بریده‌هایی از کتاب دروغ هایی که به خودمان می گوییم اثر جان فردریکسون

بریده‌هایی از کتاب دروغ هایی که به خودمان می گوییم را در روزانه قرار داده‌ایم. کتاب دروغ هایی که به خودمان میگوییم اثر جان فردریکسون و کتابی در حوزه‌ی خودیاری است که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد. در این کتاب، نویسنده به بررسی رویه‌های نادرستی که ما به خودمان نسبت می‌دهیم و در نتیجه، به خودمان دروغ می‌گوییم، می‌پردازد. این کتاب به‌عنوان یکی از بهترین کتاب‌های حوزه‌ی خودشناسی و خودیاری اخیر شناخته شده است. این کتاب به‌عنوان یک راهنمای عملی برای بهبود کیفیت زندگی و ارتقای سطح آگاهی و خودشناسی خوانندگان بسیار مفید است.

بریده‌هایی از کتاب دروغ هایی که به خودمان می گوییم اثر جان فردریکسون

معرفی کتاب دروغ هایی که به خودمان می گوییم

کتاب «دروغ‌هایی که به خودمان می‌گوییم» نوشته‌ی جان فردریکسون (Jon Frederickson) با عنوان اصلی The Lies We Tell Ourselves: How to Face the Truth, Accept Yourself, and Create a Better Life، اثری در حوزه‌ی روان‌شناسی و خودشناسی است که به بررسی مکانیزم‌های دفاعی ذهن انسان و دروغ‌هایی که برای فرار از حقیقت به خود می‌گوییم، می‌پردازد. این کتاب راهنمایی عملی برای مواجهه با واقعیت‌ها، پذیرش خود و ایجاد تغییرات مثبت در زندگی ارائه می‌دهد.

موضوع اصلی کتاب:

فردریکسون در این کتاب توضیح می‌دهد که چگونه انسان‌ها برای اجتناب از دردهای عاطفی، اضطراب یا احساس گناه، به‌طور ناخودآگاه به خودشان دروغ می‌گویند. این دروغ‌ها می‌توانند شامل انکار احساسات واقعی، توجیه رفتارهای ناسالم یا سرزنش دیگران برای مشکلات شخصی باشند. او با استفاده از مفاهیم روان‌درمانی پویشی (Dynamic Psychotherapy) نشان می‌دهد که چگونه این مکانیزم‌های دفاعی مانع رشد شخصی و روابط سالم می‌شوند.

محتوای کتاب:

شناسایی دروغ‌های درونی: کتاب به خواننده کمک می‌کند تا الگوهای فکری مخرب و باورهای نادرستی که مانع پذیرش حقیقت می‌شوند را شناسایی کند.

مواجهه با حقیقت: فردریکسون تکنیک‌هایی برای پذیرش واقعیت‌های دشوار زندگی، مانند احساسات سرکوب‌شده یا تجربیات دردناک، ارائه می‌دهد.

ایجاد تغییر: با استفاده از مثال‌های واقعی و تمرین‌های عملی، کتاب راهکارهایی برای بهبود خودآگاهی، تقویت روابط و دستیابی به زندگی معنادارتر پیشنهاد می‌کند.

تمرکز بر خودشناسی: نویسنده بر اهمیت آگاهی از احساسات و نیازهای واقعی تأکید دارد و خواننده را به سمت پذیرش خود و تصمیم‌گیری‌های آگاهانه هدایت می‌کند.

سبک نگارش:

فردریکسون، که خود روان‌درمانگر و مدرس است، با زبانی ساده و قابل‌فهم می‌نویسد و از داستان‌های واقعی مراجعانش برای توضیح مفاهیم استفاده می‌کند. این سبک باعث می‌شود کتاب هم برای خوانندگان عام و هم برای افرادی که با مفاهیم روان‌شناسی آشنا هستند، جذاب باشد.

