اشعار در وصف امام محمد تقی (ع) اشعار کوتاه و بلند زیبا

در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه چندین اشعار در وصف امام محمد تقی علیه السلام را برای شما دوستان قرار داده‌ایم. محمد بن علی بن موسی مشهور به امام جواد و امام محمدِ تقی (۱۹۵-۲۲۰ق) امام نهم شیعیان اثناعشری است. کنیه او ابوجعفر و ملقب به جواد و ابن‌الرضا بود. ملقب شدن او به جواد را به علت کثرت بخشش و احسان او دانسته‌اند. امام جواد هفده سال امامت کرد که با حکومت مأمون عباسی و معتصم عباسی همزمان بود.

اشعار در وصف امام محمد تقی (ع) اشعار کوتاه و بلند زیبا

شعرهای زیبا در وصف امام محمد تقی (ع)

در راه رسیدن به تو دل از نفس افتاد

آهویِ فراری شده از پنجه ی صیاد

گفتی که بگیر از دل دریای جوادم

برخیز بیا قرعه به اقبال تو افتاد

دست و دل باز از سر و رویش مشخص میشود

یک جواد از خلق و از خویش مشخص میشود

دائم الذکری که دائم از خدا دم می زند

از دل حساس و حق گویش مشخص میشود

هستند کریمان دو عالم سرخوانت

یکبار نخورده است گره کیسه ی نانت

اصلا حرم شاه خراسان حرم توست

هرصحن که گشتیم در آن بود نشانت

گرخوب شوداگر که بد هم بد نيست

حاجت دهدت يا ندهد هم بد نيست

چون بعد رضا نهم امام است جواد

هشتت گرو نه بشود هم بد نيست

عالم همه پست و پسر فاطمه بالاست

یک عمر شدم نوکرش، آنقدر که آقاست

از نسل علیّ و نوه ی حضرت موساست

مولام رضا، او علیِ اکبرِ مولاست

او کودک ارباب ولی شیخُ الائمه است

دشمن شده از جامِ میِ معرفتش مست

خوردند بزرگان همه در بحث به بن بست

پیش پسر شاه خراسان شده اند پست

اي كوي تو قبله ي مراد ادركني

اي دادرس روز معاد ادكني

اي گشته ز فرط جود و عطا

مشهور و ملقب به جواد ادركني

ای روشنی چشم رضا ادرکنی

ای پادشه هر دو سرا ادرکنی

عالم همه گویند جوادی تو ز جود

پر کن ز کرم کیل مرا ادرکنی

آیینه ی دلربا  جواد است جواد

 دلبند دل رضا جواد است جواد

سرچشمه جود و بخشش و رحمت باد

گلبرگ  گل  سخا جواد است جواد

مطلب مشابه: اشعار ولادت امام محمد تقی (ع) با مجموعه شعر در وصف آن حضرت

شعرهای زیبا در وصف امام محمد تقی (ع)

معادن علوی کرامتی و سخا

تو چلچراغ وفایی و معدن صفا

برس به داد دل ما جواد فاطمه

بگیر دست دل ما به حرمت رضا

شعرهایی در مدح امام نهم

باز هم حرف کریم آمد وسط. احیا شدم

قطره بودم قطره ای که واصلِ دریا شدم

بی سرو سامانی ام را هیچ کس دیگر ندید

با نگاهی قدکشیدم سرورِ دنیا شدم.

