معرفی بهترین فیلم های جنایی و لیست 13 تایی از آثار معروف

معرفی بهترین فیلم های جنایی

ژانر جنایی از جمله دامنه دارترین ژانرهای سینما است که دارای زیر مجموعه های مختلفی می باشد. بیشتر بینندگان فیلم های جنایی، را همان فیلم پلیسی می دانند؛ اما اینطور نیست؛ بلکه، زیرژانر پلیسی زیر مجموعه ای از ژانر بدون مرز جنایی و بزرگ می باشد. به گونه ای که تمام فیلم های جنایی، پلیسی نیست؛ ولی تمام فیلم های پلیسی، جنایی به شمار می رود.

در هر فیلم جنایی سه شخصیت وجود دارد بازیگر نقش اول مجرم است و گره اصلی فیلم بوسیله او ساخته می شود. بازیگر نقش دوم علیه او جنایت شکل می گیرد و به نوعی قربانی است. نقش سوم به عنوان قهرمان داستان، در جهت حل معمای در تلاش است و فردی جستجوگر می باشد.

گاهی مواقع داستان سرا ممکن است یکی از این سه شخصیت را حذف کند یا دو تای این شخصیت را با هم انطباق می دهد. مثلا در فیلم زیرژانر سرقت، امکان دارد دزد که قانون شکنی می کند؛ همان فردی باشد که در جهت حل معما در تلاش است؛ فردی که در جهت حل معما سرقت می کند. ممکن است داستان نویس دو شخصیت را حذف کند و فقط حل کننده معما را نگه دارد.

ژانر جنایی گاهی با دیگر ژانرها ترکیب می شود و تبدیل به چیزی دیگر خواهد شد که درگیری و تلخی میان حقیقت و بطلان را ندارد. مثلا با چیره شدن لحن اکشن بر فضای آن، جرم انجام شده بهانه ای شود برای اینکه سکانس اکشن شکل بگیرد. همچنین با بالا رفتن لحن کمدی جرم را به پارودی تبدیل می کند تا لحن خنده از بیننده گرفته شود.

لیست بهترین فیلم های جنایی

فیلم های جنایی زیادی در سطح جهان تولید می شود که در اینجا به معرفی چند نمونه از آن خواهیم پرداخت.

فیلم حفره (le trou)

فیلم جنایی حفره (le trou)

به کارگردانی ژاک بکر در سال ۱۹۶۰ در فرانسه ساخته شده است. اکثر فیلم هایی با موضوع فرار از زندانی به ژانر جنایی مربوط است. همچنین ظاهر زندگی مجرمان را نشان می دهد؛ به گونه ای که در این فیلم ها تعدادی مجرم در کنار هم جمع می شوند و برای انجام جنایتی نقشه می کشند.

فیلم حفره از بهترین فیلم های است که موضوع فرار از زندانی را دارد. کارگردان آن در فیلم تمرکز بر شخصیت ها و اعمال آنها دارد و ذره ذره روابط بین آدم ها را می سازد تا در دل همین رابطه در پایان تراژدی شکل بگیرد. او بعد از اینکه شخصیت مورد نظر خود را ساخت؛ به دنبال عملی کردن نقشه می رود و تمرکزش بر اعمال آدم هاست.

در فیلم به نظر می رسد نقشه فرار راحت است ولی با کنده حفره به فاضلاب می رسند و این شما را هیجان زده می کند و حال شما را می گیرد. در صورت دل دادن به شخصیت ها و همراه شدن با آن ها، با فیلمی یکه پیش خواهید رفت. داستان فیلم نیز از این قرار است که چند زندانی که گرفتار حبس های طولانی هستند، تصمیم می گیرند از یک زندانی فوق امنیتی فرار کنند. آنها قصد دارند تونلی از زندان به سمت فاضلاب حفر کنند تا بتوانند از زندان فرار کنند. یک روز یک زندانی جدید که امیدوار به آزادی است با آنها ملاقات می کند و زندانی های قدیمی نیز نمیدانند که آیا باید به این زندانی جدید اعتماد کنند یا نه.

