اشعار وفات حضرت زینب؛ مجموعه شعر غمگین کوتاه و بلند

اشعار وفات حضرت زینب سلام الله علیه را برای شما دوستان قرار داده‌ایم. حضرت زینب کبری (سلام‌الله‌علیها) (۵ یا ۶ق – ۶۲ق)، سومین فرزند امام علی (علیه‌السّلام) و حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) و همسر عبدالله بن جعفر و از اسرای اهل‌بیت امام حسین (علیه‌السّلام) در حادثه کربلا بود.

اشعار وفات حضرت زینب؛ مجموعه شعر  غمگین کوتاه و بلند

اشعار وفات زینب کبری

ای دختر مظهر العجایب زینب

وی مرکز و منبع فضاعل زینب

گرید به اسیری و غریبی شما

هر صبح و متاء امام غائب زینب

نون و قلم نبی ست و ما یسطرون حسین

طاق فلک علی است به عالم ستون حسین

خلقت تمام حضرت زهراست خون حسین

هستی تمام ظاهر و مافی البطون حسین

با یک قیامتست هم الغالبون حسین

در این قیام نقطه پرگار زینب است

تنها امیر فاتح میدان عشق کیست

عشق است حسین و گوش بفرمان عشق کیست

روح دمیده بر تن بی جان عشق کیست

اذن دخول در حرم یار زینب است

ذرات و کائنات همه مرده یا خموش

در احتجاج زنی یک علم به دوش

آتشفشان خداوند در خروش

در هیبتی ز حیدر کرار زینبت

یک تن شهید و یک تن دیگر اسیر شد

یک تن به خاک ماند و یک تن دیگر سفیر شد

یک تن نشان نیزه و شمشیر و تیر شد

یک تن کنار کشته صد پاره پیر شد

یک تن امیر آمد و یک تن امیر شد

بر خیل اشک و آه سپهدار زینب است

مطلب مشابه: داستان های کوتاه حضرت زینب؛ ۱۰ داستان مذهبی کوتاه و زیبا

مطلب مشابه: شعر و متن مصائب حضرت زینب (اشعار سوزناک درباره حضرت زینب در کربلا)

