۳۰ شعر عاشقانه زیبا کوتاه شامل اشعار کوتاه و دو بیتی معروف و ناب

در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه قصد داریم ۳۰ شعر عاشقانه زیبا کوتاه را برای شما عشاق عزیز قرار دهیم. شما عزیزان می‌توانید این اشعار عاشقانه زیبا و کوتاه را برای عزیز دل خود ارسال کرده و از ایشان دلبری کنید. با ما همراه شوید.

۳۰ شعر عاشقانه زیبا کوتاه شامل اشعار کوتاه و دو بیتی معروف و ناب

شعر عاشقانه، احساسی زیبا و کوتاه

انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت

آنقدر که خالی شده بعد از تو جهانم

فاضل نظری

عمریست که باز، عشق یارست مرا

دل در غم عشق، بی قرارست مرا

گشتست گره گشای کارم ، غم عشق

با غیر غم عشق، چه کارست مرا

شعر عاشقانه، احساسی زیبا و کوتاه

گفتیم: مگر که اولیاییم، نه‌ایم

یا صوفی صُفّهٔ صفاییم، نه‌ایم

آراسته ظاهریم و باطن، نه چنان

القصه، چنانکه می‌نماییم، نه‌ایم

شیخ بهایی

زِ عشقت بند بندِ این دل دیوانه می لرزد

خرابم می کنی اما خرابی با تو می ارزد!

هوشنگ ابتهاج

یکی می‌گفت در دنیا نمی‌بینم وفاداری

غلط می‌گفت یار باوفایی بهتر از غم نیست

رشیدی‌کرمانی

با واژه های تو

من مرگ را محاصره کردم

در لحظه ای که از شش سو می آمد

آه این چه بود این نفس تازه باز

در ریه ی صبح

با من بگو چراغ حروفت را

تو از کدام صاعقه روشن کردی ؟

بردی مرا بدان سوی ملکوت زمین

وین زادن دوباره

بهاری بود

امروز

احساس می کنم

که واژه های شعرم را

از روی سبزه های سحرگاهی

برداشته ام…

 «محمدرضا شفیعی کدکنی»

لب های سرخ و موی پریشان که جای خود

دنیا غزل نداشت اگر دختری نبود…

ما برای دیگران حال قشنگی ساختیم

قیمتش را با دل تنهایمان  پرداخـتیم

آسوده‌دلا حال دل زار چه دانی؟

خونخواریِ عشّاق جگرخوار چه دانی؟

شب تا به سحر خفته به خلوتگه نازی

بیخوابیِ این دیدهٔ بیدار چه دانی؟

جامی

مطلب مشابه: شعر عاشقانه شاد؛ مجموعه اشعار عاشقانه زیبا برای عشقم

مطلب مشابه: شعر عاشقانه در وصف معشوق و عاشق | 40 اشعار خیلی زیبای رمانتیک

شعر عاشقانه، احساسی زیبا و کوتاه

منِ مخمور اگر مستم زِ چشمِ يار می‌دانم

مرا از من جدا کرده اشارت‌هایِ پنهانش

خاقانی

پنجره باز است

و آسمان پیداست

گل به گل ابر سترون

در زلال آبی روشن

رفته تا بام برین،

چون آبگینه پلکان، پیداست

من نگاهم

مثل نو پرواز گنجشک سحرخیزی

 پله پله رفته بی پروا به اوجی دور

و زین پرواز

لذتم چون لذت مرد کبوترباز…

مهدی اخوان ثالث

لب تو قهوه تخلیست، مرا مهمان کن

قجری باش و به یک جرعه مرا بی جان کن

از باغ می‌برند چراغانی ات کنند

تا کاج جشن‌های زمستانی‌ات کنند

پوشانده‌اند صبح تو را ابرهای تار

تنها به اين بهانه که بارانی‌ات کنند

يوسف به اين رها شدن از چاه دل مبند

اين بار می‌برند که زندانی‌ات کنند

يک نقطه بيش بين رحيم و رجيم نيست

از نقطه‌ای بترس که شيطانی‌ات کنند

(فاضل نظری)

عشقت آموخت به من رمز پريشانى را

چون نسيم از غم تو بى سر و سامانى را

بوى پيراهنى ای باد بياور، ور نه

غم يوسف بكُشد، عاشق كنعانى را

همه، باغ دلم آثار خزان دارد، كو؟

آن كه سامان بدهد اين همه ويرانى را

(حسین منزوی)

