شعر صبح بخیر احساسی و رسمی زیبا [ 30 اشعار صبحت بخیر عالی ]

در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه شعر صبح بخیر را برای شما دوستان قرار داده‌ایم. این اشعار زیبا را با شروع یک صبح زیبا می‌توانید به عزیزان خود ارسال کرده و در ادامه روز با حس خوبی به فعالیت‌های روزمره خود بپردازید.

شعر صبح بخیر احساسی و رسمی زیبا [ 30 اشعار صبحت بخیر عالی ]

اشعار زیبای صبح بخیر

به دور باغ دل، پرچین تان سبز

شکفتن‌های عطرآگین تان سبز

نسیم و سبزه و گل غرق آواز

هوای صبح فروردین تان سبز

من برگ گلم باغ شبستان من است

وآن‌ بلبل خوش‌ لهجه غزلخوان من‌ است

نوباوه شب که شبنمش می‌خوانند

هر صبح به نیم‌ بوسه مهمان من است

تو غافلگیر ای وای و کمی صبح

سری زیر و بفرمای و کمی صبح

حیاط و میهمان و عطر باران

چه حالی می‌دهد چای و کمی صبح

شعر صبح بخیر احساسی و رسمی زیبا [ 30 اشعار صبحت بخیر عالی ]

بی چتر ترین نوازش بارانی

بر این تن خسته عشق می‌پوشانی

من صبح به صبح از لبت می‌نوشم

تو سرگل چای سبز لاهیجانی

صبح است و صبا مشک فشان می‌گذرد

دریاب که از کوی فلان می‌گذرد

مطلب مشابه: متن روز و شب بخیر خاص؛ 60 جمله انرژی بخش وقت بخیر ساعات مختلف روز

شعر سلام صبح بخیر زیبا

زندگی شاید…

عبور گیج رهگذری باشد

که کلاه از سر بر می‌دارد

و به یک رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی می‌گوید:

صبح بخیر

شعر صبح بخیر احساسی و رسمی زیبا [ 30 اشعار صبحت بخیر عالی ]

یک کتاب شعر بارانی صمیمیت

یک لیوان پر تمرکز بعد از ظهر

یک مداد تراش دانایی خالص

یک گوشی تلفن آسمان آفتابی

یک فرهنگ جیبی انگلیسی به فارسی رهایی ارغوانی

اینها تنها مایملک من در این ثانیه‌اند

و شعر که تمام عشق است

حتی از تمام این چیزها به من نزدیک‌تر

شعری الوان

به گرمی سلام صبح

به تبلور صبح بخیر

فردا

با یک زلزله صبح می‌شود

آنگاه پیامبران

با شاخه‌ای از گل محمدی

به دنیا می‌گویند:

صبح بخیر!

عاقلانه کنار گذاشتمت

اما هر بار که

مژه‌ای می‌افتد

روی گونه‌ام

بی اختیار

تو را آرزو می‌کنم

مثل بعضی صبح‌ها

که یادم می‌رود نیستی

و بلند می‌گویم:

صبح بخیر

شعر صبح بخیر احساسی و رسمی زیبا [ 30 اشعار صبحت بخیر عالی ]

هر شب فکر می‌کنم چه کسی فردا صبح

با بوسه‌ای بر پیشانیت به تو «صبح بخیر» خواهد گفت

چه کسی دکمه‌های پیراهنت را خواهد بست

و چه کسی موهایت را که چون نور خورشید دلم

را گرم می‌کند شانه خواهد زد

و چه کسی آن دو چشم زیبا را خواهد بوسید

دلم خوش است به صدقه‌هایی که برای سلامتی‌ات می‌گذارم کنار

و گرنه دوری تو بزرگترین بلایی ست

که با هیچ صدقه‌ای دفع نمی‌شود

صبح بخیر

ای عشق گل چهره من

صبح بخیر

ای آنکه روشنی می‌بخشی

به زمین

با آفتابی تازه

صبح بخیر

ای تو که همواره

در انتظار دیدار خورشیدی

صبح بخیر

مطلب مشابه: متن صبح بخیر رسمی و اداری + جملات صبح بخیر دوستانه برای دوستان

می‌‌خواهم

هر صبح که پنجره

را باز می‌کنی

آن درخت روبرو من باشم

فصل تازه من باشم

آفتاب من باشم

استکان چای من باشم

و هر پرنده‌ای

که نان از انگشتان

تو می‌گیرد

و صبح بخیر می‌گوید

از من خبر بگیر

کاری ندارد

کافی‌ست صبح‌ها

دلت برایم تنگ شود

و بی اختیار

به نقطه‌ای خیره شوی

و به این فکر کنی

که چقدر بی‌خبری از من

اشعار زیبای صبح بخیر

من اگر معشوقه تو بودم

صبح‌ها

جای باد و باران را تغییر می‌دادم

فصل باران را می‌آوردم

بالای خانه‌مان

آن درخت کاج را بالا می‌رفتم

و روی بلندترین شاخه‌اش نامَت را روی ابر می‌نوشتم

و می‌سرودم‌ات

به من بگو

چقدر یک نفر می‌تواند

هرشب

به قلب خودش شلیک کند

و صبح دوباره

دوست داشتن‌ات را

از سر شروع کند؟

مطلب مشابه: متن صبح بخیر انگیزشی عاشقانه جدید [ 40 جمله ناب صبحت بخیر همسر و عشق ]