مطلب مشابه: بهترین فیلم های جهان (معرفی 20 فیلم که حتما باید تماشا کنید!)

فیلم زودیاک (zodiac)

فیلم جنایی زودیاک (zodiac)

به کارگردانی دیوید فینچر در سال ۲۰۰۷ در آمریکا ساخته شد و در این ماجرا سه شخصیت قربانی، جانی و جستجوگر با هم وجود دارند. در این فیلم بر جستجوگران تمرکز شده است و جنایت و روند حل جنایت به تصویر کشیده می شود.

کارگردان در تعریف کردن درام خود صبر و حوصله زیادی دارد و قاتل و جستجوگر نمی خواهند چیزی را به مخاطب تحمیل کنند؛ بلکه کارگردان سعی دارد مخاطب را آهسته با داستانش درگیر کند تا در ساخت فیلم وسواس و کمال گرایی زیادی به خرج می دهد.

در فیلم های دیوید فینچر عناصر ثابتی وجود ندارد و داستان توسط فرد جستجوگر پیش می رود و این فرد یا پلیس است که در پی دستگیری مجرم می باشد یا خبرنگار علاقه مند به موضوع خواهد بود.

برخی مواقع خود قربانی نیز در پی حل معما می باشد. در این فیلم همه این افراد درگیر کشف معما هستند. این کارگردان به خوبی از عهده فیلم های جنایی برمی آید و خوب آموخته که برای تولید هر تریلر موفقی ابتدا باید روی پرده سینما شخصیت های جذابی را برگزید.

سه بازیگر اصلی این فیلم مارک روفالو، رابرت داونی جونیور و جیک جلینهال بوده که جان کارول لینچ نقش فردی را بازی می کند که علاوه بر مظلوم بودن، در خشونت ورزی نیز توانایی دارد. طبق داستان فیلم قاتلی سریالی با نام زودیاک است که در شهر سان فرانسیسکو زندگی می کند. او به دفتر روزنامه سان فرانسیسکو نامه های رمزدا  می فرستد که گرهی جهت کشف حقیقت این نامه ها در تلاش هستند.

فیلم ۱۲ مرد خشمگین (angry men 12)

فیلم جنایی ۱۲ مرد خشمگین (angry men 12)

به کارگردانی سیدنی لومت در سال ۱۹۵۷ در آمریکا ساخته شده است و این فیلم واقع شدن جنایت را نادیده می گیرد. با فراموش کردن دوران دادگاه، در تلاش است برای یک فیلم جنایی جستجوگر دیگری پیدا کند. در اینجا به عنوان نماد جامعه عدالت خواه اعضای هیئت منصفه به تصویر کشیده می شود تا جنایت شخصی را بازگو کند.

در این فیلم اشخاصی که دور میز نشسته اند عهده دار سقوط یا ظهور جنایت هستند. سیدنی لومت با ساختن این فیلم در مقابل چشمان بیننده جهانی را قرار می دهد تا نشان دهد؛ بدون حس مسئولیت پذیری آدمهایش، نهاد مدنی آن فریبکارانه ظاهرسازی می کنند. او قضاوت کردن نادرست آدمها و نتیجه آن ها را نشان می دهد و به بیننده نشان می دهد که قبول ظاهر آدم ها خطرناک خواهد بود.

فیلم ۱۲ مرد خشمگین با به چالش کشیدن مناسبات اخلاقی جامعه خود، در تلاش است انسان را متوجه کند که در قبال دیگران مسئول است. در فیلم ۱۱ نفر از عضوهای هیئت منصفه تا نوک دماغ خود را بیشتر نمی بینند و تنها حکم دادگاه را قبول دارند؛ بدون اینکه قدرت فکر کردن داشته باشند. به جز نفر دوازدهم که به جای بقیه تفکر می کند و در تلاش است بقیه را به راه درست هدایت کند.

