
دلنوشته درباره پیر شدن پدر و مادر؛ وقتی ناگهان متوجه گذشت زمان میشویم
دلنوشته درباره پیر شدن پدر و مادر گاهی درست از وسط یک روز معمولی آغاز میشود. مادر کنار پنجره حرف میزند و نور، سفیدی موهایش را نشان میدهد. پدر روی …

موسس، مدیر، نویسنده، ویراستار و تهیه کننده مطالب در روزانه
سعید لک از اعضای تیم محتوای روزانه است و در زمینه تهیه، ویرایش، بازنویسی و تکمیل مطالب سبک زندگی، متن و جملات، فرهنگ، سرگرمی، خانواده، مناسبتها و آموزش عمومی فعالیت میکند.
در روزانه تلاش میشود مطالب با زبانی روان، ساختاری منظم و محتوایی کاربردی برای کاربران فارسیزبان آماده شوند. بخشی از محتواها بهصورت تألیفی تولید میشوند و بخشی دیگر با بررسی منابع معتبر، ترجمه، بازنویسی، ویرایش و تکمیل نهایی منتشر میشوند.
هدف از تولید محتوا در روزانه، ارائه مطالبی خواندنی، قابل استفاده و تا حد امکان جامع است؛ به همین دلیل نوشتهها پیش از انتشار از نظر نگارش، ساختار، خوانایی و کیفیت بررسی میشوند.

دلنوشته درباره پیر شدن پدر و مادر گاهی درست از وسط یک روز معمولی آغاز میشود. مادر کنار پنجره حرف میزند و نور، سفیدی موهایش را نشان میدهد. پدر روی …

تعبیر خواب کلید معمولاً با گشایش و دسترسی پیوند داده میشود؛ اما برای فهم خواب، باید بدانیم کلید چه کاری میکرد. دری را باز میکرد، در جیب شما بود، گم …

گاهی در یک رابطه، آنقدر به حال طرف مقابل، خواستههای او و ماندن کنار هم فکر میکنی که از خودت بیخبر میمانی. ممکن است دیگر ندانی چه چیزی خوشحالت میکند، …
بعضی آدمها با خندههای تو صمیمیاند، با شوخیهایت خاطره دارند و حضور تو را وقتی دوست دارند که جمع را شاد میکنی. اما همین که روزی ساکتتر میشوی، خستهای یا …

بعضی بحثها برای رسیدن به فهم مشترک شروع میشوند، اما در میانهٔ راه به جایی میرسند که هر جمله فقط زخمی تازه میسازد. آنجا دیگر توضیحدادن شاید نشانهٔ صبوری نباشد؛ …

گاهی آرزوها از ما دور نمیشوند؛ ما از نسخهای از خودمان که آنها را با تمام وجود میخواست، آرامآرام فاصله میگیریم. چیزی که روزی تمام دنیایمان بود، شاید امروز دیگر …

دلنوشته برای خانه کودکی گاهی از یک بوی آشنا شروع میشود؛ بوی نان گرم، خاک حیاط بعد از آبدادن یا لباسهایی که مادر از بند جمع کرده بود. بعد، صداها …

مریم سلطانی از بازیگران سینما و تلویزیون ایران است که بخش بزرگی از مخاطبان او را با نقش «مریم» در مجموعه طنز سه در چهار به یاد میآورند. او پیش …
بعضی آدمها درست در روزهایی که حالشان خوب نیست، بیشتر میخندند. نه چون غمشان کم است؛ چون نمیخواهند حالِ سنگینشان روی شانه دیگران بیفتد. لبخند گاهی یک پناه کوچک است؛ …

انار در خواب، بهخاطر دانههای فراوان، رنگ پررنگ، پوست محافظ و جایگاهش در فرهنگ ایرانی و اسلامی، معمولاً تصویری پُرمعنا به نظر میرسد. اما برای فهم خواب، فقط «انار» مهم …

بعد از شکستن اعتماد، ترس فقط از یک آدم نیست؛ از تکرارِ همان حسِ نادیدهگرفتهشدن، از دوباره ساختن و دوباره خراب شدن است. آدم ممکن است هنوز توانِ دوستداشتن داشته …

نادیده گرفته شدن در جمع، همیشه با حرف تند یا بیاحترامی آشکار اتفاق نمیافتد؛ گاهی در میان خندهها و گفتوگوها مینشینیم، اما کسی سراغ نگاهمان نمیآید، حرفمان نیمهکاره میماند و …

بعضی حرفها از روی بیاهمیتی گفته نمیشوند؛ برعکس، آنقدر مهماند که راهی از گلو به کلمه پیدا نمیکنند. یک «دلم شکست»، یک «بمان»، یک «از تو رنجیدم» یا حتی یک …

فرزانه فرنام از بازیگران جوانی است که نامش با دو اقتباس پرمخاطب شبکه نمایش خانگی، یعنی «سووشون» و «بامداد خمار»، بیشتر بر سر زبانها افتاد. او در «سووشون» نقش زریِ …

دنا فقط یک خودرو با چند نام متفاوت نیست؛ خانوادهای از تیپهای تنفس طبیعی، توربو، دستی و اتوماتیک است که در موتور، گیربکس، فرمان و تجهیزات ایمنی با هم فرق …

دیدن ازدواج در خواب معمولاً آنقدر پررنگ و احساسی است که بعد از بیدارشدن هم ذهن را رها نمیکند؛ مخصوصاً وقتی پای لباس عروس، حلقه، خانواده، فردی آشنا یا حتی …