مخاطبان کتاب:

افرادی که به دنبال خودشناسی و بهبود روابط شخصی خود هستند.

کسانی که می‌خواهند الگوهای فکری ناسالم خود را شناسایی و تغییر دهند.

روان‌درمانگران یا دانشجویان روان‌شناسی که به رویکردهای پویشی علاقه‌مندند.

نکات برجسته:

کتاب بر اساس تجربیات بالینی نویسنده نوشته شده و از نظر علمی معتبر است.

تمرین‌های عملی آن به خواننده کمک می‌کند تا مفاهیم را در زندگی روزمره به کار ببندد.

تمرکز بر پذیرش خود و حقیقت، این کتاب را به منبعی الهام‌بخش برای تغییر تبدیل کرده است.

اطلاعات تکمیلی:

ناشر اصلی: Seven Leaves Press

سال انتشار اصلی: 2017

ترجمه به فارسی: این کتاب به فارسی ترجمه شده و در ایران توسط ناشرانی مانند نشر شمشاد منتشر شده است (برای اطلاعات دقیق‌تر درباره ترجمه و ناشر، بررسی منابع کتاب‌فروشی‌ها توصیه می‌شود).

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب نجات از هزارتو دکتر نیکول لپرا با موضوع خودشناسی

جملاتی از کتاب دروغ هایی که به خودمان می گوییم

درمانگران همیشه پیام یکسانی می‌دهند: «آنچه از آن فرار می‌کنید در جایی است که نیاز دارید در آن آرام بگیرید. چیزی که از آن می‌ترسید، چیزی است که نیاز دارید با آن روبه‌رو شوید. چیزی که نشنیده می‌گیرید، چیزی است که نیاز دارید بشنوید.»

هم‌نشینی با حقیقت ما را تغییر می‌دهد.

زندگی احساسات انکارشدهٔ ما را راه می‌اندازد، و اضطراب، پیام‌آور آن است. اضطراب صدای آن احساساتی است که به دیوار قلبمان می‌کوبند: کودکی غمگین، بچه‌ای خشمگین، یا شخصی ناامید که می‌پرسد، «میتونم بیام تو؟ منو دوست خواهی داشت؟» در عوض، ما احساساتی را که در درونمان پدید می‌آید طرد می‌کنیم و به سوی شخصی دیگر می‌فرستیم.

اگر تلاش کنید یکدیگر را دستکاری کنید تا به همسری ایده‌آل تبدیل کنید، روابطتان می‌میرد.

ما رودهای غم‌واندوه با پیچ‌های پیش‌بینی‌ناپذیر هستیم که جوش‌وخروش می‌کنیم تا زمانی که سوگواری‌مان در اقیانوس پذیرش آرام می‌گیرد

«حقیقت تو را شفا خواهد داد، ولی نخست مانند جهنم آسیب خواهد زد.»

اضطراب، ما را فرامی‌خواند تا به جاهایی شیرجه بزنیم که همیشه از آنها فرار می‌کنیم، جاهایی که از فرود آمدن و کاوش کردن در آنها می‌ترسیم.

گاهی حس «نادرست بودن» نشانهٔ چیزی است که تلاش می‌کند از درون رشد کند.

جملاتی از کتاب دروغ هایی که به خودمان می گوییم

اگر نتوانیم یادگیری از راهِ زیستن و احساس کردن را تحمل کنیم، شروع می‌کنیم به دروغ گفتن از راهِ فکر کردن، یعنی به وجود آوردن دانش دروغینِ فرض‌هایمان.

هنگامی که از پیش‌بینی، قضاوت، و مقایسه دست برمی‌داریم، شروع به گوش دادن می‌کنیم.

«انسان خودش را تنها به همان اندازه‌ای می‌شناسد که دنیا را می‌شناسد؛ او فقط در درون دنیا از خودش آگاه می‌شود و فقط در درون خودش از دنیا آگاه می‌شود. هر چیز جدیدی که شفاف و روشن دیده می‌شود، عضو ادراکی جدیدی را در درون ما می‌سازد.»