سیدنی لومت چنان داستان را پرتنش ساخته که با ترسیم درست روابط افراد، بیننده چشم از فیلم برنخواهد داشت. فوندا، بازیگر نقش اول فیلم، عدالت خواه و مبارز است که کارنامه درخشانی نیز در عرصه سینما دارد.

در فیلم جوان ۱۸ ساله متهم به قتل پدرش است که دستگیر می شود و ممکن است اعدام شود. چون همه شواهد و وجود چاقو در صحنه جرم گواهی بر علیه او دارد. ۱۲ نفر اعضای هیئت منصفه باید در مورد او تصمیم گیری کنند که ۱۱ نفر آنها بر گناهکار بودن آن رای می دهند به جز همان یک نفر.

مطلب مشابه: بهترین فیلم های تاریخی جهان (15 فیلم تاریخی و پرطرفدار)

فیلم بدها خوب می خوابند (the bad sleep weel)

فیلم جنایی بدها خوب می خوابند (the bad sleep weel)

این فیلم در سال ۱۹۶۰ به کارگردانی اکیرا کوروساوا ساخته شده است. در این فیلم جستجوگر و قربانی یک نفر بوده و در قامت جنایتکار سیستم فاسدی قرار گرفته است. همچنین روایت مافیایی را به تصویر می کشد و افرادی امپراتوری مخوفی را برای خود ایجاد کرده اند. از این روش نیز پول به جیب می زنند و در صورت ایجاد مزاحمت برای آنها، جنایت کردن برایشان راحت است. در اینجا قهرمانی نیاز است که جلو آنها را بگیرد.

کارگردان این فیلم به شکلی اخلاق گرایانه فیلم را ساخته و مفهوم اجتماعی، واقع گرایانه و عدالت در فیلم دیده می شود. سکانس ابتدایی فیلم سکانس عروسی است و تمام روابط فیلم در آن درک می شود.

توشیرو میفونه بازیگر اصلی این فیلم، شخصیتی دورو دارد که مخاطب هم می خواهد او را درک کند و هم می خواهد از او دور بماند. در این فیلم منشی مدیر عامل شرکت با دختر مدیر ازدواج می کند و خبرنگاران نیز در حال درج این خبر هستند. در همین حال معلوم می شود که یکی از کارمندان شرکت ۵ سال پیش به طرز مشکوکی کشته شده و رسانه ها نیز این ازدواج را شبهناک می بینند. در همان حال پلیس در مورد گرفتن رشوه بوسیله مسئولین بلند پایه شرکت تحقیقاتی را شروع می کنند و این باعث نگرانی برخی ها می شود. در این حال منشی شرکت نیز بیشتر به مدیر خود نزدیک و از همسر خود دور می شود و مواقعی نیز بی خبر غیبش می شود.

فیلم مخمل آبی (blue velvet)

فیلم جنایی مخمل آبی (blue velvet)

کارگردان این فیلم دیوید لینچ بوده که در سال ۱۹۸۶ آن را ساخته است. در فیلم اینکه قربانی یا جانی را تشخیص دهید کار سختی است و ناگهان می بینید که همه چیز تغییر مسیر می دهد. طبق داستان فیلم جوانی در شهر محل تولدش وارد شده و با محیط ناآرام روبرو می شود. زیرزمینی میبیند که مردی سادیستیک که زنی زیبا را دزدیده و جنایت ها می کند مدیر این زیرزمین است.

در فیلم مخمل آبی جفری پسری است که پس از گشت و گذار در شهر، در حیاط خانه گوش بریده ای می یابد که این سبب می شود که به دوروورش شک کند. لذا در راهی قرار می گیرد تا با راه یافتن به زیر پوست شهر از جنایت های آن پرده بردارد.

