معنی ضرب المثل هر شب پلو، هر روز پلو، هر شب مرغ، هر روز مرغ، آخرش صد تومن به همراه تفسیر

بخش از سایت «روزانه» – با هدف ارائهٔ مفاهیم عمیق امثال و حکم فارسی همراه با شرح روان، داستان و تفسیر اخلاقی. ضربالمثل «هر شب پلو، هر روز پلو، هر شب مرغ، هر روز مرغ، آخرش صد تومن» یکی از امثال کنایی و طنزآمیز زبان فارسی است که به ناسپاسی در برابر لطف و محبت و توقع بیجای مهمان اشاره دارد. این مثل زمانی به کار میرود که کسی مدتها از پذیرایی و محبت دیگری بهرهمند شده، اما در پایان، به جای قدردانی، از بخشش نهایی ناراضی و طلبکار میشود. در این بخش، ضمن ارائهٔ معنی لغوی، ریشهٔ تاریخی و داستان این ضربالمثل، به بررسی کاربردهای امروزین و پیام اخلاقی آن میپردازیم. باشد که این نوشتهها، چراغی برای مسیرِ «قدردانی و سپاسگزاری» باشند.
فهرست موضوعات این مطلب
معنای لغوی
«هر شب» یعنی همهٔ شبها و هر شبانهروز.
«پلو» یعنی غذایی که با برنج تهیه میشود.
«هر روز» یعنی همهٔ روزها.
«مرغ» یعنی پرندهای که گوشت آن خوراکی است.
«آخرش» یعنی در پایان و در نهایت.
«صد تومن» یعنی صد تومان، که در گذشته مبلغی قابلتوجه بود.
معنای تحتاللفظی این جمله این است که «هر شب پلو و هر روز پلو، هر شب مرغ و هر روز مرغ، و در نهایت فقط صد تومان؟»
اما در اصطلاح عامیانه، این جمله به صورت کنایی و طعنهآمیز به کار میرود.
معنای کنایی و ضربالمثلی
این عبارت در مواردی به کار میرود که به شخصی لطفی میکنند،
ولی وی از روی نادانی یا گستاخی، باز هم طلبکار و ناراضی است و بیشتر میطلبد.
به شوخی یا جدی، اینگونه میگویند.
در واقع، این جمله یعنی:
«این همه لطف و محبت کردم، و تو باز هم ناراضی هستی؟»
«این همه غذا و پذیرایی، و تو باز هم طلبکار هستی؟»
«ناسپاسی نکن. قدر این همه لطف را بدان.»
معنی ضرب المثل زندگی سگی + داستان و ریشه تاریخی
ریشه و داستان
داستان از این قرار است:
روزی شخصی به منزل ثروتمندی میرود و مدتی در آنجا مهمان میشود.
صاحبخانه از روی احترام، با مرغ و پلو و غذاهای رنگارنگ از وی پذیرایی میکند.
هنگام عزیمت وی به دیار خود،
صاحبخانه چون خبر داشت که وی بضاعت اندکی دارد،
مبلغ صد تومان هم به عنوان هدیه و سوغات به وی میدهد تا برای خانواده ببرد.
میهمان ناراحت شده و میگوید:
«هر شب پلو، هر روز پلو، هر شب مرغ، هر روز مرغ، آخرش صد تومن؟؟؟!!!»
روایت دیگر
میگویند روزی ابن مقله، وزیر، پولی را از نصر بن منصور، عامل بصره، مطالبه کرد
که میبایست پرداخت میکرد.
و به وی گفت: «همین جا باش تا زر را بدهی.»
چون آن روز اول رمضان بود،
هر شب ابن مقله، برای افطار، نصر را به سرای خود دعوت میکرد.
پس از اتمام یک ماه، پیغام داد و پول را خواست.
نصر گفت: «من پول را به وزیر پس دادهام.»
ابن مقله وی را خواست و گفت: «مال را به که دادی؟»
وی گفت: «مال را ندادم. ولی یک ماه تمام مهمان تو بودم و نان تو را به رایگان خوردم.
الان سزاست که از من مال بخواهی؟»
وزیر خندید و مال را به وی بخشید.
تفسیر و تحلیل

این عبارت از چند منظر قابل بررسی است:
از منظر اخلاقی:
این مثل به ما میآموزد که قدر لطف و محبت دیگران را بدانیم.
و ناسپاسی نکنیم.
از منظر روانشناسی:
این مثل به «ناسپاسی» و «طلبکاری بیجا» اشاره دارد.
کسانی که همیشه ناراضی هستند،
در نهایت، لطف دیگران را نیز از دست میدهند.
از منظر اجتماعی:
این مثل، نقدی است به کسانی که با گستاخی و نادانی،
از دیگران توقع بیش از حد دارند.
از منظر طنز:
این مثل، جنبهٔ طنزآمیز نیز دارد.
