بیوگرافی جمشید هاشم پور اسطوره سینمای اکشن (زندگی شخصی و هنری)

جمشید هاشم پور یکی از اسطورههای سینمای اکشن ایران است که در طول زندگی حرفهای خود، با حاشیههای بسیاری روبرو شد. اما این حواشی نتوانست جمشید هاشم پور را از ذهنها پاک کند. در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه قصد داریم نگاهی کامل بر زندگی جمشید هاشم پور اسطوره سینمای ایران داشته باشیم. پس اگر شما نیز به زندگی او علاقه دارید، در ادامه با ما باشید.
فهرست موضوعات این مطلب
تولد و اوایل زندگی
جمشید هاشم پور در سال 1323 در تهران به دنیا آمد. پدر و مادر او هردو اردبیلی بودند اما جمشید کاملا تحت تاثیر جو تهران بزرگ شده و از همان کودکی در کلاسهای رزمی شرکت کرد. در اصل او در جوانی در محله دوهزار زیر نظر احمد رودباری ورزشهای رزمی چون کونگفو توآ و تکواندو را فرا گرفت.
وی همچنین کاراته سبک شوتوکان را از استاد کوروش کوردانی فرا گرفت. او به دلیل چهره و استایل مناسبی که داشت، توسط یکی از دوستانش به کارگرانِ معروف سینمای ایران ساموئل خاچیکیان معرفی شد و در سال 1347 در فیلمِ جهنم سفید، بازی کرد.
سپس در فیلم جنجال پول ساختهٔ پرویز خطیبی، ایوالله به کارگردانی منوچهر نوذری، قسمت به کارگردانی امیر شروان، عشقیها به کارگردانی جمشید شیبانی بازی کرد. آخرین فیلم او در قبل از انقلاب 1357 ایران، خوشگلترین زن عالم به کارگردانی قدرتالله احسانی بود.
ایشان درباره فعالیتهای قبل از انقلاب گفته است: من قبل از انقلاب در چیزی نزدیک به 10 فیلم بازی کردم اما به دلایلی که شاید بتوانم بگویم بیشتر اخلاقی بود بعد از بازی در آن فیلمها از سینما بیرون آمدم…
آن سالها در سازمانی استخدام شدم که کارش امداد و نجات بود. اول یک دوره ای دیدیم و بعد عضو گروه امداد شدیم و کسانی که مثلا در کوه گیر می افتند یا تصادف می کردند یا گرفتار برف و بهمن می شدند را نجات می دادیم. با بیست سال کار در آن سازمان مرا بازنشسته کردند و بعد دیگر چسبیدم به سینما.
مطلب مشابه: بیوگرافی مهتاب کرامتی؛ درباره زندگی شخصی و لیست فیلم های بازیگر خانم
مطلب مشابه: بیوگرافی شهرام حقیقت دوست بازیگر + عکس های همسر و زندگی شخصی او
بعد از انقلاب و آغاز زندگی حرفهای سینمایی

جمشید هاشمپور، در سال 1360 به دعوت مسعود کیمیایی برای بازی در فیلم خط قرمز دوباره به سینما بازگشت. فیلم درباره یکی از مأموران ساواک به نام امانی است که با زنی به اسم لاله ازدواج میکند. در جریان حوادث انقلاب برادر لاله به دست مأموران ساواک میافتد و امانی رای به قتل او میدهد. لاله با کمک اطلاعاتی که جمال دوست برادرش به او میدهد پی به ساواکی بودن شوهرش میبرد و او را بازخواست میکند…
فیلم تاراج