مطلب مشابه: فیلم های برتر دنیا در وب‌سایت متاکریتیک (20 فیلم محبوب و پرطرفدار)

فیلم مخمصه (heat)

فیلم جنایی مخمصه (heat)

به کارگردانی مایکل مان در سال ۱۹۹۵ در آمریکا ساخته شده است. داستان به گونه ای است که بیننده نمی داند در کدام سمت داستان باید باشد و چه کسی را همراهی کند. چون فیلم دارای جهات اخلاقی پیچیده ای است و در هر زمان مخاطب چیز جدیدی از فیلم دستگیرش می شود. قهرمان فیلم وقتی میبینند دیگر مانند گذشته زندگی معنایی ندارد کاری می کنند که بهترین باشند. در چنین مواقعی روبرو شدن دو قطب متضاد و حرفه ای، باعث چنان تنشی در فیلم می شود که بیننده تا پایان آن را تماشا خواهد کرد.

آل پاچینو در نقش کاراگاهی در فیلم است که غرق شغلش شده و زندگی اش را فراموش کرده؛ چنان چه گرفتن دزد حرفه ای برای او مشکل شخصی می شود. از سوی دیگر رابرت دنیرو در نقش دزد حرفه ای و مردی تودار است که کاملا خانواده دوست می باشد. همچنین به سرعت فکر می کند و تصمیم می گیرد.

بر اساس داستان فیلم نیل و سر دسته اش از یک خودرو حمل پودر دزدی می کنند و یکی از محافظان را می کشند. آنها با پول زیادی که دزدیده بودند پا به فرار می گذارند و برای سرقت دیگری در بانک در حال برنامه ریزی بودند که زمان دستگیری آنها نزدیک می شود.

فیلم کلوت (klute)

فیلم جنایی کلوت (klute)

به کارگردانی آلن جی پاکولا در سال ۱۹۷۱ در آمریکا ساخته شده است. این فیلم به بهانه داستان جنایی از تلخی دوران می گوید. از زمانی که آدم بدون اینکه رد از خود به جا بگذارد گم می شود. از دورانی که از زندگی آدمی سر در می آورند و حتی تلفن او را شنود می کنند. از زمانی که هیچ کس به هیچ کس اعتماد نخواهد کرد. داستان نیز در مورد مردی است که گم می شود و گمان می شود معما بر سر پیدا کردن اوست؛ ولی مساله حیطه گم شدن اوست؛ اما قصه در حال تغییر است.

در داستان زنی است که سرنخ ها به او برمی گردد و مساله اصلی حول محور این زن می چرخد. فیلمساز سودای دیگری در سر دارد و در پی ترسیم تاریک ترین تصویری است که کسی ندیده و قصه زن گره خورده به قصه شهری که جنایتی در هر گوشه آن در حال رخ دادن است.

در این فیلم آدم هایی دیده می شوند که نمی توان بر روی راست و غلط صحبتشان حساب کرد، محیطی سرد و تیره که امکان رشد روابط آدمیان را از بین می برد، آسمان بارانی، کوچه های خالی، زنان و مردانی که در زیرزمین ها و محل های نمود یکدیگر را دیدار می کنند.

یکی از نقاط قوت فیلم بازی جین فوندا است که در نقش اصلی زنی معصوم و بدنام را بازی می کند که قربانی است. مردان در زندگی او جای ندارند تا اینکه پای مردی متفاوت و تازه به زندگی اش باز می شود. در فیلم مرد سرشناس به طرز مشکوکی ناپدید می شود و نامه او به زن بدنام تنها سرنخ از اوست. بعد از شش ماه تحقیقات نشانی از او نیست.

مطلب مشابه: معرفی بهترین فیلم های اکشن + لیست 50 فیلم محبوب Action

فیلم غرامت مضاعف (double indemnity)

فیلم جنایی غرامت مضاعف (double indemnity)

کارگردان این فیلم بیلی وایلدر بوده که در سال ۱۹۴۴ در آمریکا فیلم را تولید کرده است. به گفته برخی ها این فیلم بهترین نوآر تاریخ سینما می باشد و در حد کمال تمام اصول سینما در آن دیده می شود. درست است که روایت فیلم پیچیده بوده؛ ولی کارگردان آن فیلم را به گونه ای ساده بیان می کند که از همان اول می توان انتهای آن را حدس زد. کارگردان به گونه ای فیلم را پیش می برد که خطری در هر گوشه ای از آن نهان خواهد بود.