شعر عاشقانه، احساسی زیبا و کوتاه

صبح است بیا به روز من نور بریز

بر ساز دلم بیا کمی شور بریز

لبخند بزن دو روز عمر می گذرد

غم های جهان را ز دلت دور بریز

(قاسم ساروی)

مرا دچار خودت کن دچارتر بهتر

دل است و در قدمت بیقرارتر بهتر

 به اختیار خودم نیست دوستت دارم

 که عاشقان تو بی اختیارتر بهتر

 خراب چشم تو باید خراب تر بشود

 چنان که چشم خمارت خمارتر بهتر

 به قصد خواب اگر چشم بسته‌ای شاید

 وگرنه مست که بی بند و بارتر بهتر

(علی اصغر مقنی)

مگر به وصل، تو از من بلا بگردانی

که هم تو باخبری از بلای هجرانت

سزد که بانگ نگوید دگر مؤذّن مسجد

که در نماز نیارد مرا جز آن قد و قامت

من آخرین اسم مستعار ستاره‌ام

رازها دارد این روایت شگفت

همچون گردویی جوان

برخاسته از بیداری کوه و کرانه‌های نور…

دشنام و بوسه هرچه عوض می‌دهی بده

حاشا که با تو بر سرِ دل گفت‌وگو کنم

دلی دیوانه‌وش، سرکش، پریشان، تنگ، پرآتش

که از تنگی نمی‌گنجد در آن جز یاد او، دارم

گفتی: «که تو را از نظر انداخته صیدی؟»

ما را دگری غیرِ تو ناکام ندارد!

مطلب مشابه: شعر عاشقانه پر معنی { گلچین اشعار ناب احساسی شاعران بزرگ }

مطلب مشابه: شعر عاشقانه برای عشقم (قشنگ ترین رباعیات، شعر نو، دو بیتی و اشعار کوتاه)

شعر عاشقانه، احساسی زیبا و کوتاه

ناله کردن گرچه پیشت شیوه‌ی عشّاق نیست

کی توانم کرد پنهان درد خود را از طبیب

شود خالی دلم از شکوه‌ی زلفِ پریشانت

اگر یک‌ شب به دستِ همچو من دیوانه‌ای افتی

یک روز به اتّفاق صحرا من و تو

از شهر برون شویم تنها من و تو

دانی که من و تو کی به هم خوش باشیم؟

آن‌ وقت که کس نباشد الّا من و تو

می را نهفته خوردم و مستی نهان نماند

رسوای عالمم ز نگاه نهان تو

مرا که دیدن ساقی چنین خراب کند

چه حال باشد اگر در قدح شراب کند؟

تَحذيرْ!لَمْ يَعُدْ لي قَلبٌ صالِحْ لِلحُبْ

هشدار!

من دیگر دلی برای عشق ندارم.

ابری ترین هوای منی

و خودت نمیدانی

وقتی به تو فکر می کنم

چقدر باران می بارد …!

– فرشته رضایی

‌أنا احبك بروحى…

و الرّوح لاتتوقَّف أبداً و لاتنسي!

من با روحم دوستت‌دارم ♡

و روح نه هيچ‌وقت متوقف ميشه

و نه فراموش ميكنه…

شعر عاشقانه، احساسی زیبا و کوتاه

و سَلام بر آنان که

با لِطافت روحِشان

اِستقامت قلبِمان را شِکستند

من پریشان تر از آنم

که تو زخمم بزنی

غم چشمان تو بر

این دل دیوانه نشست

غَمَت سلامت ؛

آشفته سَریم 

شانه‌اَت کو …؟

شب بخیر

و

مَنی

که

میانِ

دردهایم

تو

را

درمان

دیدَم

دلم گرفته و می خواهمت

چه کار کنم؟

که از خودم که تویی

تا کجا فرار کنم؟

«اگر بهت بگم که حرف زدن باهات

چیزیه شبیه بغل کردنِ هزار تا ابر چی؟»

یه جایی پابلو نرودا خیلی قشنگ حرف دلمونو خطاب به بهترین آدم زندگیمون میزنه و میگه :

خواستم زنده بمانم

و فکر کردن به تو ،

تنها سلاحم بود

تنها کمانم

تنها سنگم …

عشق مانند سیاست است.

