شعر قشنگ کوتاه (مجموعه زیباترین اشعار تک بیتی، دو بیتی و کوتاه)

در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه قصد داریم چندین شعر قشنگ کوتاه را برای شما دوستان قرار دهیم. این اشعار کوتاه در موضوعات مختلف بسیار زیبا هستند و شما می‌توانید از آن‌ها برای کپشن و استوری استفاده کنید. با ما همراه شوید.

شعر قشنگ کوتاه (مجموعه زیباترین اشعار تک بیتی، دو بیتی و کوتاه)

چندین شعر قشنگ کوتاه

من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی

ولی در اوج ذلت هم پی شبنم نمیگردم

سرگذشت غم هجران تو با شمع گفتم

آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد

عشق رازی است که تنها با خدا باید گفت

چه سخن ها که خدا با من تنها دارد…

چندین شعر قشنگ کوتاه

شعر زیبای عاشقانه

گفته بودم چو بیایی غم دل باتو بگویم

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی…

سهم ما از خاک وقتی مستطیلی بیش نیست

جای ما اینجاست یا آنجا چه فرقی می‌کند؟…

صد سال به ره مسجد و میخانه بگیری

عمرت به هدر رفت اگر دست نگیری…

عزت ز قناعت است و خواری ز طمع

با عزت خود بساز و خواری مطلب

در سکوت دادگاه سرنوشت

عشق بر ما حکم سنگینی نوشت

گفته شد دلداده ها از هم جدا

وای بر این حکم و این قانون زشت

چال می افتد کنار گونه ات وقتی تبسم میکنی

نامسلمان شهر را این چاله کافر کرده است

ز هوشیاران عالم هر ک را دیدم غمی دارد

دلا دیوانه شو، دیوانگی هم عالمی دارد :))

عارفی بر سر یک پیچش مو کافر شد

من رند و سه وجب موی پر از فر چه شود؟…

گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم

که دگر با تو ازین گونه گناهان نکنم

بوسه دادی و چو برخاست لبت از لب من

توبه کردم که دگر توبه ی بیجا نکنم

مطلب مشابه: اشعار غمگین عاشقانه + چند شعر زیبای سوزناک احساسی سرشار از غم

چندین شعر قشنگ کوتاه

اشعار قشنگ احساسی

چال می افتد کنار گونه ات وقتی تبسم میکنی

نامسلمان شهر را این چاله کافر کرده است!

تلخ کنی دهان من قند به این و آن دهی

نم ندهی به کشت من آب به این و آن دهی؟

اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم

اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم…

ابربارنده‌ به‌ دریا می‌گفت:

گر‌ نبارم‌ تو‌کجا دریایی؟

دردلش‌ خنده‌کنان‌ دریا‌ گفت:

ابربارنده! توهم‌از‌مایی…

گر به دولت برسی مست نگردی مردی

گر به ذلت برسی پست نگردی مردی

اهل عالم همه بازیچه ی دست هوش اند

گر تو بازیچه ی این دست نگردی مردی…

ای عشق پس از تو نام من آجر نیست

بی تو دلم از دریغ و حسرت پر نیست

تو قسمت من نه مال مردم بودی

قربان دلم که مال مردم خور نیست…

با خیال تو به سر بردن اگر هست گناه

باخبر باش که من غرق گناهم همه عمر 🙂

در گلستـان ادب آمـوزگارم مادر است

بعدرب العالمین پروردگارم مادر است

مـن که شـاگـرد دبیرستان عشـق مادرم

اولین معشوق من در روزگار مادر است…

مطلب مشابه: اشعار زندگی زیباست؛ گزیده شعر زیبا درباره زیبایی های زندگی

چندین شعر قشنگ کوتاه

… من زیستنم قصه ی مردم شده است

یک تو وسط زندگی ام گم شده است…

امشب صدای تیشه از بیستون نیامد

شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد…

نی بزن چوپان که امشب بی قرارم نی بزن…

خسته جان از بازی این روزگارم نی بزن

گرچه آوای نی ات غم را مضاعف می کند

نی بزن امشب خیال گریه دارم نی بزن

چال می افتد کنار گونه ات وقتی تبسم میکنی

نامسلمان، شهر را این چاله کافر کرده است…!

