد اندر بر آفتاب
آتش به جان برآید و خونین کند غروب
هر صبح و شب ز داغ تو پا تا سر آفتاب
سید رضا مؤید
عکس نوشته اشعار در مدح حضرت علی اکبر
خدا با تو زبانزد آفریده
علی را در محمد آفریده
به چشمان تو نور حیدری داد
به تو ظرفیت پیغمبری داد
حیا را معنی و مفهومی آقا
به معصومین قسم معصومی آقا
به خَلق و خُلق و منطقی مصطفایی
بنفسی انت تو ارباب مایی
کریم بن الکریم عالمینی
تو ابن المجتبی ابن الحسینی
فروغ چهره خوبان، شعاع طلعت توست
کمال حُسن تو، مدیون این ملاحت توست
به خَلق و خُلقِ رسول و به منطقِ نبوی
فزون تر از همه کس، در جهان شباهت توست
از این شباهت بی حد، در اشتباه افتند
که این ولادت طاهاست، یا ولادت توست
ز احمد و ز حسین و، ز حیدر و زهرا
نشانه ای به سراپای سرو قامت توست
به پیکر تو مجسم، لطافت روح است
عجب بود که در این خاکدان، اقامت توست
نگاه مهر تو، غارتگر دل پدر است
عیان به چشم سیاهت، غم شهادت توست
عجب نباشد اگر، بر «حسان» کنی احسان
که لطف و مرحمت بی شمار خصلت توست
حبیب چایچیان
مطلب مشابه: متن تبریک میلاد حضرت علی اکبر + جملات مذهبی ویژه ولادت آن حضرت و روز جوان
مطلب مشابه: شعر روز جوان؛ مجموعه شعر درباره جوانان و میلاد حضرت علی اکبر

نازم به تجلّای جمال علی اکبر
دل برده ز ما حُسن کمال علی اکبر
خال سیَه اش نقطه بسم الله عشق است
خورشید زند بوسه به خال علی اکبر
ارباب خِرَد منتظرِ مقدم اویند
بی تاب بود دل به وصال علی اکبر
آداب پسندیده اش الگوی جوانهاست
غبطه بَرَد احباب به حال علی اکبر
بنگر به جهادش که به میدان شهادت
شد خون سر و سینه مدال علی اکبر
او اَشبه طاها بود ای یوسف مصری
در ملک ادب کیست مثال علی اکبر
او مظهر اجلال حسین است، کلامی
عالم همه قربان جلال علی اکبر
ولی الله کلامی
شعرهای زیبا در مدح شهید کربلا
یم فاطمی در سرمدی، گل احمدی، مه هاشمی
ز سرادقات محمدی طلعت ظهور جلالتی
به سما قمر، به نبی ثمر، به فاطمه در، به علی گهر
به حسن جگر، به حسین پسر چه نجابتی چه اصالتی
به ملک مطاع، به خدا مطیع، به مرض شفا به جزا شفیع
چه مقام بندگیش منیع به چه بندگی و اطاعتی
خم زلف او چه شکن شکن به مثال نقرة فام تن
سپری به کتف و کفن به تن به چه قامتی چه قیامتی
ز جلو نظر سوی قبله گه، ز قفا نظر سوی خیمه گه
که نموده شه به قدش نگه، به چه حسرتی و چه حالتی
ز قفا دو زن شده نوحه گر، یکی عمه گفت و یکی پسر
که نما به جانب ما نظر، به اشارتی و نظارتی
منسوب به ناصرالدین شاه
پیمبر می زند رخسارش اما نه پیمبر نیست
پیمبر نیست اما از پیمبر نیز کمتر نیست
رسید و خاتمیت را نمی دانم چه باید گفت
که گفته بعد پیغمبر پیمبرهای دیگر نیست؟!
زمین می لرزد از نوع قدم هایش نمی دانم
چه باید گفت نامش را اگر این مرد، حیدر نیست؟!
زبان مانده است از گفتن قلم عاجز شد از رفتن
دریغا وصف او در بیتهای ما میسر نیست
شگفتا! مانده ام باید به جز اکبر چه گفت او را
که از اوصاف او گفتن کم از الله اکبر نیست
الا شاعر چه می جویی میان واژگان او را
فقط یک بیت را در خور اگر داری بیاور، نیست
علی های حسین بن علی مانند هم هستند
برادر را چه کس گفته است مانند برادر نیست!!