اشعار وفات زینب کبری

چشم ستاره در به در جستجوی ماه

بر روی نیزه دیده زینب گرفت راه

مبهوت می نمود به سرنیزه ای نگاه

آتش کشید شعله ز دل تا کشید آه

کی جانپاه زینب و اطفال بی پناه

راحت بخواب چون که پرستار زینب است

اشعار سوزناک وفات حضرت زینب

پیدا ترین ستاره دیبای خلقت است

زیباترین سروده لبهای خلقت است

زهرا ترین زهره زهرای خلقت است

لیلاترین لیلی لیلای خلقت است

گنجینه جزیره اسرار زینب است

چشم ستاره در بدر جستجوی ماه

بر روی نیزه دیده زینب گرفت راه

مبهوت می نمود به سر نیزه ای نگاه

کی جان پناه زینب و اطفال بی پناه

راحت بخواب چون که پرستار زینب است

از نای من به ناله چو افتاد نای نی

عالم شنید از پس ان های های نی

تو بر فراز نیزه و من در قفای نی

انقدر سنگ خورده ام از لا به لای نی

تا این که یافتم سرت از رد پا نی

عشق تو هست اتش و نیزار زینب است

خورشید روی قله نی آشکار شد

کوچکترین ستاره سر شیر خوار شد

ناموس حق به ناقه عریان سوار شد

هشتاد و چهار خسته به هم هم قطار شد

زیباترین ستاره دنباله دار شد

در این مسیر نور جلودار زینب است

یک سال و نیم مانده غمت در گلوی من

هر روز و شب تویی همه جا رو به روی من

در زیر آفتابم و تشنه شبیه تو

دنیا کشیده خنجر غم بر گلوی من

تصویر قتلگاه تو یادم نمی رود

یک بوسه از تنت شده بود آرزوی من

از خاطرات آن شب مقتل کنار تو

مانده هنوز لاله سرخی به روی من

یک لحظه چوب محمل و پیشانی ام شکست

تا رفت روی نیزه سرت پیش روی من

قاری روی نیزه شدی تا نگاه ها

آید به سوی نیزه نیاید به سوی من

سنگین ترین غمم غم دفن سه ساله بود

او رفت و رفت پیش شما آبروی من

بشکن سفال عمر مرا تا نفس کشم

دیگر بس است باده غم در سبوی من

مطلب مشابه: متن در مورد حضرت زینب + جملات و دلنوشته های زیبا در آن حضرت

اشعار سوزناک وفات حضرت زینب

چرخ و فلک و ستاره حیران دیدم

آن محنت و غم که کس ندیده، آن دیدم

نوحی به هزار سال یک طوفان دید

من نوح نیم هزار طوفان دیدم

حِلم او صبر و توانایی زدست صبر برد

عِلم او از دست هر دانا کتاب انداخته

تا قیامت وصف او «موزون» اگر گویی کم است

زان که حق او را چو خود در احتجاب انداخته

موزون اصفهانی

شعرهای وفات خانم زینب

با داغ و فراق آشنایی زینب

بر درد غم عشق، دوائی زینب

سوگند به مظلومی زهرا و علی

تو فاطمه کرببلائی زینب

ناموس حق عقیله عفیفه مکرمه

طبق حدیث عالمه بی معلمه

ارواح و جن و انس و ملک خادمش همه

 روحش شبیه شیشه ای از نور قائمه

جان می سپارم و دم آخر دلم خوش است

دیدار تو مقارن این جان سپردن است

یک سال و نیم خواهر تو مرد و زنده شد

یک سال و نیم کار دلم غصه خوردن است

هادی ملک پور

به شیعه آبرو داده وجود زینب کبری

یقین و صبر بوده تار و پود زینب کبری

اگر خالی ست جایش در کسا اما خدا پر کرد

نماد پنج تن را در وجود زینب کبری

حسن کردی

نه مشتاق گلزار و نهرم حسین

شده زندگی بی تو زهرم حسین

تو رفتی و یک سال و نیمه که من

با هر چی خوشی بوده قهرم حسین

مظاهر کثیری نژاد

ستاره، گریه و الماس با من

شب است و بوی زخم یاس با من

تمام حزن زینب را بخوان، باز

گلوی زخمی احساس با من

صادق رحمانی

چون او کسی به راه وفا یاوری نکرد

خون جگر نخورد و پیام آوری نکرد

زینب، که مثل او کسی از داغدیدگان

با اشک چشم خویش، گهر پروری نکرد

بعد از وداع روز دهم، با ستارگان

کوتاهی از وظیفه هم سنگری نکرد

در حقِّ غنچه های دل افسرده یتیم

چون او، کسی مراقبت و مادری نکرد

بعد از امام آینه ها، با کلام نور

هیچ آفتاب، این همه روشنگری نکرد

همراه کاروان اسیران، خدای صبر

کاری به جز رسالت و پیغمبری نکرد

جز او، که بود شاهد محمل نشین، کسی

دیدار، تازه، با گل خاکستری نکرد

در سایه بان محمل غم، با هلال خویش

جز صحبت از شکوه و بلنداختری نکرد

ویرانه بود و دربه دری، باز لحظه ای

غفلت ز حال لاله نیلوفری نکرد

یادش، هماره مظهر عزّت مداری است

نامش، همیشه بر لب ایام جاری است

محمدجواد غفورزاده

مطلب مشابه: شعر حضرت زینب و عاشورا؛ اشعار و دلنوشته در وصف آن حضرت

شعرهای وفات خانم زینب

شعر شهادت حضرت زینب کبری

به روی دل، غم و داغ تو را گذاشته ام

به روی شانه خود کربلا گذاشته ام

برای آن که مرا غُصه تو پیر کند

به روی کلِّ جوانیم پا گذاشته ام

برای آن که بگویم هنوز فکر توام

ببین که پیرهنت را کجا گذاشته ام

شکسته تر شده این دل، دل بدون حسین

شکسته تر شده هر چه دوا گذاشته ام

اگر بناست ببینی مرا بیا گودال

که خویش را لب گودال جا گذاشته ام

هنوز خون گلوی تو رنگ موی من است

گمان مبر که به مویم حنا گذاشته ام

نشد اگر چه تنت را کفن کنم اما

هنوز هم کفنت را سوا گذاشته ام.

بانوی قد خمیده، رنج و بلا کشیده

مثلِ تو کس به عالم، جور و جفا ندیده

ای شعرِ تو شکسته، در حنجر و گلویم

ای درد تو هزار و، من از کدام گویم؟

ای بغضِ خسته تو، در سینه ام نهفته

شعرم ز غربتِ تو، جز اندکی نگفته

می سوزم، در آتشِ غمِ تو

اشکِ من، دارو و مرهمِ تو

ذکرِ لبِ تو والعصر، با شرحه شرحه آه!

خورشیدِ غم بر آید، همراهِ گریه با ماه

ای ابرِ آسمانت، هر شب بهانه دارد

در کنجِ غربت و غم، گل آشیانه دارد

مصداقِ آیه های، صبر و سکوتِ قرآن

از تو به آیه آیه، شد کربلا نمایان

آید سکوتِ سرد از، کرببلای عشق ات

آید صدای درد از، گلدسته دمشق ات

می سوزم، در آتشِ غمِ تو

اشکِ من، دارو و مرهمِ تو

هستی محرابی

شعر شهادت حضرت زینب کبری

پس از حسین چگونه حیات داشته باشد؟

چگونه در دل طوفان ثبات داشته باشد؟

کسی که کربلا رو به چشم دیده و مانده

گمان نمی کنم اصلا وفات داشته باشد

به وقت مرگ نه، حقش نبود زینب کبری

کنار خویش دو شاخه نبات داشته باشد؟

چه غم از اینکه کسی هم حرم نداشته باشد

کسی که معجزه در کائنات داشته باشد

قسم به عمه سادات می دهد همگی را

کسی که کار مهم با ذوات داشته باشد

دمشق جمع پریشان کربلا و بقیع است

اگر چه فاصله با این نقاط داشته باشد

وزیده پرچم ارباب رو به سوی دمشقش

به خواهرش همه جا التفات داشته باشد

رقیه تا که نخواهد از عمه مشک عمو را

مباد سوریه رود فرات داشته باشد

قسم به اشک رباب و قسم به گوش سه ساله

زیارت تو دوتا احتیاط داشته باشد

مهدی رحیمی

مطلب مشابه: عکس نوشته وفات حضرت زینب کبری (س) + متن و جملات تسلیت

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.