بعد از فیلم خط قرمز از جمشید هاشم پور دعوت شد تا در فیلم تاراج به ایفای نقش بپردازد. اثری که سر تاس و تیپ او را در سینمای ایران معروف کرد. داستان این فیلم درباره زینال بندری، قاچاقچی سابقهدار تریاک و حشیش است که توسط ستوان احمد، رئیس اداره مبارزه با مواد مخدر، دستگیر و روانه زندان میشود، اما با پرداخت رشوه محکومیت خود را به حبس تقلیل میدهد و پس از یک سال، بهدلیل خوشرفتاری، آزاد میشود.
بار دوم، که پس از درگیری و مجروحیت، در ملاقاتی که با عوامل شبکه گسترده توزیع مواد مخدر دارد، خام حرفهای آنها میشود و تصمیم میگیرد ستوان احمد را در دستگیری قاچاقچیان یاری دهد.
او با کمک احمد، شبکه توزیع تریاک را متفرق میکند؛ ولی درعوض، توزیع گسترده هروئین رونق میگیرد. دوستی گرمی بین احمد و زینال برقرار میشود. احمد درمییابد که پسر زینال نیز معتاد به هروئین است. زینال پسرش را در زیرزمین خانه حبس میکند تا اعتیادِ او را ترک دهد…
فیلم تیغ و ابرایشم و ممنوع الکاری

فیلم تاراج جمشید هاشم پور را به معروفیت بسیاری رساند و در اثر بعدی هاشم پور تصمیم گرفت باری دیگر با مسعود کیمایی همکاری کند. بازی در فیلم تیغ و ابریشم که سانسورها و حاشیههای زیادی داشت بهدلیل تراشیدن موهای سر خود به مدت 3 سال ممنوعالکار شد! هاشمپور به دلیل چند سال ممنوعالکار بودنش در دهه 1360، پس از بازگشت به سینما از تراشیدن موهای سرش واهمه داشت تا مبادا بار دیگر فعالیت او در بازیگری ممنوع شود. هاشمپور، دربارهٔ این اتفاق گفته:
«خودم هم درست متوجه نشدم چرا از سینما دور شدم. بعد از این فیلمها به واسطهٔ خلق و خوی خجالتیام از سینما دور شدم. آن زمان من رفتم و کارمند سازمان دفاع غیرنظامی که مسائل مربوط به ایمنی کارخانهها را برعهده داشت شدم و از سینما فاصله گرفتم. روحیهام با شرایط سینمای آن موقع منافات داشت. زیاد حس خوبی نداشتم. نمیدانم، شاید هم اشتباه کردم. به هر حال ناخودآگاه از ادامه فعالیتم پرهیز شد».
البته محسن مخملباف در مصاحبهای گفته بود: «هاشمپور زیادی داشت پرواز میکرد، لازم بود بالهایش را بچینیم!»
در آن سالها پیشنهادی برای بازی در سینما هم به او نشده و تقریباً فراموش میشود. خود او هم زیاد راغب نبوده در آن جنس سینما و در آن قالب فعالیت کند؛ اما محمدحسین فرحبخش تهیهکننده و مالک پویا فیلم، در سال 70 قراردادی برای فیلم قافله با او امضاء و مجابش کرد که با تراشیدن موهایش مشکلی پیش نمیآید.
مطلب مشابه: بیوگرافی مهدی سلطانی + 0 تا 100 زندگی شخصی و هنری و عکس های او و همسرش
عقابها شاهکار جمشید هاشم پور

بدون هیچ شک و تردیدی بهترین بازی دوران حرفهای جمشید هاشم پور عقابهاست. عقابها فیلمی ایرانی در ژانر جنگی به کارگردانی ساموئل خاچیکیان است که در سال 1363 تولید شد. در این فیلم سعید راد، جمشید هاشمپور، زری برومند، شهاب عسگری و رضا رویگری ایفای نقش میکنند.
این فیلم از نخستین و جدیترین فیلمها در حوزه جنگ ایران و عراق است که تابستان سال 1363 فیلمبرداری و تولید شد و در سال 1364 اکران شد. عقابها در مجموع بین سالهای 1364 تا 1385 در سینماهای ایران اکران شد و با 21 سال اکران، رکورد طولانیترین اکران سینمای ایران را دارد و در این مدت توانست به فروشی معادل 156٬602٬456 تومان و 10٬180٬567 مخاطب برسد و پرمخاطبترین فیلم تاریخ سینمای ایران در طی سالهای اکران خود در سالنهای سینماست.
داستان این فیلم بر پایه رویداد واقعی نجات خلبان نیروی هوایی ایران به نام یدالله شریفیراد به وسیله کردهای عراقی و انتقال او به ایران ساخته شده است.
در جنگ ایران و عراق یک هواپیمای نیروی هوایی ارتش ایران، پس از انجام مأموریتی درخاک عراق، مورد حمله عراقیها قرار میگیرد و در کردستان عراق سقوط میکند. نیروهای نظامی عراقی در پی دستگیری و اسارت او هستند که یک تکاور ارتش که برای مأموریتی در خاک عراق با لباس مبدل کردی حضور دارد اقدام به نجات خلبان میکند.
این دو ابتدا با کمک مبارزان کرد عراقی به روستای کرد نشینی پناه میبرند. که سرانجام نیروهای عراقی در پی آنها به روستا میرسند. این دو در مرحله دوم سعی به فرار به مرز ایران میکنند که نیروهای عراقی اینبار با همه امکانات در دسترسشان به دنبال آنها میباشند.
سرانجام این دو خود را به نیروهای ایرانی در خط میرسانند و هلیکوپتر عراقی که به دنبال آنهاست با آتش نیروهای ایرانی سرنگون میشوند.
فیلم یوپلنگ

