شعر درباره امام محمد باقر (ع) / اشعار زیبا در مدح و وصف امام پنجم

اشعار زیبا در مدح و وصف امام محمد باقر را در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه برای شما دوستان آماده کرده‌ایم. امام بزرگوار محمد بن علی الباقر معروف به باقر و باقرُالْعُلوم پنجمین امام شیعه امامیه پس از پدرش سجاد و پیش از پسرش جعفر صادق است. کنیه‌اش «ابوجعفر» است. مادرش، فاطمه بنت حسن دختر حسن مجتبی است؛ و بنابراین او اولین امام شیعه، از نسل هر دو نوهٔ پیامبر، امامان حسن و حسین است.

شعر درباره امام محمد باقر (ع) / اشعار زیبا در مدح و وصف امام پنجم

شعرهای زیبا در وصف امام پنجم

آفتاب بن علی بن حسین بن علی

راوی نور، شکافنده  علم ازلی

مادرش آینه، فرزند فرستاده عشق

بنده خوب خداوند، خداوند علیّ

آدم و جنّ و ملَک پیش تو زانو زده اند

خانه کوچک تو با دو سه دیوار گِلی

همه سُبحانک لا علمَ لنا می گویند

گاهِ تفسیر تو از آیه اللهُ ولی

ناگهان روز الست از همه پرسید خدا

دوست دارید علی را؟ همه گفتند بلی

شعر من جابر عبدالله انصاری شد

که سلامی برساند به تو با تنگ دلی

مهدی جهاندار

شعرهای زیبا در وصف امام پنجم

امشب میان گریه و لبخند خود گمم

سرشار از طلوع بهار تبسمم

دریایم و تپیده به لب هام نبض موج

تا آسمان رسیده شعور تلاطمم

جارو به برج و باروی اندیشه می زنم

تا سائل مدایح معصوم پنجمم

من شاعر صداقت گل های قاصدک

من جابر سلام رسولان مردمم

صدها ابوبصیر شود طفل مکتبم

دریای علم تو بچشاند اگر خمم

پیچیده در تلاوت معصوم نام تو

عطر گل محمدی ات در تکلمم

بر خاک های مرقد نورانی تو ساخت

گلدسته ها و گنبد زرّین تجسمم

امشب دوباره شوق مرا بال و پر بده

امشب که بین گریه و لبخند خود گمم

مومنی نژاد

مطلب مشابه: اشعار تبریک ولادت امام محمد باقر (ع) با عکس نوشته و متن زیبا

مطلب مشابه: پیامک تبریک ولادت امام محمد باقر (ع) با متن و جملات زیبا

عکس نوشته اشعار در مدح امام باقر

ای پنجمین امام که معصوم هفتمی

از ما تو را ز دور «سلامٌ علیکمی»

بر درد جهل خلق، زعالم طبیب تر

نامت غریب و قبر، ز نامت غریب تر

وقف علوم و دانش و دین کرده، همّ خویش

باشی کنار ابن و اب و اُمّ و عَمّ خویش

آب و گل و سجیّت تو، جز کرم نداشت

دیدم چرا مزار تو صحن و حرم نداشت

گلدسته ای نداشت حرم، مرقدی نبود

صحن و سرا نیافتم و گنبدی نبود

این خاک عشق باشد و بر باد کی رود؟

غم های عهد کودکی از یاد کی رود

آتش به خرمن جگر از آه، با تو بود

یک عمر، خاطرات تو همراه با تو بود

از صبح تا غروب کشیدی ز سینه آه

اما چه خوب شد که نرفتی به قتلگاه

تو طفل روی ناقه عریان نشسته ای

بر روی رحل ناقه، چو قرآن نشسته ای

تو طعم تازیانه و سیلی چشیده ای

بر روی خار، همره طفلان دویده ای

دیدی تو خیمه های به آتش کشیده را

داغ و فرار و رنگ ز چهره پریده را

علی انسانی

ابرو بزن ای ماه که شهرست دوباره

محو شب چشم تو و تقسیم ستاره

پلکی بزن آهسته که آشفته بیایند

با پیرهن چاک و غزل خوان به نظاره

چشم تو شکافنده ذرّات علوم ست

در درک اشارات تو ماندست زراره

حل می کنی از پلک زدن مسأله ها را

شهری نگران تو و انگشت اشاره

پلکی بزن ای ماه که پیران مذاهب

ذکر لبشان اشهد ان لا ست هماره

پیشانی ات آیات شکافنده دریاست

می افتد از اعجاز تو در نیل شراره

بر قلّه مدین ردی از بغض مدینه ست

گفتند شعیب آمده بر کوه سواره

می خواست هشام آینه محصور بماند

حتّی نرود صبح، مؤذن به مناره

تا مبحثی از باغ تو در دست نسیم ست

از بسط نفس های گل سرخ چه چاره؟

حیرت زده کشف اشارات شمایم

چون بلبل مشتاق بر این بام هزاره

محمدحسین انصاری نژاد

مطلب مشابه: عکس نوشته تبریک ولادت امام محمد باقر (ع) + متن و جملات تبریک

عکس نوشته اشعار در مدح امام باقر

گرامی وارثِ محمودِ احمد

امام باقری، نامت محمّد

فروزان اختری برتر ز انجم

تو فخر عترتی، خورشید پنجم

امامی، حجّتی، دریای علمی

کرامت گستری، زیبای حلمی

امام و حجّت اهل یقینی

فروغ آسمان، مهر زمینی

گشادی بال دانش بر سر ما

گشودی راه دین در باور ما

از آن موجی که از علم تو برخاست

شریعت زنده و اسلام برجاست

ز دریای تو خیزد موج دانش

درخشد نام تو بر اوج دانش

چشد هر کس نم از دریای علمت

سر ایمان نهد بر پای علمت

کدامین حوزه بی ابر تو بارد؟

فقاهت هرچه دارد، از تو دارد

فضیلت، جرعه نوش و مست جامت

حقیقت، سر خوشِ صهبای نامت

جواد محدثی

شعرهای زیبا درباره امام محمد باقر (ع)