آیا ما شناختنی هستیم؟ نه، ولی پذیرفتنی هستیم. این همان چیزی است که در آن زندگی می‌کنیم: پذیرش.

جدا از اینکه دربارهٔ یک شخص چقدر می‌دانیم، آن شخص همیشه یک راز خواهد بود. پس اگر یک شخص راز است، روان‌درمانی دیدارِ یک راز با رازی دیگر است.

ما کثیف و درهم‌برهم ساخته می‌شویم، ولی می‌کوشیم هر قسمت از واقعیت را که با آنچه ما می‌خواهیم جور در نمی‌آید، رد کنیم. وقتی که تصمیم می‌گیریم چه‌چیزهایی را خواهیم پذیرفت و بقیه را کنار خواهیم گذاشت، بخش‌هایی از خودمان را به مرگ محکوم می‌کنیم. ما تلاش می‌کنیم خودمان را سانسور کنیم تا مانند تصاویر پاک و پیراستهٔ ذهنمان به نظر بیاییم. این عشق نیست، بلکه بیزاری از زندگی است.

ما رنج می‌کشیم چون با واقعیت می‌جنگیم، جنگی که در آن همیشه می‌بازیم.

وقتی که در کنار جاده ایستاده بود و با دستش علامت سواری مجانی را نشان می‌داد، زندگی داشت از کنارش می‌گذشت در حالی که او منتظر خیالی بود که هرگز نیامد.

ما روی زمین نصب نمی‌شویم که ماهواره‌های در حال چرخش به دور دیگران باشیم، حتّی اگر آنها این را از ما بخواهند.

چه سخت است خاکسپاری هنگامی که به خودپنداره‌ای گران‌بها دربارهٔ کسی که دوست داشتنی، پیروز، موردتحسین و برحق است، چسبیده باشیم. این خودپنداره‌ها حجاب‌هایی مفهومی‌اند که خود واقعی ما را پنهان می‌کنند. زندگی آنها را از دست ما بیرون می‌کشد و ما گریه می‌کنیم، اما یک راهبرد دیگر برای چسبیدن به خودپندارۀ‌مان داریم: می‌توانیم با غم مانند یک مشکل برخورد کنیم که باید حل‌وفصلش کنیم و بر آن چیره شویم.

من چیزی را شروع کردم که گمان می‌کردم سفر روان‌درمانی است. ولی اگر این یک سفر است، در آن به کجا می‌رویم؟ جایی نمی‌رویم. در حقیقت، از رفتن دست بر می‌داریم. از فرار کردن از این لحظه دست بر می‌داریم. می‌توانیم همهٔ عمرمان را برای فرار از خودمان و رفتن به سوی هدفی مبهم به نام شفا، بهبودی، یا روشن‌بینی صرف کنیم. ولی نیاز نیست دنبال چیزی بگردیم زیرا احساساتمان، اضطرابمان، دروغ‌هایی که به خودمان می‌گوییم، و حتی حقایقی که از آنها دوری می‌کنیم، یعنی همه‌چیز، همین‌جاست.

اگر از خودم قدم بیرون بگذارم و تصوّر ذهنی خود از دیگران (خواستهٔ پنهانی‌ام از دیگران) را رها کنم، یاد می‌گیرم دیگران را همان‌طور که هستند بپذیرم. این قدم نخست به سوی عشق است.

ارنست بلاچ فیلسوف گفته‌است، امید راستین زمانی پیدا می‌شود که سراغ یافتن چیزی برویم که به طرف ما کشیده می‌شده است

ژوزه ساراماگو نویسنده‌ای است که به ما یادآوری می‌کند، «درون ما چیزی وجود دارد که نامی ندارد، آن همان چیزی است که ما هستیم.»