طبق داستان فیلم مردی خیره به جذابیت زنی می شود و بر اثر طمع قصد جنایت به او را دارد. در اینجا از آدم خوب خبری نیست. باربارا استنویک در نقش زن آغواگر و حریص است که این شیطان مجسم مرد را متقاعد به انجام جنایت می کند. بر اساس داستان فیلم، مامور بیمه طبق وظیفه ای که دارد، در هر منزلی می رود تا آنها را راضی کند بیمه شوند. در همین حوالی زن زیبایی را می بیند که مرد فریب زیبایی او را می خورد. زن او را وسوسه می کند تا بیمه را به شوهرش بفروشد و او را به قتل برساند تا بتوانند هر دو با هم با پول بیمه زندگی کنند.

فیلم خواب ابدی (the big sleep)

فیلم جنایی خواب ابدی (the big sleep)

به کارگردانی هوارد هاکس در سال ۱۹۴۶ در امریکا ساخته شد. همفری بوگات در نقش فیلیپ مارلو بازی می کند؛ مردی عاشق با اعتماد به نفس بالا که به خوبی گلیم خود را از آب بیرون می کشد و از زاویه بالا به پایین با همه رابطه برقرار می کند.

با تماشای این فیلم به سختی می توان به همه چیزش پی برد؛ جنازه مردی در سکانسی از فیلم نمایان می شود که تا پایان فیلم معلوم نمی شود که خودکشی کرده یا مرده است. گاهی دنبال کردن سرنخ ها حتی برای نقش اصلی مشکل است؛ اما در فیلم چیزی غریب وجود دارد که تا پایان از آن چشم برداشته نخواهد شد.

بر اساس داستان فیلم فیلیپ مارلو کارآگاهی است که جهت پرداخت بدهی دختر ژنرالی ثروتمند و خوشنام به صاحب کتابخانه، به خانه ژنرال می رود. این کاراگاه وقتی با دختر بزرگتر دیدار می کند؛ دختر به او می گوید تقاضای پدرش به دلیل پرداخت بدهکاری ناشی از قمار نیست؛ بلکه ماجرای آن مربوط به یک قتل مرموز است.

مطلب مشابه: بهترین فیلم های عاشقانه و رمانتیک جدید و قدیمی (لیست 40 فیلم درام احساسی)

فیلم عامه پسند (pulp fiction)

فیلم جنایی عامه پسند (pulp fiction)

به کارگردانی کوئنتین تارانتینو در سال ۱۹۹۴ در آمریکا ساخته شده است. در این فیلم سر و شکل گانگسترها دست انداخته می شود و ظاهری با کت و شلوار و اتو کشیده دارند. در این فیلم بیننده در هر سکانسی در حال حدس زدن است. سکانس پر دیالوگ از توانایی این کارگردان است که جذابیت زیادی دارد. همچنین لحن طنزآلود همه تکه های اثر را مانند چسبی به هم متصل می کند تا بیننده در بین داستان ها به فهم درستی از درام برسد.

بر اساس داستان فیلم در محله ای خلوت در رستورانی زوج جوانی تصمیم دارند دست به سرقت مصلحانه بزنند تا اینکه دو گانگستر در زمان و مکانی دیگر در شهر آمستردام هلند در پی انجام ماموریت جهت بدست آوردن کیف رئیس خود هستند. زئیس گانگسترها نیز قصد دارد پولی به بوکسوری پرداخت کند تا باختش در مسابقه حتمی شود.

