انشا در مورد تنهایی + 4 انشا زیبای ادبی کوتاه و بلند با موضوع تنهایی و دلتنگی

انشا در مورد تنهایی

انشا با موضوع تنهایی و دلتنگی

در این قسمت انشا در مورد تنهایی و دلتنگی را قرار داده ایم. در ادامه این مطلب روزانه 4 انشای زیبای ادبی کوتاه و بلند با موضوع تنهایی و دلتنگی را آماده کرده ایم و امیدواریم که مورد توجه شما قرار بگیرد.

انشای زیبای ادبی با موضوع دلتنگی و تنهایی

دلتنگی یک حس درونی است که وقتی به سراغت می آید چنان چنگ به جانت می اندازد که گویی می خواهد در لحظه جان شیرینت را بگیرد، این احساس نفست را بند می آورد و قلب و روحت را مچاله می کند .

و تو آن قدر در مقابل این احساس عجز و ناتوانی می کنی که برای رفع آن دست به هر کاری میزنی ،دست به دامن هر کسی می شوی اما اگر آن کس که باید، نباشد فقط حالت را بدتر می کند و تنها، کسی که دلتنگ اش هستی می تواند این حس مبهم و آزار دهنده را از تو دور کند و آرامش را به قلب و روحت برگرداند.

وقتی دلتنگ کسی هستی با هر تلنگری می شکنی و با هر بهانه ای هر چند کوچک و ناچیز اشک های گرم به روی گونه ات می غلتند تا شاید مرهمی باشند بر دل تنگ و پر بغض ات و بلکه بتوانند اندکی از غصه ات کم کنند.

دلتنگ که می شوی خاطره ها در ذهنت می چرخند، دائم دوست داری چشمانت را ببندی و خودت را به هجوم یاد ها بسپاری و سفری خیالی را شروع کنی، سفری که دوست نداری تمام شود حتی در خیال … خاطرات بد و خوبی که فقط دل تنگی ات را بیش تر می کند مرور می کنی و کاری جز آه از تو بر نمی آید.

دلتنگ که می شوی احساس می کنی تمام غم و غصه ی دنیا مال توست، غم در وجودت ریشه می کند، در کلامت، در چشمانت و حتی در خنده هایت… مانند جنگل خزان زده می شوی، دل و روحت در مشت باد سرکش اسیر می شود و به هر سو که بخواهد تو را می کشاند.

یادت باشد هر وقت دل تنگ شدی نگاهت رو به آسمان باشد و هر چه که آرزوی آن را داری تنها از خدا بخواه که همیشه و همه جا پناه توست و تکیه گاه امن و محکم همیشگی دل تنگی هایت.

***

انشا با موضوع تنهایی

تنهایی یعنی کسی را نداشته باشی که به او تکیه کنی، تنهایی یعنی بار مشکلات فقط روی دوش خودت باشد و همراهی نداشته باشی و گاهی هم تنهایی یعنی کسی نباشد که تو را درک کند و با این که از زبان مشترکی استفاده می کنی کسی حرف هایت را نفهمد.

بعضی از آدم ها تنهایی را دوست دارند اما به نظرم این دوست داشتن برای تمام لحظه ها نیست و حتی آن ها هم دوست دارند که لحظاتی را با دیگران باشند و تنها عده ی معدود و انگشت شماری هستند که واقعا برای تمام لحظات عمر دوست دارند که دور از همه باشند و به تنهایی زندگی کنند این افراد از تنهایی بیش از هر چیز دیگری لذت می برند.

انسان همواره به دنبال یافتن کسانی ست که بتواند با آن هم کلام شده و با طرف مقابل درک مشترکی از مسائل داشته باشند و با یافتن چنین دوستی حس دلنشینی در فکر و قلب دو طرف شکل می گیرد و زندگی به نظر راحت تر از قبل می گذرد.

گاهی نیز انسان به خاطر شرایط زندگی اش تنها می شود و این تنهایی اگر چه ممکن است آزار دهنده باشد اما بایستی با آن کنار آمد و راه درستی را برای زندگی انتخاب کرد زیرا فکر و اندیشه ی انسان از چنان قدرتی برخوردار است که خود هم نمی تواند تصور روشنی از آن داشته باشد و تنها در شرایط سخت و تنهایی ست که می توان به آن پی برد و موفقیت هایی را به دست آورد که بودن دیگران شاید تنها مانعی برای آن ها بود.