چه گویم؟اگر گویم زبان سوزم

اگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزم…

زور شراب گر به غم عشق میرسید

ما را چنین خراب نمی‌دید هیچکس…

لحن گیرای صدایت زود عاشق می‌کند….

جان من تا می‌شود با هیچکس صحبت نکن!…

ما مستِ محبتیم و تو مستِ غرور

فرق است ز مستیِ تو تا مستیِ ما

گیرم که ز دشمن

گله آری بر دوست

چون دوست جفا کند

 چه تدبیر کنی؟

مطلب مشابه: شعر زیبا و مفهومی؛ اشعار کوتاه مفهومی سنگین زیبا

چندین شعر قشنگ کوتاه

گلچین شعر قشنگ سنگین

یکی از عقل می‌لافد ، یکی طامات می‌بافد

 بیا کاین داوری‌ها را به پیشِ داور اندازیم…

امشب صدای تیشه از بیستون نیامد

شاید به زیر آوار فرهاد رفته باشد…

زیر لب، وقت نوشتن همه کس نقطه نهد

این عجب! نقطه خال تو به بالای لب است

یا رب! این نقط‌ی لب را که به بالا بنهاد؟

نقطه هر جا غلط افتاد، مکیدن ادب است…

دل به دریا زده ای

پهنه سراب است

نرو

برف و کولاک زده

راه خراب است

نرو

کوری یعقوب یا رسوایی بانوی مصر؟

اولی عشق است اما دومی تاوان عشق…

گر توانی که بجویی دلم امروز بجوی

ور نه بسیار بجویی و نیابی بازم…

چال می افتد کنار گونه ات وقتی تبسم میکنی

نامسلمان شهر را این چاله کافر کرده است…

غیر از لب افسوس گزیدن چه علاج است؟

آن را که لب یار گزیدن نگذارند

بوسیدن کنج لب ساقی چه خیال است

آن را که لب جام مکیدن نگذارند…

رنج فراق است و امید وصال نیست…

این هست و نیست کاش که زیر و زبر شود

دوستت می دارم و بیهوده پنهان می کنم

خلق می دانند و من انکار ايشان می کنم

عشق بی هنگام من تا از گریبان سر کشید

از غم رسوا شدن سر در گريبان میکنم

مطلب مشابه: شعر زیبا کوتاه پر معنی؛ قشنگ ترین اشعار از شاعران ایرانی

چندین شعر قشنگ کوتاه

شعر قشنگ دو بیتی

موسیقی دردیم و سزاوار سکوتیم

با این همه فریاد، گرفتار سکوتیم

ِگوش شنوا نیست در این دار مکافات

محکوم به زندانِ دل‌آزار سکوتیم…

از درد عشق گفتم و نشنید هیچ‌کس

حتی اگر شنید نفهمید هیچ‌کس

زور شراب گر به غم عشق می‌رسید

ما را چنین خراب نمی‌دید هیچ‌کس

آدم حریص منع‌شدن‌هاست، گر نبود

آن میوه را ز شاخه نمی‌چید هیچ‌کس

شرمنده‌ی محبتت ای غم که در فراق

حال مرا به جز تو نپرسید هیچ‌کس

فاضل ز خیر نام گذشته‌ست دوستان

روی مزار او بنویسید هیچ‌کس….

بغض گلدان لب پنجره را چلچله ها می فهمند…

حال بی حوصله ها را خود بی حوصله ها می‌فهمند…

بگذار دلتنگت شوم گاه به گاهی

          بگذار از یادت بسازم تکیه گاهی

بگذار خوابت را ببینم گه گداری

           یا لااقل عکست بماند یادگاری

بگذار با رویای تو بیدار باشم

         بگذار از احساس تو سرشار باشم

بگذار هر جا عطر یادت هست باشم

          بگذار از عطر خیالت مست باشم

بگذار در راه عبورت خاک باشم

       بگذار از عشق تو، سینه چاک باشم

بگذار باشم تا ابد چشم انتظارت

           تا می تپد قلبم ، بمانم بی قرارت…

تو در جان منے من غم ندارم

تو ایمان منے من ڪم ندارم

اگردرمان تویے دردم فزون باد

وگر معشوقه اے سهمم جنون باد

دمی با همدمی خرم زِ جانم بر نمی‌آید…

دمم با جان برآید چون که یک همدم نمی‌بینم

مطلب مشابه: شعر زیبا برای حال خوب | اشعار حال خوب زندگی و مجموعه شعر عاشانه حال خوب کن

