۷ مهر روز بزرگداشت شمس تبریزی؛ اشعار مولانا در وصف او و پیامک تبریک

شمس تبریزی اسطوره شعر و ادب فارسی بود. شاعر و عارف بزرگی که تاثیر ژرفی بر زندگی مولانا گذاشته و مولانا نیز در دیوان مشس خود بارها اعلام کرد که همهچیز خود را مدیون شمس است. از همین رو و در قابل پاسداری از این شاعر بزرگ روز 7 مهر به افتخار او نامگذاری شده است. در ادامه اطلاعاتی از این روز را برای شما دوستان قرار خواهیم داد.
فهرست موضوعات این مطلب
شمس تبریزی که بود؟
محمد بن علی بن ملکداد تبریزی ملقب به شمسالدین یا شمس تبریزی از صوفیان ایرانی مسلمان مشهور سدهٔ هفتم هجری است.
سخنان وی را که در مجالس مختلف بر زبان آورده، مریدان گردآوری کردهاند که به نام مقالات شمس تبریزی معروف است. او اشعاری به زبان فارسی و پهلوی میسروده و در برخی اشعار از عربی و رومی استفاده کرده است.
شمس تبریزی و مولانا

شمس تبریزی عاشق سفر بود و عمر را به سیر و سیاحت میگذرانید و در یک جا قرار نمیگرفت، آنچنان که به روایت افلاکی «جماعت مسافران صاحبدل او را پرنده گفتندی جهت طی زمینی که داشتهاست.»
شمس تبریزی در 26 جمادیالثانی 642 (معادل 6 دسامبر 1244 میلادی و 16 آذر 623 هجری خورشیدی) به قونیه رسید.
با مولانا ملاقات کرد و با شخصیت نیرومند و نفس گرمی که داشت مولانا را دگرگون کرد. تا پیش از دیدار شمس تبریزی، مولانا از عالمان و فقیهان و اهل مدرسه بود. در آن زمان به تدریس علوم دینی مشغول بود، و در چهار مدرسه معتبر تدریس میکرد و اکابر علما در رکابش پیاده میرفتند.
با دیدار شمس تبریزی، مولانا لباس عوض کرد، درس و وعظ را یکسو نهاد و اهل وجد و سماع و شاعری شد.
آرامگاه شمس تبریزی

قدیمترین جایی که از وجود مدفن شمس تبریزی در خوی ذکری رفته در مجمل فصیحی (تألیف شده در 845) است که در حوادث سال 672 مینویسد: «وفات مولانا شمسالدین تبریزی مدفوناً به خوی.» اما گزارش معتبر دیگر در اینباره، در منشآتالسلاطین فریدون بیک است که در گزارش لشکرکشی سلیمان اول سلطان عثمانی به ایران در بازگشت او از تبریز به دیار روم آوردهاست که در سه روزی که در تابستان 942 در خوی گذرانیده سلطان عثمانی «با حضرت سرعسکر سوار شدند و به زیارت مزار شریف حضرت شمس تبریزی مشرف گردیدند.».
با گذشت سدهها آرامگاه شمس تبریزی ویران گردید و از آن منار آجری به نام شمس تبریز بر جای مانده بود.
مقالات شمس تبریزی
مقالات شمس تبریزی، مجموعهای از سخنان و حکایات نغز و دلپذیر است که در دوران اقامت شمس تبریزی در قونیه بر زبان وی جاری شده، و پس از او توسط مریدان مولانا جلالالدین محمد بلخی بهصورت یادداشتهایی پراکنده جمعآوری گردیدهاست.
از گسیختگی و بریدگی عبارات و مطالب پیداست که این کتاب را شمسالدین خود تألیف نکرده بلکه همان یادداشتهای روزانه مریدان است که با کمال بیترتیبی فراهم نمودهاند.
شمس در ضمن سخنان خود، اشارات جالب توجهی دربارهٔ عارفان بزرگ معاصر و پیش از خود همچون بایزید بسطامی، جنید، شبلی، منصور حلاج، ابن عربی، شیخ اشراق، بهاءولد، اوحدالدین کرمانی و … و حتی خود مولانا داشتهاست که از جنبههای مختلف دارای اهمیت هستند.
دستنوشتههای شمس در مقالات خود
آینه هیچ میل نکند، اگر صد سجودش کنی که این یک عیب در رویِ وی هست، از او پنهاندار که او دوست من است، او به زبان حال میگوید که البته ممکن نباشد.
لاشک با هر چه نشینی و با هر چه باشی، خوی او گیری.
بعضی کاتب وحیاند، و بعضی محل وحیاند. جهد کن تا هردو باشی، هم محل وحی باشی، هم کاتبِ وحیِ خود باشی.
گفتند: ما را تفسیر قرآن بساز. گفتم: تفسیر ما چنان است که میدانید. نی از محمد! و نی از خدا! این «من» نیز منکر میشود مرا. میگویمش: چون منکری، رها کن، برو. ما را چه صداع (دردسر) میدهی؟ میگوید: نی. نروم! سخن من فهم نمیکند. چنانکه آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر … یکی را هم او خواندی هم غیر او … یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من.