باید بتوانیم تنهایی و فرصت هایی که دور از دیگران هستیم را با توجه به شخصیت خودمان کنترل کنیم تا آسیب و ضرری از این موضوع نبینیم، باید زمان هایی که نیاز به تنها بودن داریم را تنها به خود اختصاص دهیم و زمانی که حس کردیم نیاز به دوست و یک هم کلام داریم که بتوانیم با او صحبت کنیم شخص مورد اطمینانی را پیدا کرده و حرف های مان را با او در میان بگذاریم.

***

انشا در مورد تنهایی

انشا تنهایی

هر کسی در مورد تنهایی  نظری دارد. اما اگر قرار باشد هر نظر و رفتاری درست باشد که به قول آقا بزرگم ، سنگ روی سنگ بند نمی شود. اما تنهایی ، آن هم تنهایی آدم ها موضوعی است که به راحتی نمی شود از کنارش گذشت. بالاخره چیزی که وجود دارد را نمی شود نادیده گرفت.

بعضی ها می گویند : تنهایی ای که خودت برای خودت ساختی از بی عقلی است . بعضی هم می گویند از خود خواهی. حالا عده ای هم هستند که دیگران را مقصر می دانند و می گویند : باعثِ تنهایی ما آدم های هستند که به ما اهمیت نمی دهند.

راستش نمی خواهم با عجله قضاوت کنم . چون می دانم  تا وارد ماجرا نشوی نمی دانی حق با چه کسی است . اما این را می دانم آدمِ تنها مثل بال پروانه تُرد و شکننده است . فرقی هم نمی کند این پیله ی تنهایی را خودش درست کرده یا دیگران . تنها که باشی ، همه چیز مثل سایه است. یک سایه ی قوز کرده ، درست شبیه فیلم هایی که آدم های منزوی و تنها را نشان می دهد. آدمِ تنها چقدر می تواند با خودش حرف بزند؟. تا کی می تواند مقاومت کند؟. نمی خواهم به کسی توهین کنم ، اما هیچ آدمی را نمی شناسم که مخِ سالمی داشته باشد و از تنهایی لذت ببرد.

به نظرم اگر تنهایی ات تحمیلی نباشد و مجبور نشده باشی انتخاب کنی ، باید خودت را به دکتر نشان بدهی. آدم ها وقتی می توانند اسم خودشان را آدم بگذارند که از خصلت هایی که در وجودشان هست به خوبی استفاده  بکنند. من پزشک نیستم که بخواهم آمار بدهم. اما بیشتر بیماران قلبی، همان هایی هستند که تنها هستند. یا تنهایی را انتخاب کرده اند. آقا بزرگم وقتی همه دور هم جمع می شویم و گل می گویم و گل می شنویم، می گوید : خداوند از اول می دانسته ، که گفته : دست خداوند با جماعت است.

***

انشا با موضوع تنها شدن و رهایی از تنهایی

مقدمه:
موضوع امروز انشاء ما در مورد تنهایی است امروز می خواهم برای شما در مورد تنهایی انشاء بگویم  تنهایی از دید بعضی ها بزرگترین شکنجه و از دید بعضی ها بسیار خوب است و ب نفعشان است اما از دید من نوع اول صحیح است چون تنهایی می تواند تاثیرات بسیار منفی بر روی روحیه آدم ها بگذارد.

تنه انشاء:
تنهایی و فکر و خیال می تواند یک انسان را از پای دراورد و برای همیشه اورا افسرده و غمگین نگه دارد شما به هنگامی که می توانید با یکی درد دل کنید پس به چه دلیل می خواهید تنهایی را انتخاب کنید که به خود آسیب بزنید بعضی موقع ها تنهایی یک حسن محسوب می شود برای اینکه به خود این فرصت را بدهیم که چرا با یک اشتباه خود رابه این جایگاه رسانده ایم.

افراط و تفریط در هیچ چیز خوب نیست مخصوصا در این مورد و تنها یک دلیل دارد تنها نماندن باعث می شود به سزای کار های خود فکر نکنیم و آن اتفاق برایمان مجددا تکرار شود تنهایی زیاد خود منجر به افسردگی می شود و از همین دلیل است که می گوییم افراط و تفریط در این زمینه بسیار بد است.

 

نتیجه گیری:
البته امیدواریم در زندگی هیچوقت اشتباهی را مرتکب نشوید که بخواهید بمدت زیادی درتنهایی به آن فکر کنید و خود را سرزنش کنید ولی باز این ها همه به انتخاب و خصوصیات فردی فرد ربط دارد در برای مثال فرد بعضی ها شاید از حرف زدن با دیگران آرامش کافی را نتوانند کسب کنند که ما با احترام به آنها روش آنها را قبول می کنیم. گاه تنهایی تبدیل به بدترین لحظه برای هر انسان می شود.

 

ممکن است شما دوست داشته باشید