چندین شعر قشنگ کوتاه

به چنگ آورده‌ام گیسوی معشوقی خیالی را

خدا از ما نگیرد، نعمت آشفته‌حالی را…

وای، باران؛

باران؛

شیشه پنجره را باران شست .

از دل من اما،

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

آسمان سربی رنگ،

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.

می پرد مرغ نگاهم تا دور،

وای، باران،

باران،

پر مرغان نگاهم را شست…

پشت روز روشنم، شام سیاهی دیگر است

آنچه آن را کوه خواندم، پرتگاهی دیگر است

شاید از اول نباید عاشق هم می‌شدیم

این درست؛ اما جدایی اشتباهی دیگر است

در شب تلخ جدایی، عشق را نفرین مکن

این قضاوت، انتقام از بی‌گناهی دیگر است

روزگاری دل سپردن‌ها دلیل عشق بود

اینک اما دل بریدن‌ها گواهی دیگر است

دردِدل کردن برای چشم ظاهربین خطاست

آنچه با آئینه خواهم گفت آهی دیگر است

خلقی از چشم و لب و زلف به راهی رفتند

من کمربسته عشقم، ز میان خواهم رفت…

برگ از پی برگ بر زمین ریخته است

ای باد چه در گوش طبیعت گفتی؟

درد دارد که کسی باعث دردت باشد

که تو از درد دلت با دل  او حرف زدی…

من از خاری که در بالای دیوار است دانستم

که ناکس کس نمی‌گردد بدین بالا نشستن ها

دل مرنجان که به هر دل به خدا راهی است

غمی افتاده بر جانم که درمانش نمیدانم

دلم را برده یاری که وصالم را نمی‌خواهد…

مطلب مشابه: شعر زیبا + مجموعه زیباترین اشعار با موضوعات مختلف و جذاب از شاعران قدیمی و معاصر

چندین شعر قشنگ کوتاه

زیباترین اشعار تک بیتی

اگر گویم زبان سوزم اگر پنهان کنم

ترسم که مغز استخوان سوزم…

بی تو نه امور این جهان لنگ شده

نه بین زمین و آسمان جنگ شده

نه کوه شده آب و نه دریا شده خشک

اما دل من برای تو تنگ شده…

عجب آشفته بازاریست دنیا

عجب بیهوده تکراریست دنیا

میان آنچه باید باشد و نیست

عجب فرسوده دیواریست دنیا…

سال ها پرسیدم از خود کیستم؟

آتشم؟شوقم؟شرارم؟چیستم‌؟

دیدمش امروز و دانستم کنون

او به جز من من به جز او نیستم…

چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگری است

جای گلایه نیست که این رسم دلبری است…

هرکس گذشت از نظرت در دلت نشست

تنها گناه آینه ها زود باوری است

ساحل جواب سرزنش موج را نداد…

گاهی فقط سکوت پاسخ سبک سری است…

خواهم که تو را در بر بنشانم و بنشینم

تا آتش جانم را بنشانی و بنشینی

ای شاهد افلاکی، در مستی و در پاکی

 من چشم تورا مانم تو اشک مرا مانی

جان من بازآ به جای خود که جانان پیش ماسـت

مدعـی آرایش تن می‌کنــد، جــان پیش ماسـت

بــا چــراغ علـم راه بت‌پرسـتـــان می‌رونـــد

کعبــه چشـم‌انداز ما و راه ایمــان پیش ماسـت

آفتاب حکمت از مشــرق به مغــرب می‌رود

چشمـه زاینـده اشــراق و عرفـان پیش ماسـت

ساقیا امشب صدایم با صدایت ساز نیست

یا که من بسیار مستم یا که سازت ساز نیست…

ساقیا امشب مخالف می نوازد تار تو

یا که من مست و خرابم یا که تارت تار نیست….