ساموئل خاچیکیان که از کار با جمشید هاشم پور جواب گرفته بود باری دیگر با همکاری یکدیگر فیلم یوزپلنگ را بر روی صحنه بردند. این فیلم درباره یکی از صاحب منصبان حکومت که پیش از انقلاب به خارج از کشور رفتهاست، از بازگشت به کشور میترسد.
در خانهٔ ویلایی او، که نگهبانی عهدهدار نگهداری از آن است، مقداری لوازم عتیقه و جواهر گرانبها، با عنوان یوزپلنگ، جاسازی شدهاست.
راننده و محافظ سابق صاحب خانه، که از محل نگهداری یوزپلنگ اطلاع دارند، شبانه وارد خانه میشوند و در جریان ربودن اشیاء قیمتی نگهبان را به قتل میرسانند. آنها برای تأمین هزینهٔ سفر خود، برای خروج از کشور چند قطعه جواهر را به مال خرها میفروشند. مأموران آگاهی به ماجرا پی میبرند و آنها را تا مرز تعقیب میکنند، یکی را میکشند و دیگری را دستگیر میکنند…
مطلب مشابه: بیوگرافی هوتن شکیبا؛ از شروع بازیگر تا صداپیشگی و ازدواج و 5 فیلم برتر او
ممنوعالکاری بعد از یوزپلنگ
هاشمپور زمانی و در میانه دهه شصت به دلیل شمایل قهرمان پردازانهای که در سینمای آن روزگار ایجاد کرده بود ممنوع الکار شده بود. خودش درباره ماجرای آن ممنوع الکاری بیان می دارد: بعد از فیلم “یوزپلنگ” ساخته ساموئل خاچکیان بود که ممنوع الکار شدم چون یادم است قبل از فیلم شایعه شده بود که هاشم پور قرار است ممنوع الکار شود و چون قرارداد این فیلم را بسته بودیم سریع کلید زدند و مرا جلوی دوربین بردند.
بعد از ممنوع الکاری من اقدامی نکردم و حتی ارشاد هم نرفتم که اصلا چرا ممنوع شدم یا درخواست بدهم ممنوع الکاری ام را لغو کنند.
وی ادامه میدهد: حتی کسی به من خبر نداد ممنوع الکار شدم. آن موقع کارگردانها و تهیه کنندهها لیست بازیگران شان را میبردند ارشاد و به آنها میگفتند که هاشم پور فعلا نمی تواند کار کند. دلیل خاص نداشتند فقط گفتند ایشان خیلی دارد پرواز می کند و مطرح می شود.
بازگشت به سینما

