اشعار ولادت امام محمد تقی (ع) با مجموعه شعر در وصف آن حضرت

اشعار ولادت امام محمد تقی (ع) را برای شما عزیزان و همراهان قرار داده‌ایم. امام نهم شیعیان حضرت جواد (ع ) در سال ۱۹۵ هجری در مدینه ولادت یافت. نام نامی اش محمد معروف به جواد و تقی است. القاب دیگری مانند : رضی و متقی نیز داشته، ولی تقی از همه معروفتر می باشد. مادر گرامی اش سبیکه یا خیزران است که این دو نام در تاریخ زندگی آن حضرت ثبت است . امام محمد تقی (ع ) هنگام وفات پدر ۸ ساله بود. پس از شهادت جانگداز حضرت رضا علیه السلام در اواخر ماه صفر سال ۲۰۳ ه مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع ) انتقال یافت.

اشعار ولادت امام محمد تقی (ع) با مجموعه شعر در وصف آن حضرت

شعرهای ولادتی امام محمد تقی (ع)

جلوۀ روی تو در آینه تا پیدا شد

عشق، بی حُسن تو در خاطره، ناپیدا شد

چون «یدالله» که شد جلوه گر از آیۀ عشق

باز در دست خدا، دست خدا پیدا شد

ای دل خلق به زنجیرِ ضریح تو دخیل!

نورِ چشمانِ تو چون شمسِ ضُحی پیدا شد

مثلِ پروازِ بهار از نفسش گل می ریخت

آن که چون غنچه در آغوش رضا پیدا شد

ذرّه شد همسفر شوق، که در بزم وجود

آفتاب رخ تو در همه جا پیدا شد

در دل، ای روشنیِ عاطفه های ابدی!

آنچه گم بود، ز انوار شما پیدا شد

در کلام دل ما رایحۀ عشق نبود

عشق با نامِ تو در دفتر ما پیدا شد

سجده بردیم چو مشرق به سراپردۀ نور

آفتابِ رخت از پنجره تا پیدا شد

شعرهای ولادتی امام محمد تقی (ع)