زیرا میهمان، با وجود پذیرایی مفصل،
باز هم از هدیهٔ صد تومانی ناراضی است.
و این، نوعی نقد هوشمندانه و کنایهآمیز است.
معنی ضرب المثل یک بام و دو هوا به همراه معنی لغوی و تفسیر
کاربردهای امروزی
امروزه این عبارت در موقعیتهای مختلفی به کار میرود:
وقتی کسی از لطف و محبت دیگران ناراضی است.
وقتی کسی با وجود دریافت کمک، باز هم طلبکار است.
وقتی در خانواده، یکی از اعضا از هدیه یا کمک دیگران ناراضی است.
وقتی در محیط کار، کارمندی با وجود دریافت پاداش، باز هم ناراضی است.
وقتی در روابط اجتماعی، کسی از کمک دیگران قدردانی نمیکند.
حکایت امروزی: آن مهمان و هدیهٔ صد تومانی
در یکی از شهرهای کوچک، مردی ثروتمند زندگی میکرد.
او مهمانی را از شهر دیگری پذیرفت.
و مدت یک ماه، با مرغ و پلو و غذاهای رنگارنگ از او پذیرایی کرد.
هنگام بازگشت مهمان،
صاحبخانه مبلغ صد تومان به او داد و گفت:
«این هم هدیهای برای خانوادهات.»
مهمان ناراحت شد و گفت:
«هر شب پلو، هر روز پلو، هر شب مرغ، هر روز مرغ، آخرش صد تومن؟؟؟!!!»
صاحبخانه با تعجب گفت:
«من یک ماه تمام، با بهترین غذاها از تو پذیرایی کردم.
و حالا هم صد تومان هدیه میدهم.
تو باز هم ناراضی هستی؟»
مهمان شرمنده شد و از صاحبخانه عذرخواهی کرد.
و از آن روز به بعد، یاد گرفت که قدر لطف دیگران را بداند.
معنی ضرب المثل پایت را به اندازه گلیمت دراز کن به همراه ریشه داستان و معنای لغوی
انشا: هر شب پلو، هر روز پلو، هر شب مرغ، هر روز مرغ، آخرش صد تومن؟؟؟!!!
مقدمه
ضربالمثلها و اصطلاحات عامیانهٔ فارسی، گنجینهای از حکمت و تجربههای بشری هستند.
هر یک از آنها، داستانی پنهان دارند
که در لابهلای کلمات، حقیقتی بزرگ را آشکار میسازند.
یکی از این اصطلاحات جذاب و طعنهآمیز،
جملهٔ «هر شب پلو، هر روز پلو، هر شب مرغ، هر روز مرغ، آخرش صد تومن؟» است.
این عبارت کوتاه، روایتگر داستان کسانی است
که از لطف و محبت دیگران ناراضی هستند.
و باز هم طلبکار و ناسپاساند.
بدنه
داستان از جایی آغاز میشود که شخصی به منزل ثروتمندی میرود
و مدتی در آنجا مهمان میشود.
صاحبخانه از روی احترام، با مرغ و پلو و غذاهای رنگارنگ از وی پذیرایی میکند.
هنگام عزیمت، صاحبخانه مبلغ صد تومان هم به عنوان هدیه به وی میدهد.
اما میهمان ناراحت شده و میگوید:
«هر شب پلو، هر روز پلو، هر شب مرغ، هر روز مرغ، آخرش صد تومن؟»
این داستان ساده، حکایت بسیاری از رفتارهای روزمرهٔ ماست.
کسانی که از لطف و محبت دیگران ناراضی هستند.
کسانی که با وجود دریافت کمک، باز هم طلبکارند.
کسانی که قدر نعمتهای دیگران را نمیدانند.
این ضربالمثل به ما میآموزد که:
قدر لطف و محبت دیگران را بدانیم.
و ناسپاسی نکنیم.
چرا که ناسپاسی، در نهایت،
جز از دست دادن لطف دیگران، نتیجهای ندارد.
نتیجهگیری
این ضربالمثل پندی است دربارهٔ قدردانی و پرهیز از ناسپاسی.
این مثل به ما میگوید که:
اگر کسی به تو لطفی کرد،
قدر آن را بدان.
و به جای طلبکاری و ناراضی بودن،
از او تشکر کن.
چرا که ناسپاسی،
هم خودت را رسوا میکند
و هم دیگران را از تو متنفر میسازد.
پس بهتر است با قدردانی و سپاسگزاری زندگی کنیم.
و به جای «آخرش صد تومن؟»،
بگوییم «دستت درد نکند.»
سخن آخر با بیتی زیبا
کسی که نعمت دیگران را ندید
به جز ناسپاسی، ثمری نچید
قدردان باش و شکرگزار
که ناسپاسی، آرد شرمسار
معنی ضرب المثل مفرداتش خوب است اما مرده شوی ترکیبش را ببرد + کاربرد و ریشه