همین یک بیت را یک روضه می خوانم؛ عبا پهن است
علی اکبر است این اربن اربا، آه اصغر نیست
محسن ناصحی
ای که در حسن و خرد، شهره عالم بودی
«اشبه الناس» به پیغمبر خاتم بودی
پیش حسن تو دم از یوسف کنعان نزنم
که تو زیباتر از او، در همه عالم بودی
ای علی اکبر لیلا! که تو در رتبه و جاه
پسر خاتمی و مفخر آدم بودی
ای نبی روی و علی صولت و زهرا شوکت!
گوهر حلقه انگشتر خاتم بودی
احمدی حسن و حسن خلق و حسینی خصلت
صاحب این همه عنوان، تو مسلم بودی
در همه ملک عرب، شهره به زیبایی و حسن
در سماوات ادب، نیر اعظم بودی
از همان خال سیاهی که به کنج لب توست
می توان گفت که تو ماه مجسم بودی
بالب تشنه شدی کشته چرا؟ ای که ز لب
تو شفا بخش دم عیسی مریم بودی
خسرو نژاد
مطلب مشابه: شعر میلاد حضرت علی اکبر (ع) اشعار ویژه مذهبی ولادت و روز جوان

شعر درباره علی اکبر (ع)
ای مرتضی خصایل و احمد شمایلم
وی پیش دیده چیده شده، میوه دلم
بگشای دیده و به دلم، راه غم ببند
برق نگاه نیست ولی سوخت حاصلم
دیگر پس از تو، خیر نباشد به زندگی
ای عمر من، به مرگم از این داغ، مایلم
یا خیز و پیش من به نمازی دگر بایست
یا لب گشای، بهر اذان در مقابلم
تا آب دیده غرق نسازد مرا، ببین
گشته، کنار خشکی لب هات ساحلم
بر پیکرت که تیر نشانده؟ کمان منم
کردی هلالی ام زغم ای ماه کاملم
دیگر نمی توانم، برخیزم از زمین
با من چه کرده داغ، خدا داند و دلم
یک جرعه آب، بهر تو ای گُل نداشتم
اکنون ز آب دیده ببین پای در گِلم
این علی بن حسین بن علی حیدر نیست
جز امامت ز علی شیر خدا کمتر نیست
دشمن از برق نگاهش به ستوه آمد و گفت
گفته بودند که در کرببلا حیدر نیست
هر چه نزدیک تر آمد همه فریاد زدند
این جوان کیست اگر حضرت پیغمبر نیست
رجزی خواند که فرزند حسین آمده است
روبهان را حذر از پنجه شیر نر نیست؟
من نه از بهر دفاع پدرم آمده ام
غیر از این حجت دادار مرا رهبر نیست
به عزم جان فشانی، جانب میدان پسر می رفت
پسر می رفت و همراه پدر جان پدر می رفت
سپاه دل سیاه آماده با شمشیر و تیغ و تیز
ز برج خیمه سوی هاله عقرب، قمر می رفت
به عشق دوست، سوی دوشمنان رو کرده با شوقی
شب معراج، گویی سوی حق خیرالبشر می رفت
پسر رفت و پدر در خیمه، ناگه بانگ او آمد
به دیدار پسر، آنگه پدر با چشم تر می رفت
به امیدی که بیند باغبان گل را شکوفاتر
سبک تر از نسیم روح افزای سحر می رفت
نمی دانم چه رخ می داد، اگر زینب نمی آمد
ولی آنقدر می گویم، پدر هم با پسر می رفت
علی انسانی
حضرت آینه در خانه پیمبر دارد
خوش به حال پدری که علی اکبر دارد
دست این طایفه از عرش فراتر رفته
پسر ارشد این خانه به حیدر رفته
چقَدَر نسل اسد شیر دلاور دارد
کعبه شک کرده و می خواست ترک بردارد
پسر حضرت خورشیدی و چون ماهی تو
گاه پیغمبری و گاه یداللهی تو
ساحل امنی و دریا به شما رو بزند
کوه جا دارد اگر پیش تو زانو بزند
آنقدر نور پیمبر به تو واصل شده است
فکر کردیم که قرآن به تو نازل شده است
در ازل دور تو گشتیم که حج ساخته شد
ذوالفقار از خم ابروی تو کج ساخته شد
قامتت در دل عباس قیامت کرده
آسمان را به تماشای تو دعوت کرده
تا که هستی دو قدم پیش پدر راه برو
بیشتر در نظر باش پسر! راه برو
پدرت بی تو یقیناً کمری خم دارد
به خودش آمده و دید تو را کم دارد
باید از نیزه و شمشیر تو را جمع کند
کار سختی ست تو را بین عبا جمع کند
امیر حسین آکار
مطلب مشابه: متن ادبی تبریک میلاد حضرت علی اکبر (ع) با عکس و دلنوشته زیبا