جمشید هاشم پور که بعد از “یوزپلنگ” سه سال و چند ماه ممنوع الکار بود تا بازی در “روز باشکوه”(1367) ساخته کیانوش عیاری درباره رفع ممنوعیت از فعالیت خود بیان می دارد: نقشی در “روز باشکوه” بود که در سینمای ایرانی عیاری نتوانست بازیگری را پیدا کند که آناتومی و فرم بدنش به آن کاراکتر بخورد.
نقش نماینده اشرف در یکی از استانها بود که باید خیلی ابهت می داشت. بعد عیاری رفت ارشاد و با مسئولان صحبت کرد که چنین پرسوناژی دارم و بازیگری که مدنظرم باشد نمی توانم پیدا کنم. شما هم بس کنید. ایشان به اندازه کافی متنبه شده است! سه سال و چهار ماه برایش بس است. اول گفتند یک ماه دیگر، 20 روز دیگر و خلاصه عیاری آن قدر اصرار کرد تا بالاخره ممنوع الکاری مرا برداشتند.
زندگی شخصی

جمشید هاشم پور قبل از انقلاب سال 57 با خانم «مهرانگیز متین» ازدواج کرد که ثمره این زندگی دو فرزند دختر است، مریم هاشم پور یکی از دخترانش تجربه مجریگری در تلویزیون را نیز دارد.
بعدها در سال 1402 شایعه شد که جمشید هاشم پور بر اثر سرطان درگذشته است. این خبر بیشتر توسط سایتهای زرد و بیاعتبار پخش شد و بعد مدتی آقای هاشم پور این خبر را تکذیب کرد.
جمشید هاشم پور در مختارنامه
مختارنامه را میشناسید. سریالی معروف که تقریبا همه ما آن را دیدهایم. شاید برای شما جالب باشد تا بدانید که هاشم پور کاندیدای اول ایفای نقش مختار ثقفی در سریال مختارنامه بود، که به دلیل حجم بالای کار و طولانی شدن رَوَند تولید از بازی در این سریال انصراف داد. داود میرباقری کارگردان سریال مختارنامه نیز گفته بود: «وقتی هاشمپور به این پیشنهاد جواب رد داد شوکه شدم؛ به ناچار سراغ گزینههای دیگر رفتیم.»
مطلب مشابه: بیوگرافی میترا حجار؛ اطلاعات جالب درباره زندگی شخصی و لیست فیلم های خانم بازیگر
سریال نیسان آبی

جمشید هاشم پور که بیشتر در نقشهای اکشن شناخته میشود، هرگز در سریالهای تلویزیونی حضور نیافت. اما درنهایت در یک سریال نمایش خانگی یعنی نیسان آبی به ایفای نقش پرداخت. نیسان آبی یک مجموعه نمایش خانگی ایرانی به کارگردانی منوچهر هادی (فصل اول) و مسعود اطیابی (فصل دوم) و تهیهکنندگی احسان ظلیپور است.
فیلمنامه نیسان آبی را سعید دولتخانی و سعید هوشیار بر اساس فیلمنامه سینمایی نیسان آبی نوشته کمیل روحانی به نگارش درآوردهاند. فصل اول این مجموعه از 28 مهر تا 20 اسفند 1400 در سرویس استریمینگ فیلیمو پخش شد. فصل دوم نیز از 1 آذر 1402 پخش خود را آغاز کرد و 9 اسفند 1402 به پایان رسید.
نیسان آبی قصه جمشید است و رضا، قصه دو دوست قدیمی که روزی روزگاری عاشق دو خواهر به اسم زری و پری شدند و با آنها ازدواج کردند. جمشید شیفته جمشید هاشمپور است و نیسان آبیاش؛ رضا هم عاشق شعر و شاعری و در رویاهایش شاعری نامدار!
جمشید با نیسانش کار میکند و ریال روی ریال میگذارد تا چرخ زندگیاش بچرخد، رضا هم در جستجوی فرصتی برای بهبود اقتصاد زندگیاش و شغلی بهتر! البته قصهها دست از سر زندگی جمشید و رضا برنمیدارند و مدام آنها را درگیر اتفاقاتی ریز و درشت میکنند، اتفاقاتی که گهگاه لحظات شیرینی میسازند و گاهی هم غمگین!
نیسان آبی قصه جیب خالی است و پول، قصه عشق است و شیفتگی، قصه خیانت است و وفاداری و از همه مهمتر نیسان آبی قصه خانواده است.
تاثیر جمشید هاشم پور بر سینمای ایران