شعرهای کوتاه ولادت امام جواد

ای جود تو دریا نه که اقیانوس است

خورشید به مقدم شما پابوس است

از یمن قدوم تو جوادابن رضا

شادان دل حضرت رضا در توس است

نهمین نور خدا،مشکل گشا،ابن الرضا ع

مظهر جود وسخا،مهرووفا،ابن الرضا ع

حرز تو باشد برای رفع هر مشکل دوا

یاجوادالائمه،باب الدعا،ابن الرضا ع

خداى، جــود و کرم را به خلق کرد تمام

چو دیــده مظهر جود خــــدا به دهر گشاد

زهى مقام که جسته است علم از او یارى

زهى شرف که گرفته است عقل از او ارشاد

شب تولد دریای جـود و احسان است

رسد به گوش سماواتیان ، سرود جواد

قدم به عرشه ی زین براق نور نهاد

به سوی حضرت سبحان بود صعود جواد

آسمان معرفت ، گنج سخا ، دریای جود

شهر فضل و دانش و بخشش بیاید در وجود

در شب میلاد مسعود شه خوبان جواد

حق به روی عالم و آدم در رحمت گشود

گشود دیده چو بر این جهان امام جواد

به روى خلق در مرحمت خداى گشاد

شکفت تا گل رویش ز بوستان رضا

بداد مــژده به اهـل نیاز، پیک مراد

دلها زقدم دوســت شاد است امشب

سيراب زچشمه ي مراد است امشب

بشکفته تقي شكــوفه ي باغ رضا

فرخنـده ولادت جواد است امشب

کز بهر یارى بشر سرمایه سود آمده

یعنى جواد ابن الرضا سرچشمه جود آمده

از یمن این زیباپسر وا شد گره از کار ما

شد سایه لطف خدا شامل به حال زار ما

از شبستان ولایت قمرى پیدا شد

از گلستان هدایت ثمرى پیدا شد

بحر موّاج کرم آمده در جوش و خروش

که ز دریاى عنایت گهرى پیدا شد

شب میلاد جواد است، ندا زد جبریل

کز پى شام مبارک سحرى پیدا شد

از افق ماه درخشان رجب داد نوید

که ز خورشید ولایت قمرى پیدا شد

جهان را می شناسد، لحظۀ غمگین و شادش را

از این رو سخت در آغوش می گیرد جوادش را

پسر مثل پدر می خندد این یعنی که از حالا

میان این دو قسمت می کند دشمن عنادش را

جهان از بعد عیسی اولین بار است با حیرت

درون قالب یک طفل می یابد مرادش را

چه طفلی؟ طفل معصومی که پیرِ دیر را حتی

هوایی می کند از نو بسازد اعتقادش را

چه ذکری بر زبان دارد؟ چه رازی در بیان دارد؟

که هر عالِم به این معیار می سنجد سوادش را

قدم آهسته برمی دارد و پیوسته تا منزل

که راه مستقیم از او بجوید امتدادش را

به جای کاظمین امسال هم راهی شدم مشهد

نشد تا سرمه چشمم کنم خاک بلادش را

بهشت است این حرم از هر دری وارد شود شاعر

ولی من دوست دارم بیشتر باب الجوادش را

مطلب مشابه: متن ولادت امام محمد تقی (ع)؛ جملات، عکس و شعر درباره امام نهم

شعرهای کوتاه ولادت امام جواد

شعر احساسی ولادت امام نهم

با حضورت ستاره ها گفتند

نور در خانۀ امام رضاست

کهکشان ها شبیه تسبیحی

دستِ دُردانۀ امام رضاست

مثل باران همیشه دستانت

رزق و روزی برای مردم داشت

برکت در مدینه بود از بس

چهره ات رنگ و بوی گندم داشت

زیر پایت همیشه جاری بود

موج در موج دشتی از دریا

به خدا با خداتر از موسی

بی عصا می گذشتی از دریا

با خداوند هم کلام شدی

علت بُهت خاص و عام شدی

«کودکی هایتان بزرگی بود»

در همان کودکی امام شدی

رزق و روزی شعر دست شماست

تا نفس هست زیر دِیْن توایم

تا جهان هست و تا نفس باقی ست

ما فقط محو کاظمین توایم

من به لطف نگاهت ای باران

سوی مشهد زیاد می آیم

دست بر روی سینه هر بار از

سمت باب الجواد می آیم

ستاره سحری مژدۀ سحر می داد

فروغ صبح ز پایان شب خبر می داد

ز صحن سینۀ ما دست عاطفت از شوق

کبوتر دل ما را به عرش پر می داد

فضای شهر مدینه معطر از گل بود

شبی که گلبن باغ ولا ثمر می داد

مگر نسیم ز باغ بهشت آمده بود

که بوی ناب گل وسبزه های تر می داد

سحاب رحمت حق بر مدینه سایه فکند

خدا به حجت خود کوثری دگر می داد

فلک به یمن قدومش ستاره باران بود

خدا به شمس سپهر ولا قمر می داد

زدیدگان پدر اشک شوق جاری بود

شبی که بوسه به رخسارۀ پسر می داد

برای خلق گنهکار در شب میلاد

خدا به نخل شفاعت دوباره بر می داد

نهم سپهر ولایت جواد اهل البیت

کریم بود و به هر بینوا گهر می داد

هنوز کعبه شهادت دهد بدان محفل

هرآن که مسئله پرسید از او نظر می داد

دلم گرفته چه می شد اگر خدا یک شب

چنان نسیم به کویش مرا گذر می داد

چه عقده ها که« وفایی» زدل نمی شد باز

به ما اگرکه خدا برگۀ سفر می داد

شعر احساسی ولادت امام نهم

در بغل امشب یکى قرص قمر دارد رضا

بر زبان شکر خداى دادگر دارد رضا

بارگاه زاده موسى چراغان مى شود

در حریمش جشن میلاد پسر دارد رضا

اِقتران مهر و مه گردیده امشب، یا مگر

نور چشمانش محمد را به بر دارد رضا

بر امام هشتمین حق کرده فرزندى عطا

زین پسر پیغام تبریک از پدر دارد رضا

آمد آن یکتا دُر عصمت که بر میلاد او

تهنیت از حضرت خیرالبشر دارد رضا

بر عقیمى آن که بر فرزند موسى طعنه زد

گو بیا امشب ببین نور بصر دارد رضا

در کنار مهد او بنشسته بیدار و به لب

ذکر خواب از بهر طفلش تا سحر دارد رضا

ذکر خواب از بهر او مى گوید و گریان بود

من نمى دانم چرا چشمان تر دارد رضا

گاهى از این موهبت شاد است و گاهى دل غمین

چون که از پایان کار او خبر دارد رضا

خسرو  از مداحى او مى کند بس افتخار

گر بدین منصب مدامش مفتخر دارد رضا

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.