شعر سلام صبح بخیر زیبا

شعرهای صبح بخیر احساسی

هرقدر فردا به فراق تهدیدم کند

و آینده در کمینم بایستد

و وعیدم دهد

به زمستان اندوه‌های دیرگذر

هم‌چنان تو را دوست خواهم داشت

و هر روز صبح به تو می‌گویم

من از آن تواَم

طلوع صبح در چشم‌های تو دیدنی ست

وقتی خورشید ذره ذره در نگاهت آب می‌شود

و من در طلوع گل یاسی

از پشت انگشت‌های تو

بیدار خواهم شد

برای صبح شدن

نه به خورشید نیاز است

نه خنده‌های باد

چشم‌هایت را که باز کنی

موهایت که پریشان بشود،

زندگی

عاشقانه طلوع خواهد کرد

اگر می‌دانستم که صبح من

از نگاه تو شروع می‌شود

می گفتم زودتر بیا

کمی زودتر طلوع کن

اگر فقط چند لحظه زودتر نگاهم می‌کردی

جهانم شب نمی‌شد

شعرهای صبح بخیر احساسی

می خواهم

تمام شهر را باخبر کنم

که بدانند

صبح بخیرهایت

با من چه می‌کند

عجب آشوبی می‌شود دلم

صبح بخیر عزیزم

چرا من هر صبح خودم را

در آینه تو سبز می‌بینم

و تو خودت را در آینه من آبی

بیا برویم باورمان را قدم بزنیم

تا شانه‌های خیابان خیال کنند

جنگل و دریا به هم رسیده‌اند

شعر سلام صبح بخیر زیبا

به کسی که عاشق توست

بگو

هر روز

با زیباترین تعابیر جهان

بیدارت کند،

من اینجا هر شب

تو را

با زیباترین تعابیر جهان

به خواب می‌سپارم

کامران رسول زاده

عکس نوشت های صبح بخیر

صبح بخیرِ بنفش تو

از آن سوی گوشی تلفن

جنگلی را در من رویاند

نزار قبانی

می خواهم

تمام شهر را باخبر کنم

که بدانند

صبح بخیرهایت

با من چه می‌کند

عجب آشوبی می‌شود دلم

لیلا صابری منش

مطلب مشابه: 30 متن صبح بخیر برادر پر انرژی احساسی با عکس و جملات زیبا

مطلب مشابه: صبح بخیر خواهر عزیز { 100 متن و جمله با انرژی خواهرم صبحت بخیر }

عکس نوشت های صبح بخیر

صبح بخیر گفتن‌ات

مثل خاک

نم خورده

شوق

نفس کشیدن

می دهد

علی سلطانی

کی می‌رسد

آن صُبح

که من صدایت بزنم

تو بگویی جانا

خدا را چه دیدی

شاید هم روزی

خیال‌بافی‌های

دل عاشق پیشه‌ام

به حقیقت بپیوندد

و من صبح را در

آغوش گرم تو

آغاز کنم

چه صبح قشنگی می‌شود، اگر

یک روز به جای حسرتت

تو را داشته باشم

دوباره صبح

هیچ چیزی تغییری نکرده

انگار

تنها

دوست داشتنت

بزرگ تر شده

اشعار زیبا برای شروع یک صبح زیبا

صبح

طلوع آفتاب است

در نگاه تو

و من

بزرگترین مزرعه آفتاب گردان

صبحت بخیر خورشید!

وقتی که می‌دمیدی

ماهِ مرا ندیدی؟

شادی‌اش طلوع همه آفتاب‌هاست

و صبحانه

و نان گرم

و پنجره ای که صبحگاهان

به هوای پاک گشوده می‌شود

و طراوت شمعدانی‌ها

در پاشویه حوض

مطلب مشابه: عکس نوشته سلام صبح بخیر با متن کوتاه و شعر صبح بخیر زیبا

بگذار ردیف کنم

خواستنت را

قافیه صبحگاهی دستانت

عجیب به صبح‌هایم می‌آید

چای سر صبح را

باید با نگاه تو طعم دار کرد

چه چیزی تلخ تر از قند

در حضور چشم‌های تو

سحرخیز تر از من

عشق تو است

که هر صبح

زودتر از من بیدار می‌شود

و تا آخر شب

چشم روی هم نمی‌گذارد

صبح هم

خواب می‌ماند

وقتی که من

برای دوست داشتن تو

سحرخیز می‌شوم

صبح

یعنی بوی گل مریم

که سراسر شب را پر کرده بود

و حالا با نوازش حس بویایی‌ات

بیدارت می‌کند

من دیگر مجبور نیستم

تا صبح

ستاره‌های دوردست را

یکی یکی بشمارم

دیروز از صبح چشم انتظار تو بودم

می‌گفتند: نمی‌آید

چنین می‌پنداشتند

صبح است و صبا مشک فشان می‌گذرد

دریاب که از کوی فلان می‌گذرد

برخیز چه خسبی که جهان می‌گذرد

بویی بستان که کاروان می‌گذرد

مولانا

اشعار زیبا برای شروع یک صبح زیبا

صبح شد، آی نمی‌باید خفت

چشم بگشای که خورشید شکفت

باز کن پنجره را با دم صبح

باید از خانه دل، گَرد پریشانی رُفت

سلمان هراتی

چه بگویم سحرت خیر؟ تو خودت صبح جهانی

من شیدا چه بگویم؟ که تو، هم این و هم آنی

بشنو «صبح بخیر» از من درویش و برو

که اگر هم تو بمانی غم ما را نتوانی

محمد صفوی

سحر با من درآمیزد كه برخیز

نسیم گل به سر ریزد كه برخیز

زرافشان، دختر زیبای خورشید

سرودی خوش برانگیزد كه برخیز

فریدون مشیری

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.