دلم پر می زند امشب برای حضرت باقر

که گویم شرحی از وصف و ثنای حضرت باقر

ندیده دیده گیتی به علم و دانش و تقوا

کسی را برتر و اعلم به جای حضرت باقر

ز بهر رفع حاجات و نیاز خویش گردیده

سلاطین جهان یکسر گدای حضرت باقر

زبان از وصف او الکن، قلم از مدح او عاجز

که جز حق کس نمی داند بهای حضرت باقر

نزاید مادر گیتی ز بهر خدمت مردم

به جود و بخشش و لطف و سخای حضرت باقر

به ذرات جهان یکسر بود او هادی و رهبر

که جان عالمی گردد فدای حضرت باقر

برو کسب فضیلت کن چو مردان خدا ای دل

ز بحر دانش بی منتهای حضرت باقر

اگر گردد شفیع ما بنزد خالق یکتا

بهر دردی شفا بخشد دعای حضرت باقر

ژولیده نیشابوری

شعرهای زیبا درباره امام محمد باقر (ع)

یک عمر داغ کربلا یادش نمی‌رفت

دلشوره هایِ عمّه را یادش نمی‌رفت

درس و حدیثش مانعِ روضه نمی‌شد

برپاییِ بزم عزا یادش نمی رفت

بر دوش ِ دل، بار مصیبت داشت عمری

جان دادن خون خدا یادش نمی‌رفت

بالاسرِ هر پیکر بر خاک خفته

لبخندِ شمرِ(لع) بی حیا یادش نمی‌رفت

بردند بی صبرانه بعد از گوشواره-

گهواره را بینِ عبا… یادش نمی‌رفت

تب داشت بابا! سوخت خیمه! زجر(لع) آمد!

زد تازیانه بیهوا! یادش نمیرفت

هنگام غارت بود و در بین شلوغی…

افتاد زیر دست و پا یادش نمیرفت

لعنت بر آن دستی که هجده نیزه آورد

سرهای روی نیزه ها یادش نمی‌رفت

کنج خرابه…زیر نور ماه…آرام…

شب-گریه هایِ بیصدا یادش نمی‌رفت

در کنج حجره، داشت جان میداد امّا

کهنه حصیر و بوریا یادش نمی‌رفت!

زهر ملعون، نفست را به شکایت انداخت

گوشه حجره تو را سخت به زحمت انداخت

داری از درد چه بدحال به خود می پیچی

مثل لب تشنه ی گودال به خود می پیچی

چه غریبانه کف حجره زمین گیر شدی

چقدر بیشتر از سن خودت پیر شدی

زهر ملعون، چه به روز جگرت آورده

خنده ی حرمله را در نظرت آورده

خواستی آب بنوشی، جگرت تیر کشید

عطشت، علقمه را زود به تصویر کشید

زهر نه، گریه ی بسیار تو را خواهد کشت

روضه  دست علمدار تو را خواهد کشت

سالها رفته، ولی خوب به خاطر داری

با رقیه دل تان سوخته چندین باری

مو به مو، طعنه ی اغیار به یادت مانده

ازدحام سر بازار به یادت مانده

دل پر خون تو، از غصه لبالب می شد

چادری در ملأعام معذب می شد

بیا به پای دل خود سفر کنیم امشب

ز کوچه های مدینه گذر کنیم امشب

خدا به زین عبادش عطیه ای بخشید

بیا تمام جهان را خبر کنیم امشب

بیا سلام و درود و تهیت خود را

نثار این پدر و این پسر کینم امشب

در آسمان ولا مهر و مه هم آغوشند

بیا نظاره شمس و قمر کنیم امشب

دگر به دیدن باغ بهشت حاجت نیست

اگر به باغ ولایت نظر کنیم امشب

برای این که بگیریم عیدی از زهرا

سزد ارادت خود بیشتر کنیم امشب

بپاس مقدم دریا شکاف علم و کمال

ز اشک شوق نثارش گهر کنیم امشب

شب ولادت او در مدینه جشنی نیست

بیا زغربت او دیده تر کنیم امشب

تمام فرصت ما وقف خدمت بر اوست

چه حاجت است که کار دگر کنیم امشب

اگر که چشمه ای از معرفت شود پیدا

نهال مهر ورا بارور کنیم امشب

کنار خرمنی از عشق او بیا بنشین

که فکر توشه راه سفر کنیم امشب

بگو به خلق (وفائی) ز جای برخیزد

لباس خدمت بر او به بر کنیم امشب

مطلب مشابه: متن تبریک ولادت حضرت محمد (ص) + عکس نوشته پروفایل تبریک میلاد پیامبر اسلام

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.