نگاهی بر زندگی شهرام ناظری خواننده سنتی (از شروع آواز تا دریافت نشان شوالیه)

شهرام ناظری شوالیه موسیقی ایران است. خواننده بزرگ و مشهوری که با آثار درخشانی، موفق شد نام خود را به نام در تاریخ هنر و فرهنگ این کشور ثبت کند. در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه قصد داریم نگاهی بر زندگی استاد شهرام ناظری داشته باشیم. اگر شما نیز به زندگی استاد علاقه دارید، در ادامه با ما باشید.
فهرست موضوعات این مطلب
تولد و اوایل زندگی
شهرام ناظری در سال 1328 و در شهر کرمانشاه از خانوادهای کُرد به دنیا آمد. او در خانوادهای بسیار هنر دوست و هنر فهم بزرگ شده و مادرش به او آواز به سبک سنتی را یاد میداد. از طرفی بزرگ خاندان ناظری از خوانندگان بزرگ دوران قاجار بود و همین موضوع باعث شد تا شهرام از همان سنین کم موفق شود تا موسیقی را درک کند.
استاد درباره کودکی خود گفته است: كودكيام مملو از موسيقي بود تا زماني كه به تهران آمديم. آن زمان به تبريز هم رفته بودم تا با كمك شادروان جواد آذر با مكتب تازه تبريز و هنرمنداني چون مرحوم ميكلخاني و مرحوم فرنام و ديگران آشنا شوم.
در اين جا بود كه سرنخهايي درباره مكتب آوازي تبريز به دست آوردم، اينكه چرا به آن ميگويند مكتب تبريز در مورد مكتب اصفهان هم به چنين آشنايياي رسيدم.
اين آشنايي از طريق آثار و نواهاي استاد حسن كسايي بود. اكثر بزرگان آواز مثل طاهرزاده، تاج و اديب خوانساري در اين مكتب تلمذ كردهاند. در هنرستان موسيقی ملي چهارسال آموزش تار ديدم و نزد استاد محمود كريمي رديفهاي آوازي را تمرين كردم.
یادگیری نزد استادان بزرگ

شهرام ناظری بعد از فعالیتهای حرفهای در کرمانشاه تصمیم گرفت نزد استادان بسیاری رفته و خود نیز تبدیل به استاد شود. از همین رو همواره وی در سال 1345 برای بهرهگیری از محضر استادانی چون عبدالله دوامی، نورعلی خان برومند، عبدالعلی وزیری، محمود کریمی عازم تهران شد و ضمن بهرهگیری از محضر این استادان، سهتار را نیز نزد استادان احمد عبادی، جلال ذوالفنون و محمود هاشمی فرا گرفت.
شهرام ناظری به مدت یک سال نیز در تبریز با نوازندگان و موسیقیدانان آن دیار مانند غلامحسین بیگجهخانی و محمود فرنام قیطانچیان که خود از شاگردان اقبال آذر بودند در زمینه موسیقی ایرانی کار کرد.
فعالیت در تلویزیون
بعد از تبدیل شدن به یک خواننده تمام وقت و در سال 1354 بنا به پیشنهاد نورعلیخان برومند به استخدام رادیو تلویزیون ایران درآمد و اولین برنامه خود را با گروه شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی با مثنوی مولوی و ترانهای از شیخ بهایی اجرا کرد، پس از آن با گروه عارف به سرپرستی حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان کار خود را ادامه داد.
در این دوره شهرام ناظری با محمدرضا شجریان آشنا شد و دوستی نزدیک و رفتوآمد خانوادگی شهرام ناظری جوان با محمدرضا شجریان نیز از سال 1354 و از دیدار در ساختمان رادیو ملی ایران آغاز شد، و نزدیک به هفت سال به درازا کشید.
ناظری در سال 1355 در نخستین آزمون موسیقی سنتی ایران با نام باربد شرکت کرد و توانست مقام نخست را در رشتهٔ آواز در این آزمون به دست آورد. در این مسابقه شهرام ناظری موفق شد محمدرضا شجریان را شکست دهد.
فعالیتها در بعد از انقلاب