مطلب مشابه: شعر احساسی + زیباترین اشعار عاشقانه ❤️ از شاعران معاصر ایران

چندین شعر قشنگ کوتاه

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت

درِ این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت

خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد

تنه‌ای بر در این خانه‌ی تنها زد و رفت

مرغ دریا خبر از یک شب طوفانی داشت

گشت و فریاد کشان بال به دریا زد و رفت

آتش عشق تو در جان خوشتر است

جان ز عشقت آتش‌افشان خوشتر است

گرچه او هرگز نمی گیرد ز حال ما خبر

درد او هر شب خبر گیرد ز سر تا پای ما…

گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود

گاهی گمان نمی‌شود که نمی‌شود که نمی شود

گاه سرباز شجاعی

گاه شاهی نا امید

زندگی چیزی به جز

تکرار یک شطرنج نیست….

گفتا که میبوسم تو را

گفتم تمنا میکنم

گفتا اگر بیند کسی

گفتم که حاشا می کنم…

چه شد در من؟

نمیدانم

فقط دیدم پریشانم

فقط یک لحظه فهمیدم

که خیلی دوستت دارم…

مثل شعری قابل تحسین که بی تشویق نیست

هیچ خطی مثله ابروی تو نستعلیق نیست…

يكی ديوانه‌ای آتش بر افروخت

در آن ھنگامه جان خويش را سوخت

ھمه خاكسترش را باد میبرد

وجودش را جھان از ياد میبرد

تو ھمچون آتشی ای عشق جانسوز

من آن ديوانه مرد آتش افروز

من آن ديوانه آتش پرستم

در اين آتش خوشم تا زنده ھستم.

چندین شعر قشنگ کوتاه

پیش تو بسی از همه‌کس خوارترم من

زان روی که از جمله گرفتارترم من

روزی که نماند دگری بر سرِ کویت

دانی که ز اغیار وفادارترم من…

سعدی چو جورش می‌بری نزدیک او دیگر مرو

ای بی‌بصر من می‌روم؟ او می‌کشد قلاب را…

شاخه‌ای خشکید و از چنگ شکوفایی گریخت

خوش‌به‌حال هرکه از غم‌های دنیایی گریخت

همنشینی با کسی دلتنگی‌ام را کم نکرد

کاش می‌شد لحظه‌ای از دست تنهایی گریخت

بی‌وفایی شد جواب مهربانی، حیف شد

خواستی از پای آهو بند بگشایی گریخت

هرکه حسنی داشت راهش را زلیخایی گرفت

ماهرویی کو که از تاوان زیبایی گریخت

رود روزی از خودش پرسید هجرت تا کجا؟

بعد شد مرداب و از بیهوده‌پیمایی گریخت

با طناب مرگ بیرون آمد از گودال عمر

ماهی دلمرده از تنگ تماشایی گریخت

مطالب مشابه را ببینید!

شعر در مورد مرگ از مولانا ( اشعار با موضوع مرگ از شاعر بزرگ مولانا ) اشعار غمگین هوشنگ ابتهاج؛ مجموعه 20 شعر احساسی غم انگیز سایه شعر در مورد فلسفه زندگی { 50 اشعار فلسفی سنگین و با مفهوم زیبا } گلچین اشعار سعدی از کتاب گلستان باب دوم در اخلاق درویشان اشعار زیبای تبریک عید قربان و مجموعه شعر عاشقانه و عارفانه دو بیتی و کوتاه اشعار عاشقانه بیدل دهلوی { 30 شعر دو بیتی و بلند عاشقانه زیبا } شعر دلبری برای همسر و معشوق خود (اشعار دلبرانه رمانتیک خاص) اشعار عاشقانه جامی شاعر بزرگ (20 شعر بلند احساسی ناب از جامی) شعر نو غمگین و سوزناک [ 30 اشعار نو غم انگیز کوتاه و بلند ] غزلیات شیخ بهایی ادیب و شاعر معروف (20 غزل عاشقانه احساسی)