راست نتوانم گفتن؛ که من راستی آغاز کردم، مرا بیرون کردند. اگر تمام راست گفتمی، به یکبار همه شهر مرا بیرون کردندی.
چون به سوی کعبه نماز میباید کرد، فرض کن آفاق عالم جمله جمع شدند گرد کعبه حلقه کردند و سجود کردند. چون کعبه را از میان حلقه بگیری، نه سجود هر یکی سوی همدگر باشد؟ دل خود را سجود کردهاند.
زبان پارسی را چه شدهاست؟ بدین لطیفی و خوبی، که آن معانی و لطافت که در زبان پارسی آمدهاست و در تازی نیامده است.
مطلب مشابه: نگاهی بر زندگی شمس تبریزی (از تولد، تا بد رفتاری مردم با او و رابطه با کیمیا خاتون)
اشعار مولانا در وصف شمس بزرگ
گفت که دیوانه نه ای، لایق این خانه نه ای
رفتم و دیوانه شدم سلسله بندنده شدم
گفت که سر مست نه ای، رو که از این دست نه ای
رفتم و سر مست شدم وز طرب آکنده شدم
گفت که تو کشته نه ای، در طرب آغشته نه ای
پیش رخ زنده کنش کشته و افکنده شدم
گفت که تو زیرککی، مست خیا لی و شکی
گول شدم هول شدم وز همه برکنده شدم
گفت که تو شمع شدی، قبله ی این جمع شدی
جمع نیم، شمع نیم، دود پراکنده شدم
گفت که شیخی و سری، پیشرو و راهبری
شیخ نیم، پیش نیم، امر تو را بنده شدم
گفتم به فراق مدتی بگزارم
باشد که پشیمان شود آن دلدارم
بس نوشیدم ز صبر و بس کوشیدم
نتوانستم از تو چه پنهان دارم
از خدا خواهم ز جان خوش دولتی با او نهان
جان ما اندر میان و شمس دین اندر کنار
شمس دین خوشتر ز جان و شمس دین شکرستان
شمس دین سرو روان و شمس دین باغ و بهار
درد شمس الدین بود سرمایه درمان ما
بی سر و سامان عشقش بود سامان ما
آن خیال جان فزای بخت ساز بینظیر
هم امیر مجلس و هم ساقی گردان ما
در رخ جان بخش او بخشیدن جان هر زمان
گشته در مستی جان هم سهل و هم آسان ما

از فراق شمس دین افتادهام در تنگنا
او مسیح روزگار و درد چشمم بیدوا
دلا ما را به خوی خوانده ست دکتر مرتضای شمس
نه آخر شمس، ملا را به آذربایجان خواند
به پشت اشتران کن شهریارا بار مولانا
که شمست مرحبا گویان سرود ساربان خواند
زاهد بودم، ترانه گویم کردی
سر حلقه ی بزم و باده جویم کردی
سجاده نشین با وقاری بودم
بازیچه ی کودکان کویم کردی
شمس تبریز خود بهانه ست
ماییم به حسن لطف، ماییم
با خلق بگو برای روپوش
کو شاه کریم و ما گداییم
ما را چه ز شاهی و گدایی
شادیم که شاه را سزاییم
پیامک تبریز روز شمس
تا خود را به چیزی ندادی به کلیت، آن چیز صعب و دشوار مینماید.
چون خود را به کلی به چیزی دادی، دگر دشواری نماند.
7 مهر، سالروز بزرگداشت شمس تبریزی
همه خلاصه گفتِ انبیا
این است که
آیینهای حاصل کن.
سالروز بزرگداشت شمس تبریزی مبارک باد
خوشم، خوشم
چنان خوشم که از خوشی در دو جهان نمیگنجم.
بزرگداشت شمس تبریزی گرامی باد
مطلب مشابه: اشعار شمس تبریزی + مجموعه غزلیات و شعر کوتاه و بلند زیبا از دیوان شمس تبریزی