تا سال 1357 شهرام ناظری در تلویزیون ملی به کار خود ادامه داد. اما با وقوع انقلاب مدتی همه برنامهها کنسل شدند. از همین رو شهرام ناظری در این دوره روی به کار تیمی با گروه چاووش آورد. ناظری از سال 1357 تا 1360 در آلبومهای چاووش به شمارههای 2، 3، 4، 7 و 8 با همکاری گروههای شیدا و عارف کانون فرهنگی و هنری چاووش به سرپرستی محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان آواز خوانی کرد.
کانون چاووش با تلاش محمدرضا لطفی و زیر نظر ه. الف. سایه پایهگذاری شده بود و از آن جایی که این کانون در زمان انقلاب فعالیت میکرد، بیشتر محتوای آلبومهای چاووش حماسی و انقلابی بودند.
شهرام ناظری در دهه هفتاد
در سالهای دهه هفتاد خورشیدی شهرام ناظری آثار بسیاری را اجرا نمود که از آن جمله میتوان به آلبومهای نوروز به همراهی با حسین علیزاده، مهتاب رو با گروه تنبور شمس (آهنگسازی کیخسرو پورناظری) و دل شیدا با آهنگسازی فرامرز پایور اشاره نمود.
همکاری ناظری با کامکارها نیز منجر به آفرینش دو اثر ماندگار به نامهای کنسرت کامکارها 76 و کنسرت 77 گشتهاست. وی با انتشار دو آلبوم ساز نو آواز نو و سفر به دیگر سو مسیر نوینی از موسیقی خویش را نمایان ساخت بهطوریکه سفر به دیگر سو را دکترین موسیقایی خود میداند.
علاقه بسیار به مولانا و نامزدی در گرمی

شهرام ناظری بارها در آثار و کلام خود عنوان کرده است که به شدت طرفدار مولانا شاعر جاودانه ایرانی است. در سال 1364 به مناسبت گرامیداشت هشتصدمین زادروز مولوی دو اثر گل صد برگ و یادگار دوست را منتشر کرد. اثر یادگار دوست به عنوان اولین سمفونی ایرانی و گل صدبرگ به عنوان یکی از پرفروشترین آثار موسیقی ایران، هر دو انقلابی در موسیقی سنتی ایران بهوجود آوردند.
این یادواره بار دیگر دو دهه بعد برای بزرگداشت مولانا، تکرار شد. از دیگر آثار برجسته ایشان که بر روی شعرهای مولوی اجرا شده میتوان به آلبوم مولویه که در خارج از ایران با نام شور رومی شناخته میشود نیز اشاره کرد این اثر نامزد دریافت جایزهٔ گرمی ایالات متحده در سال 2007 خورشیدی نیز شدهاست.
اجرای کنسرت در سالن و کشورهای بزرگ دنیا

ناظری در سراسر جهان در سالنها و فستیوالهای بزرگ برنامه و کنسرتهایی اجرا نمودهاست. جشنواره موسیقی اکس-آن-پروانس، جشنواره موسیقی آوینیون، تئاتر دلاویل پاریس، جشنواره سامر توکیو، سالن تئاتر دالبی لس آنجلس، رویال آلبرت هال، جشنواره دل پوپولو در ایتالیا، جشنواره بیت الدین لبنان، ارکستر فیلارمونیک کلن آلمان، مجمع انجمن آسیا، مؤسسه جهانی موسیقی بروکلین، آکادمی موسیقی بام نیویورک، جشنواره اروپا رم، جشنواره موسیقی سائو پائولو و جشنواره موسیقی فاس مراکش و اجرا در شهرهای ونیز، بارسلون، مادرید، ژنو، بروکسل، آمستردام، استکهلم، اسلو و کپنهاگ از جمله بزرگترین اجراهای جهانی ناظری بهشمار میرود.
خود ایشان درباره اجراهایشان گفتهاند: از 20 سال پیش که من برای اجرای برنامه به خارج از کشور می رفتم، آرام آرام اجراهای من مورد توجه طیف علاقمندان موسیقی خارج از کشور قرار گرفت. بعد دیگر تعداد دعوت ها از من برای فستیوال ها و تئاترها برای اجرای برنامه بیشتر شد. یکی از شاخصه های کاری من استمرارم برای فعالیت روی آثار مولانا جلال الدین بلخی رومی بود که به نام «رومی» در تمام دنیا مورد توجه بود.
آثار من هم با محوریت روی آثار ایشان بود که قطعا در این ارتباط تاثیرگذار بود. دیگر کار به جایی رسیده بود که در اکثر فستیوال های پاریس حضور داشتم و در نیویورک هم ماجرا همینطور بود. در فستیوال هایی برنامه اجرا کردم که کمتر چهره ای از خاورمیانه در آنها حضور داشت.
بعد اوضاع تا جایی پیش رفت که به اذعان رسانه های فرانسوی، 95 درصد مخاطبان موسیقی و اجراهای من در پاریس فرانسوی ها بودند.
ازدواج و زندگی شخصی