چیزی شبیه خرید سهام در بازار بورس؛

آدم هیچ وقت نمی داند سود می‌کند یا ضرر

دل کندی از من چنان که غیر از سلام و علیکی

حرفی نداری بگویی…

حرفی ندارم بگویم…

مطلب مشابه: شعر عاشقانه جذب کننده برای عشق، دختر و معشوق (متن دلبرانه لاکچری)

شعر عاشقانه، احساسی زیبا و کوتاه

اگه نگاهتون جایی افتاد

و یارتون گِله کرد و حسودیش شد بهش بگید :

«اینکه روی همه را می نگرم هیزی نیست

‏خواستم دیده بفهمد تو فقط زیبایی..!»

صُبح بخیر به کسانی که عاشق

صُبح های سرد زمستانی

و یک فنجان چای گرم هستند…

#سلام بر آنان که چون عطرِ سیبِ خوش اند…

دلم يك شب تنهايي مي خواهد

با تو

و تمام آغوشت . .

‏در هیاهوی‌ دنیایی‌ پر جمعیت

#سلام‌ بر او که جایش

همه‌ جا‌ خالی‌ست….

تو هنوز

‏در زیباترین اتاقِ قلبِ منی.

‏تمام روز اگر

‏از هم رنجیده و دور باشیم

‏باز هم، شب که خواب افتاده‌ای

‏روی‌ات پتو می‌کشم

نوشته بود:

«خیلی با ارزشن!

ادمایی که تو روزای سخت کنارتن؛

ادمایی که وقتی بی حوصله ای بازم

حوصلتو دارن؛ادمایی که وقتی بد اخلاقی

هیچ جا نمیرن و با اخلاقت کنار میان و باهات

حرف میزنن تا حالت خوب شه درست مثل تو واسه ی من..»

مرحباً بأولئك الذين لا نستطيع

أن نقول لهم على الرغم من كم نفتقدهم.

#سلام بر کسانی که علیٰ‌رقم دلتنگی‌مان

نمی‌توانیم به آن‌ها بگوییم که چقدر دوستشان داریم 🙂

خاطره ی مشترک اکثر زنها این است که یکبار

در آغوش یک مرد

خودشان را جا گذاشته اند…

‌ای تو چشمانت سبز

 در من این سبزی هذیان از توست…

زندگی از تو و

مرگم از توست!

سیل سیال نگاه سبزت

همه بنیان وجودم را ویرانه کنان می کاود

من به چشمان خیال انگیزت معتادم

و دراین راه تباه

عاقبت هستی خود را دادم. . .

#حميد_مصدق

مطلب مشابه: 50 شعر عاشقانه خاص کوتاه؛ اشعار جذب کننده معشوق احساسی

شعر عاشقانه، احساسی زیبا و کوتاه

میدونی چی از بوسه بهتره؟

سه ثانیه قبلش…

احساس وقتی که میدونی

اتفاق میافته…

حمید سلیمی هم دوست داشتن رو

اینجوری تعبير میکنه:

“کسی را بسیار دوست داشتن

یعنی از آرامشِ او مراقبت کردن…”

مقصر خودمم…

باید شرایط این رابطه را برایت میگفتم

باید میگفتم جا زدن و خسته شدن نداریم

باید میگفتم دل شکستن ممنوع است

باید میگفتم تحمل یک بار دیگر فرو ریختن را ندارم

حالا که جا زدی و دل شکستی و فرو ریختم

مقصر خودمم….

#ترانه_معزی

امروز خوب تر باش…

برای خودت…

برای همه…

برای زمینی که به خوب بودنت نیاز داره

زنی که شعر می‌خواند زنی‌که روحش را

از «احساس و لطافت» ساخته

نباید کنار مردی باشد که: چیزی از عشق و عاطفه نمی‌فهمد!

“مرگ تدریجی” را تا حالا شنیده‌ای؟ این بدتر است

صُبح سَرزد؛

و خوشا به صُبحي

كه تو در آن كنار مَن باشي

#سلام بر او که غمش وفادار است !

اگر به گذشته برگردم ، بارها تکرارت می‌کنم !

نه اینکه تو بهترین عاشق بودی

یا من وفادار ترین معشوق . . .

فقط در کنار تو قلب من

در آرامترین حالتش قرار داشت…!.