جمشید هاشمپور یکی از بازیگران برجسته و محبوب سینمای ایران است که تأثیر قابل توجهی بر این صنعت داشته است. در زیر به برخی از جنبههای تأثیر او بر سینمای ایران اشاره میکنم:
تنوع نقشها
هاشمپور با تواناییهای بازیگری خود، در انواع نقشها از جمله نقشهای مثبت، منفی و اجتماعی بازی کرده است. این تنوع به غنای سینمای ایران کمک کرده و نشاندهنده قابلیتهای بالای او در ایفای شخصیتهای مختلف است.
نقش در فیلمهای اجتماعی و سیاسی
او در فیلمهایی که به مسائل اجتماعی و سیاسی پرداختهاند، نقشهای مؤثری ایفا کرده است. این نوع فیلمها معمولاً با استقبال خوبی از سوی مخاطبان روبهرو میشوند و هاشمپور به عنوان یک بازیگر توانمند در این زمینه شناخته میشود.
محبوبیت و ارتباط با مخاطب
جمشید هاشمپور به دلیل بازیهای قوی و طبیعیاش، توانسته است ارتباط خوبی با مخاطبان برقرار کند. این محبوبیت باعث شده که او به یکی از چهرههای شناختهشده سینما تبدیل شود و نسلهای مختلفی از تماشاگران به آثار او علاقهمند باشند.
تأثیر بر نسل جدید بازیگران
هاشمپور به عنوان یک الگو برای نسل جدید بازیگران ایرانی شناخته میشود. سبک بازیگری و تعهد او به حرفهاش میتواند الهامبخش جوانان باشد و آنها را به دنبال کردن حرفه بازیگری ترغیب کند.
تأثیر بر فرهنگ عامه
فیلمهای او معمولاً در فرهنگ عامه تأثیرگذار بوده و برخی از دیالوگها و صحنههای او به یاد ماندنی شده است. این تأثیرات میتواند به شکلگیری فرهنگ تصویری جامعه کمک کند.
حضور در آثار کلاسیک
هاشمپور در فیلمهای کلاسیک ایرانی نیز حضور داشته که این امر به اعتبار و اهمیت کارنامه هنری او افزوده است. آثار او در تاریخ سینما ایران به عنوان نمونههایی از بازیگری حرفهای شناخته میشوند.
در کل، جمشید هاشمپور با آثار خود تأثیر زیادی بر سینمای ایران گذاشته و نقش مهمی در شکلگیری و توسعه این صنعت ایفا کرده است.
مطلب مشابه: بیوگرافی لیلا حاتمی بازیگر؛ از شروع بازیگری در کودکی تا جوایز مختلف و ازدواج
لیست آثار منتخب جمشید هاشم پور

- عقابها، 1363
- تاراج،1363
- پایگاه جهنمی،1363
- یوزپلنگ، 1364
- تیغ و ابریشم،1364
- روز باشکوه،1367
- مادر، 1368
- عشق و مرگ، 1369
- پرده آخر، 1369
- گلها و گلولهها،1370
- آخرین تلاش، 1370
- قرق، 1370
- دلشدگان، 1370
- دادستان،1370
- قهرمان،1370
- قافله، 1371
- طعمه،1371
- تماس شیطانی، 1371
- افعی، 1371
- یاران، 1372
- ضربه طوفان،1372
- پادزهر،1372
- آخرین خون، 1372
- نیش، 1373
- مجازات، 1373
- سربلند، 1373
- روز دیدنی، 1373
- پرواز از اردوگاه، 1372
- دیوانه وار ، 1373
- آخرین بندر، 1373
- ویرانگر، 1374
- گروگان، 1374
- آخرین فرصت، 1374
- فاتح، 1374
کلام آخر
کاش میشد بیشتر درباره جمشید هاشم پور مینوشت… او بازیگر بزرگ سینمای ایران است که هر هنر دوستی باید فیلم های او را تماشا کند. ما نیز امیدواریم که در سهم خود توانسته باشیم شما را با این اسطوره بیشتر آشنا کنیم. در پایان امیدواریم از خواندن این مقاله نهایت لذت را برده باشید.