در سال 1357 و در بحبوحه انقلاب با دختری به نام مریم آشنا شد. این آشنایی در نهایت به ازدواج انجامیده و حاصل این زندگی مشترک تنها یک پسر به نام حافظ بوده است. حافظ ناظری از سه سالگی درس آواز را شروع کرد و از همان سالها شروع به نواختن تنبور و سه تار کرد. هفت ساله بود که مطالعاتش در این باره آغاز شدند. پس از آن به نوازندگی دف پرداخت و تکنیکهای منحصر به فردی را در دف نوازی به وجود آورد که بسیاری از جوانان ایرانی از تکنیکهای وی در حال حاضر استفاده میکنند.
شهرام ناظری درباره فرزند خود گفته است: حافظ درس موسیقی را در امریکا و نیویورک خوانده و قبلش هم در ایران با موسیقی سنتی آشنایی پیدا کرده و از آنجا که خانواده ما انس دیرینه با ادب و ادبیات دارد او از ابتدا از زمینه و بستر خوبی برای این کار برخوردار بود. بر این اساس حافظ وقتی درس خود را به پایان رساند و پایان نامه خود را در مورد شاهنامه فردوسی تدوین کرد، اجرای کنسرتها را با او آغاز کردم.
علاقه به ایرج بسطامی
من صدای ایرج بسطامی را میپسندیدم. به نظرم امتیاز وی در این بود که در میان خوانندگان همسن و سال خود که اکثراً راه تقلید را پیشه کار خود ساخته بودند وی مقلد نبود و همین امتیاز بسیار بزرگی برای یک خواننده است. در ضمن ایرج بسطامی سعی داشت احساس منطقه، قومیت و جغرافیای دیار خویش را در صدایش نمایان سازد. همچنین در آثار پرویز مشکاتیان و محمد رضا درویشی آن حس صدای ایرج بسطامی کاملاً نمایان است.
علاقه به خوانندگان خاورمیانه
اگر بخواهم فقط در مورد خوانندگان شرقی صحبت کنم صدای قوالی نصرت فاتح علی خان، ام کلثوم، عالم قاسم اف و دولتمند را دوست دارم و در میان خوانندگان ایرانی هم صدای قمر ملوک وزیری، نکیسا، امیر قاسمی، طاهرزاده، اقبال، تاج و ادیب را میشنوم.
به هر ترتیب ما نمیتوانیم منکر نقش و تأثیر هنرمندان گذشته این سرزمین شویم. این خوانندگان به طور حتم در فکر و ذهن مردم ما تأثیر داشته چراکه مردم ما هنوز بعد از چند دهه صدای آنها را گوش میدهند. ناگفته نماند ستارگان و بزرگانی هم در زمینه موسیقی مقامی و نواحی ایران بودهاند که اظهارنظر درباره آنها بحث مفصلی را میطلبد که باید در فرصت دیگری به آن پرداخت.
موذن زاده اردبیلی از دید استاد ناظری

صدای استاد مؤذنزاده اردبیلی از یک مشخصات حماسی و اسطورهای برخوردار است. مهمترین امتیاز مؤذنزاده آگاهی و اشراف وی به لحن و طرز بیان آواز ایرانی است به گونهای که حتی اجرای اذان وی هم با لحن ایرانی اجرا شده و نه عربی.
تفاوت لحن عربی و ایرانی مبحث تخصصی است اما اگر بخواهم اشارهای داشته باشم؛ اغلب مؤذنها هنگام خواندن اذان آن را با مخرج کسره بیان میکنند. به عبارتی در لحن عربی طرز تکلم و نوع بیان به سمت کسره میرود اما در لحن ایرانی بیان به فتحه متمایل است. البته قبل انقلاب هم مرحوم ذبیحی مناجاتها و ربنای خود را تاحدی با لحن و بیان ایرانی اجرا میکرد.
موسیقی اصلی ایرانی زنده است
تحقیقات و تألیفات ارزشمند آموزشی و آثار ماندگار موسیقی کلاسیک ایران در این چهار دهه اخیر توسط استادان موسیقی از جمله فرامرز پایور؛ هوشنگ ظریف، محمد رضا لطفی، حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان، مجید کیانی، جلال ذوالفنون، محمدرضا شجریان، رامبد صدیف، ناصر فرهنگ فر و سایر اعضای کانون چاووش و گروه عارف و شیدا، کامکارها و دیگر گروهها و هنرمندان موسیقی به رشته تحریر درآمده و تولید شده است و به عبارتی همه و همه تلاش کردند تا کاروان موسیقی به راه بیفتد و تا امروز علی رغم دشواریها و موانع بسیار به حرکت خود ادامه دهد.
تحقیقات و انتشار آثار با ارزشی از موسیقی نواحی و قومیتهای ایران و کتاب دایرة المعارف سازهای ایرانی به اهتمام تلاش استاد محمدرضا درویشی خود کار عظیمی بوده که شایسته قدردانی و سپاس بسیار است.
مطلب مشابه: بیوگرافی محمدرضا شجریان؛ از شروع فعالیت قبل از انقلاب تا اواخر زندگی
موسیقی مثل یک اقیانوس است