برای گوش دادن، باید شخص را به‌عنوان کسی که سزاوار شنیده شدن است بپذیریم، کسی که دیگر او را نادیده نمی‌گیریم، با او بحث نمی‌کنیم، یا بر او چیره نمی‌شویم. در این صورت می‌توانیم در برابر این واقعیت تسلیم شویم که دیگران دیدگاه‌های دیگری دارند. ما فکر می‌کنیم کل تصویر را می‌بینیم درحالی که تنها چشم‌انداز خودمان را می‌بینیم.

اگر نتوانیم به دیگران نه بگوییم، نمی‌توانیم به خودمان بله بگوییم

اگر منتظر زندگی‌ای بمانیم که آن را می‌خواهیم، زندگی‌ای را که داریم از دست می‌دهیم. از راهِ روبه‌رو شدن با واقعیت فقدان، می‌توانیم برای آنچه از دست رفته سوگواری کنیم، و آنچه را باقی‌مانده بپذیریم.

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب ذهنیت برنده اثر جیمز کلیر (کتابی برای خودشناسی)

جملاتی از کتاب دروغ هایی که به خودمان می گوییم

روان‌درمانی فقط گپ زدن، بازبینی یک فهرست، یا «حل کردن» شما به منزلهٔ یک جدولِ کلمات متقاطع نیست. روان‌درمانی رابطه‌ای است بین دو نفر که خود را وقف روبه‌رو شدن با عمیق‌ترین حقایق زندگی می‌کنند تا بتوانند شفا پیدا کنند.

ما نیاز نداریم اصلاحمان کنند. ممکن است فکر کنیم نیاز داریم خودمان را اصلاح کنیم، ولی اغلب به‌جای آن داریم تلاش می‌کنیم خیالات، پندارهای آشفته، خودانگاره‌های درب‌وداغون، و افکار تحریف‌شده‌ای را اصلاح کنیم که رنجمان را به وجود می‌آورند. تنها با رها کردن این اشتباه می‌توانیم واقعیت را تجربه کنیم. آن‌گاه می‌توانیم خودمان را بپذیریم و سرزندگی و نشاطی را که بر اثر دروغ‌هایمان از دست داده‌ایم دوباره کشف کنیم.

همهٔ ما درد زندگی را تجربه کرده و در آن غرق شده‌ایم. در حالی‌که حقیقت ما را فراگرفته است، با دروغ‌هایی که به خودمان می‌گوییم از آن دوری می‌کنیم، دروغ‌هایی که حتی تشخیص نمی‌دهیم، دروغ‌هایی که هرگز قصد نداریم بگوییم. متأسفانه، این دروغ‌ها که ممکن است در آغاز، زندگی‌مان را نجات داده باشند، در گذر زمان بدترین دشمنانمان می‌شوند و رنج بیشتری به بار می‌آورند. به دنبال کمک می‌گردیم، چون تصور می‌کنیم ایراد داریم درحالی که دروغ‌هایمان ایراد دارند. از خودمان می‌پرسیم که آیا از هم پاشیده‌ایم درحالی‌که دروغ‌هایمان دارند از هم می‌پاشند و اجازه می‌دهند احساساتمان پدیدار شوند. برای فرار از احساساتمان دروغ‌های بیشتری به خودمان می‌گوییم که رنج بیشتری پدید می‌آورند.

در دورانی که رنج را به مواد شیمیایی در مغز، افکار نادرست، یا ژن‌های بد فرومی‌کاهند، قلب با صدای بلند ما را به خود فرامی‌خواند. ما سطل‌هایی نیستیم که با داروها پُر شویم بلکه انسان‌هایی هستیم که حسرت وصل شدن به زندگی درونی‌مان، اشخاص دیگر، و خود زندگی را می‌خوریم.

مطلب مشابه: بریده هایی از کتاب قدرت شروع ناقص؛ خلاصه جملات روانشناسی و خودشناسی

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.