نگرانی ها همه رفت از وجودم یک طرف

خورده بودم بر زمین با لطفِ آقا پا شدم

هیچ می دانی که مدیونِ جوادم از ازل

چونکه با الطافِ او آقاتر از آقا شدم

در هوای نفس گم بودم که با دستِ کرم

آخرش در شامگاهی مضطرب. پیدا شدم

من دلِ خود را سپردم محضرِ ابنُ الرضا

راست کردم قامت و چونِ شاخه طوبا شدم

جانِ سلطان را قسم دادم دو دستم را گرفت

با مددهای نهم خورشید با تقوا شدم

مزدِ کارم را عطا کرده خود بابُ المراد

من در اینجا مبتلای حضرت زهرا شدم

لطفِ یزدان به من و ایل و تبارم کم نیست

بهتر از تو به خدا در همه عالَم نیست

تو جوادی و منم سائل دربار شما

سفره انداخته باشی عددی حاتم نیست

همه هستیِ سلطانِ خراسان به خدا

هر که از عشقِ شما دم نزند آدم نیست

کاظمینی شدنم راه حسینی شدن است

ذرّه ای فرق میان تو و اربابم نیست

سنگ عشقت به روی سینه اگر می کوبم

روز محشر به خدا جز تو کسی پشتم نیست

بی قرار حرمت هستم و می دانم که

تا نخواهد پدرت حکم حرم محکم نیست

کربلا می روم از صحنِ تو انشاءالله

می زنم در حَرمت جار که دلدارم نیست

با دلی پر غم سیه پوش عزایت می شوم

آستان بوس حریم با صفایت می شوم

از دعای حضرت زهرا (س) و لطف بی حَدش

باز هم مهمان بَزم روضه هایت می شوم

تا که حرف از کاظمین و مرقد تو می شود

جان تو بَدجور دلتنگ هوایت می شوم

چشم را می بَندم و همراه کفترهای طوس

زائر بارانی صحن و سرایت می شوم

پشت سر باب الجَواد و روبرو باب المُراد

هر طرف رو میکنم غرق عطایت می شوم

پَر شکسته می کِشم خود را به سمت و سوی تو

مُعتکف در گوشه ایوان طلایت می شوم

با دعایت رزق ما قطعا شهادت می شود

عاقبت یک روز مشمول دعایت می شوم

ای به همه ماسوی سید و مولا جواد

نام خوشت بر لب اهل تولا جواد

هر که شود سائلت پادشه عالم است

هر چه بگویم من از جود و عطایت کم است

ذره ی نا قابلم مهر شما در دلم

از دو جهان یا جواد عشق تو شد حاصلم

ای به رضا نور عین وی به سخا زیب و زین

قبله ی دل ها بود قبر تو در کاظمین

بحر عطا و کرم معدن جود و سخا

ای پسر فاطمه کن نگهی سوی ما

دست تو وقت کرم کار خدا می کند

ذکر شریف جواد درد دوا می کند

زد به دل ما شرر سوز غمت یا جواد

جان بفدای تو و عمر کمت یا جواد

با همه ی آنکه دید از تو عطا و وفا

همسر نامهربان کشت تو را از جفا

دست مرا هم بگیر از کرمت یا جواد

بر آور حاجات همه از کرمت یا جواد

تو هم شبیه حسن یک کریم ممتازی

امامزاده جوادی و دست و دلبازی

ندیده سفره باز مضیفخانه یتان

اسیر یا که یتیم و گدای ناراضی

نه چشم های خدا و نه چشم خلق خدا

ندیده روی کسی را زمین بیاندازی

کسی که نیست غلام شما سرافکنده است

کسی که گشته غلامت، کند سرافرازی

علی اکبر سلطان طوس ادرکنی

برات کرب و بلا را تو جور می سازی

شعرهایی در مدح امام نهم

بی نوایم من نوایم می دهی؟

تشنه ام آب بقایم می دهی؟

من مریضم تو شفایم می دهی؟

می کنی دل های غمگین را تو شاد

یا جواد و یا جواد و یا جواد

تا دلم تنگ حریمت می شود

عاشق خُلق رحیمت می شود

سائل دست کریمت می شود

من مریضم تو مرا هستی مراد

یا جواد و یا جواد و یا جواد

ای مرا تو چشمه خیر کثیر

من فقیرم تو کریمی بی نظیر

دست این افتاده از پا را بگیر

کز ازل بر درگه تو سر نهاد

یا جواد و یا جواد و یا جواد

مرهمی بر جان بیمارم بده

شمعی از بهر شب تارم بده

برگه آزادی از نارم بده

تو شفیع ما سوائی در معاد

یا جواد و یا جواد و یا جواد

می شناسند تو را اهلِ ولا اِبنِ رئوف

می رسد از درِ این خانه عطا ابن رئوف

بابِ حاجاتِ خلایق شدنت شُهره شده

پس دخیل اند همه شاه و گدا ابن رئوف

تو«جوادی» و کرم از کرمت بُهت زده

وَ تَصّدق بده در راهِ خدا ابن رئوف

قسم ت می دهم امشب به غریب الغربا

 نظری! نائبِ بر حقِّ رضا ابن رئوف

نهمین آینه ای!پاک و زلالی چون رود

پاک کن، پُر شدم از جرم و خطا ابن رئوف

کوهی از درد شدم منتظرِ یک نگهم

با نگاهی بده دارو و دوا ابن رئوف

اسمِ زیبایِ تو مضمونِ غزل ها شده است

می نویسند تمامِ شعرا ابن رئوف

صله ای آخرِ مدّاحیِ من لطف نما

اهلِ این روضه رسان کرببلا ابن رئوف

نعمتِ اشک بده تا بشوم پُر روزی

 بده بر حال دلم شور و نوا ابن رئوف

شعر ترکی در وصف امام جواد

یا امام جواد ای گلِ باغ رضا

پسر فاطمه بند دل مرتضی

حیدرین نایبی

ای کرم صاحبی

دوت الیمدن – بینوایم

درد عشقه – مبتلایم

آفتاب ادب بحر شرف گوهری

زلفی حبل المتین دست سخا اللری

آدیوه عاشقم شیعه لرین رهبری

سنه دلبسته یم

عشقووین مستی یم

دوت الیمدن – بینوایم

درد عشقه – مبتلایم

علوی سن آقا شیر خدا اوغلوسان

زینت و سرور کل نسا اوغلوسان

هشتمین اختر برج ولا اوغلوسان

مقتداسن منه

من غلامم سنه

دوت الیمدن – بینوایم

درد عشقه – مبتلایم

مطلب مشابه: متن ولادت امام محمد تقی (ع)؛ جملات، عکس و شعر درباره امام نهم

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.