فیلم اوج التهاب (white heat)

فیلم جنایی اوج التهاب (white heat)

به کارگردانی رائول والش در سال ۱۹۴۹ در آمریکا ساخته شده است. طراحی شخصیت در این فیلم به طور عالی و با جزئیات زیاد انجام شده و نقش جیمز کاگنی نیز منحصر به فرد می باشد. او برخی مواقع مانند کودکی معصوم به مواظبت نیاز دارد و برخی مواقع مانند گرگی است که به هر چیزی حمله ور می شود. مانند شخصیت های سنتی سینما زندگی در لحظه را می پسندد.

از نظر ژانرشناسی این فیلم تمام مشخصات فیلم جنایی را در خود جای داده و جستجو گر و جنایی در آن تکلیف مشخصی دارند. با یک جهان اخلاقی پیچیده روبرو هستیم؛ به گونه ای که با پلیس هم ذات پنداری نداریم؛ بلکه هم درد سارق هستیم.

جیمز کاگنی در فیلم جنایت کاری است که بیماری مرموزی دارد؛ کودی جات نیز خلاف کاری بوده که محرم اسرارش فقط مادرش می باشد. بعد از آخرین سرقت در تلاش است از دست پلیس فرار کند و بعد از اینکه لو رفت؛ گناه کاری نکرده را به گردن می گیرد تا حکمش سبک تر شود. تا اینکه با ورود یک نفوذی به زندان، پلیس از کار این مجرم سر در خواهد آورد.

مطلب مشابه: بهترین فیلم‌ های فانتزی (لیست 12 فیلم برتر فانتزی)

فیلم رقفای خوب (goodfellas)

فیلم جنایی رقفای خوب (goodfellas)

به کارگردانی مارتین اسکورسیزی در سال ۱۹۹۰ در آمریکا ساخته شد. در این فیلم ری لیوتا، جو پشی و دنیرو در نقش مردانی بی رحم و دیوانه وار بازی کردند که بسیار جنایتکار هستند. در این فیلم زندگی با خشونت پیوند خورده است. به گونه ای که جو پشی نقش گانگستر را به تصویر می کشد و قتل جنایت جزئی از زندگی روزمره اش می باشد. همچنین رابرت دنیرو در قالب مردی هوشیار و قانون شکن است که در حال اداره یک تشکیلات جنایتکارانه می باشد. ری لیوتا نقش گانگستر را ایفا می کند؛ او انسانی عادی است که ناگهان مرتکب قتل می شود و قسر در می رود.

در این فیلم جوانی روایت می شود که از زمان کودکی در آرزوی گانگستر شدن است و در نهایت وارد تشکیلاتی می شود که روبروی منزل پدری اش در رستوران قرار دارند. پدر و مادرش نگران نوع پول در آوردن و پیشرفتش هستند. ضمن آشنایی با دو نفر دیگر با نام جیمی و تامی، جنایت های جدید را یاد می گیرد.

فیلم ارتباط فرانسوی (the french)

فیلم جنایی ارتباط فرانسوی (the french)

به کارگردانی ویلیام فریدکین در سال ۱۹۷۱ در آمریکا ساخته شد. شهری طلاعون زده، پلیس هایی با ظاهری کثیف، خیابان های آلوده و کثیف، شهری با پر از آشغال، ماموران بدون امکانات و کوچه های خلوت با افراد بی خانمان در این فیلم به تصویر کشیده می شود.

پلیس ها در این فیلم بدون ذکاوت، بد دهان و بد لباس مانند حیوانات وحشی هستند. داستان آن از این قرار است که روسو و جیمی دو کاراگاه هستند که قصد وارد محموله هرویینی به شهر نیویورک هستند. در راه رئیس قاچاقچیان در شهر است و تصمیم دارد این محموله قاچاق را بفروشد. این دو سمت ماجرا طی تحقیقات پلیس به هم می رسند.

مطلب مشابه: معرفی فیلم های ترسناک و وحشتناک با امتیاز بالا ( 18 فیلم وحشتناک )

این مطالب را هم ببینید