من به این باور رسیدم که موسیقی مقامی یک اقیانوس است و من نباید خودم را فقط به چارچوب موسیقی سنتی محدود کنم با اینکه در نخستین آزمون موسیقی سنتی ایران به نام «باربد» مقام نخست را در رشته آواز به دست آوردم به هر حال در چارچوب موسیقی سنتی اکتفا نکردم و نگاهم را فراتر از آن گستردم.
در حقیقت فرم تربیت خانوادهام بخصوص مادرم به نوعی بود که من را به این سو کشاند اصلاً مادرم باعث شد که با موسیقی و ادبیات آشنا شوم و بخصوص ایشان تأکید داشت موسیقی منطقه خودم و موسیقی مقامی را حتماً بیاموزم و موسیقی سنتی را هم فرا گیرم.
موسیقی سنتی و سختیهای آن
دیدگاه من در ارائه موسیقی سنتی، پایبندی به تمام ریشه ها و پایه هاست و در کنار آن نیز همیشه سعی کرده ام سنت شکنی و خلاقیت داشته باشم تا بتوانم مخاطبان همه نسل ها را درگیر کارهایم کنم.
به زمان ارائه آثارم همیشه فکر کرده ام و اینکه در مسیر، هیچ پایه و اساس و اصولی را خراب نکنم. اینها را اگر قرار باشد در قالب یک مجموعه نگاه کرد، می توان از آن به عنوان دلایل ماندگاری یک اثر یاد کرد.
توجه ویژه به لحن حماسی گمشده در آثار ایرانی را هم جزو کاراکترهایی می دانم که توانایی تاثیرگذاری در ذهن و وجود همه انسان ها، اعم از هر سن و سالی را داراست. طراوت لحن حماسی در حذف مخاطبان موسیقی خیلی تاثیر گذاشته.
یک بار در جلسه ای که به همت دکتر «شفیعی کد کنی» برگزار شد، دختربچه کوچکی را آوردند که یکی از قطعات من را از حفظ می خواند.
برای خودم و البته برای همه جالب بود که دختر بچه ای با این سن و سال چطور می تواند تا این حد مسلط باشد و آثار من را بخواند. دکتر کدکنی گفتند لحن آثار تو لحنی خالص و ایرانی دارد که همه را درگیر خود می کند. این بچه ناخودآگاه تحت تاثیر این لحن تو به شور می آید و همین باعث شده که این قدر مسلط روی آثار تو بخواند.
دریافت نشان شوالیه

بزرگترین نشان فرهنگی فرانسه با نام لژیون دنور به شهرام ناظری، خواننده موسیقی سنتی ایران اهدا شد.
نشان لژیون دنور سه درجه دارد که ناظری بالاترین درجه آن، شوالیه لژیون دنور را را دریافت کرد. این نشان به همراه دیپلم افتخار 12برگهای توسط ترانووا مشاور فرهنگی رییسجمهور سابق فرانسه (ژاک شیراک) در یکی از قدیمیترین تالارهای شهر پاریس به پاواروتی ایران تقدیم شد.
در این مراسم ترانووا عنوان کرد با صدای شهرام ناظری همه ما به موسیقی شرق نزدیک شده و با مولانا جلالالدین بلخی آشنا شدهایم.
اعطای این نشان از یکسال پیش توسط دولت گذشته فرانسه به تصویب رسیده بود توسط سفیر فرانسه در ایران به یقه ناظری چسبانده شد.
اما پیش از آغاز این مراسم از مدتها پیش مردم پاریس در انتظار شنیدن صدای شرقی خوان مولانا بودند.
ناظری پس از دریافت نشان فرهنگی فرانسه گفت: نشان شوالیه متعلق به من نیست بلکه این نشان به فرهنگ ایران زمین تعلق دارد.
وی در مورد دلیل دریافت این نشان گفت: نشان شوالیه یکی از بزرگترین جوایز فرهنگی فرانسه است که به دلیل فعالیتهای مستمرمن در طول 27سال برای شناساندن موسیقی شرقی با خواندن اشعاری از مولانا با فرم، فضا، لحن و بیان خاصی که در نوع آواز دارم اعطا شده است.
سخن پایانی
بسیار خرسندیم که تا پایان همراه سایت روزانه بودید. ما امروز و در مقاله فوق سعی کردیم تا درباره زندگی شخصی و حرفهای استاد شهرام ناظری بنویسیم تا شما عزیزان و طرفداران با زندگی این اسطوره موسیقی بیشتر از قبل آشنا شوید. در پایان امیدواریم که از خواندن این مقاله نهایت لذت را برده باشید.
مطلب مشابه: بیوگرافی همایون شجریان خواننده محبوب؛ از شروع فعالیت تا شهرت و ازدواج