مردی كه

به جایِ دوستت دارم

هميشه می گويد؛

“صبح را، برایِ موهایِ پريشانت دوست دارم”

همان شانه یِ مردانه ای ست

كه فقط يك سر رویِ آن

به خواب می رود!

شعر عاشقانه، احساسی زیبا و کوتاه

#جمال_ثریا میگه :

“کسانی که در روحمان گل میکارند را

کجای دلمان بگذاریم ‏که خوب نگهشان داریم‌؟!”

آره خب سوال خوبیه

تو خودت بگو من کجا بزارمت؟!‌ 🙂

صدایت

گشایش صبح و

چشمانت

پنجه ی آفتاب است …

از شوق کدام برخیزم !!!

این صبح؛

پر از بهانه است …

صُبح بخیر به چَشمانَت

 و به شهری که تو جزئی از آن هستی…

گناه قلب من چيست ؛

كه از هيچ كس جز «تو» نمي‌تواند

«صبح به خیر» را قبول کند !

در اوجِ بی‌واژگی برایَت می نویسم:

آغوشَت برایَم پناه بود..

می‌دونی مَعنیش چیه!

 وقتی یه نفر هرروز صُبح

که از خواب بیدار میشه از بین

 هزارتا فکر اولین چیزی که به

 ذهنش بیاد تو باشی؟!

+صُبحِت بخیر اولین فکرِ هر صُبح من

وقتی نیستم

برایم جای خالی بگذار

کنار بوق‌ها و ترافیک‌ها

کنار بی‌قراری میدان‌ها

کنار قرارهایت با کسی که من نیستم…

مطلب مشابه: شعر عاشقانه دیوانه کننده؛ 40 اشعار دیوانگی عشق و عاشق شدن

شعر عاشقانه، احساسی زیبا و کوتاه

من هم مثل تو

باران را بی‌چتر و احتیاط

دوست می‌دارم

می‌ماندی… ببینمت!

خدا بگویم با تو چه کند

آخر چرا چهل سالِ سیاهْ‌پوش

دیر پیدایت شد…!

چرا…؟

آدم ها گاهی؛

چوبِ اشتباهاتشان را جایِ دیگری می خورند!

جایی که حتی فکرش را هم نمی کنند!

حواستان باشد؛

چوبی که به احساس و زندگیِ دیگران می زنیم “تاوان” دارد.

این دل شکستن ها،

این بی انصافی ها،

این بازی دادن ها؛

همه اش تاوان دارد!

سلام بر کسانی که

مَعنی عِشق را میدانند ،

ولی مَحبوبی ندارند …

مرا به تاریخ خودت ببر

به تاریخی که زنان در جهان حکومت کنند

و مردان، ملتی سر به زیر باشند

و مردان، فقط عاشق شوند

مرا به تاریخ خودم ببر …

محمود درویش

صَباح الخَیر لعینیکّ ؛

التی هزمت ثبات قلبی .

“صبح بخیر به چَشمانَت ؛

که مقاومت قلبِ

مَرا شکسته اَند”

صبح بخیر

و اما بعد ،

جوری مرا

دوست بدار

که آرزوی دیگری

در دلم باقی نماند …

نگو فردا… نگو شاید… نگو کاش…

همین امشب بیا مهمانِ من باش

همین امشب که سرما کرده بیداد

به صرفِ شعرِ تازه، کاسه ای آش

#علی_عدالتجو

صبح بخیر

واما بعد ،

تو گناه قلبم هَستی

و گناهان قلب توبه‌ای ندارند

دنیا بزرگ و دلگیر است

بیا کوچک و دلبازش کنیم

در آغوشم بگیر..

#رضا_نظری_ایلخانی

زبانه می کشی و می پرسی:

ما را چه رفته است…؟!

می بوسمت: بخوابیم و بگذریم…

#علی_اسداللهی

شعر عاشقانه، احساسی زیبا و کوتاه

زندگی همینه دیگه،

همین قدر‌ ساده

وقتی کسی اومد که فکرش

حالت رو خوب کرد و حضورش

دنیات رو رنگین،

دیگه جایی نرو.

دنبال چیزی نگرد.

تهش همینجاست..

دوست داشتن آدمها …

بغل را دست کم نگیرید!

بغل، آن هم از نوع سفت و محکمش

روح و روان را تازه میکند.

این روزها، فقط به روبوسی اکتفا نکنید، همدیگر را به آغوش بکشید …

دوست داشتن را بهم سرایت دهید!

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.