ای جان و جهان
چه خوش است شمشیر از تو گردن از من
7 مهر، بزرگداشت شمس تبریزی
هیچکس مرا جفایی نگفت و دشنامی نداد الا خدای جلجلاله هزار ثنا عوض آن دشنام مرا نگفت.
و هرگز کسی از من بیگانه و دور نشد که خدای تعالی هزار تقرب و لطف نکرد.
7 مهر، پاسداشت شمس تبریزی گرامی باد
تو با خود خیالی کردی و از خیال خود میرنجی و از خیال، خیالی دیگر زایید و با آن یار شد و باز دیگری و دگر.
سه بار بگو ای خیال برو اگر نرود، تو برو.
پاسداشت شمس تبریزی را تبریک میگویم.
شادی همچو آبِ لطیفِ صاف به هرجا میرسد
درحال شکوفۀ عجبی میروید.
بزرگداشت شمس تبریزی گرامی باد
در عشق تو کس پای ندارد جز من
در شوره کسی تخم نکارد جز من
با دشمن و با دوست بدت میگویم
تا هیچکَسَت دوست ندارد جز من
سالروز بزرگداشت شمس تبریزی مبارک باد
مرا اگر هزار برنجانند،
هیچ جز قویتر نشوم و جز عظیمتر نشوم.
7 مهر، بزرگداشت شمس تبریزی
چون باغبان را بهدست آوردی، باغ آن توست.
از هر درخت که خواهی میستان.
پاسداشت شمس تبریزی را تبریک میگویم.
هرکه فاضلتر، دورتر مقصود.
هرچند فکرش غامضتر، دورتر است.
این کار دل است، کار پیشانی نیست.
7 مهر، بزرگداشت شمس تبریزی مبارک باد.
چرا مقیم نباشد، چو ما، به مجلسِ گل
کسی که ساقیِ باقیِّ ماهرو دارد؟
به باغ جمله شرابِ خدای مینوشند
در آن میانه کسی نیست کاو گلو دارد
عجایباند درختانش، بکر و آبستن،
چو مریمی که نه معشوقه و نه شو دارد
هزار بار چمن را بسوخت و باز آراست
چه عشق دارد با ما، چه جست و جو دارد
بزرگداشت شمس تبریزی گرامی باد

خاک کفش کهنه یک عاشق راستین را ندهم به سر عاشقان و مشایخ روزگار.
پاسداشت شمس تبریزی را تبریک میگویم.
عرصه سخن بس تنگ است،
عرصه معنی فراخ است،
از سخن پیشترآ
تا فراخی بینی و عرصه بینی.
7 مهر، بزرگداشت شمس تبریزی
فیلم مست عشق

شاید برای شما جالب باشد تا بدانید که فیلمی از زندگی شمس به نام مست عشق ساخته شده است. مست عشق فیلم درام تاریخی عاشقانه محصول مشترک ایران و ترکیه به کارگردانی و نویسندگی حسن فتحی و تهیهکنندگی مهران برومند و حسن علیزاده است. این اثر برشی از زندگی مولوی و شمس تبریزی را با نقشآفرینی پارسا پیروزفر و شهاب حسینی به تصویر میکشد. علاوه بر هنرپیشگان ایرانی، بازیگران ترکیهای از جمله بنسو سورال، هانده ارچل و ابراهیم چلیککول نیز در مست عشق ایفای نقش کردهاند.
این فیلم برداشتی آزاد از زندگی مولانا و شمس تبریزی در سالهای 640 تا 645 هجری قمری است و رابطه عارفانه مولانا با شمس تبریزی را به تصویر میکشد.
مست عشق از 5 اردیبهشت 1403 در سینماهای ایران به نمایش درآمد. فروش فیلم در گیشه از 115 میلیارد تومان گذشت و آن را به سومین فیلم پرفروش سال و نیز پرفروشترین فیلم غیرکمدی تاریخ سینمای ایران تبدیل کرد.










