بریدههایی از کتاب ۱۹۸۴ اثر جرج اورول / 40 جمله آموزنده از داستانی زیبا
در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه بریدههایی از کتاب ۱۹۸۴ را برای شما دوستان قرار دادهایم. این کتاب که نقدی بر حکوموت کمونیستی شوروی بود، بسیار مورد توجه قرار گرفته و جزو پُر فروشترین آثار تاریخ ادبیات است. جرج اورول در این کتاب با نگاهی نقادانه حکومتهای استبدادگر را به نقد میکشد. در ادامه با ما باشید تا این رمان شاهکار را بهتر بشناسید.

داستان رمان 1984
وینستون اسمیت شخصیتِ اولِ داستان، در کشور اقیانوسیه (اوشیانا) و در جامعهای زندگی میکند که به سه طبقه مجزا تقسیم شدهاست: طبقه کارگر، اعضای عادی حزب و اعضای ردهبالای حزب. او عضو عادی حزب است.
روزی در اقدامی قانونشکنانه، دفترچهای قدیمی میخرد و در آن شروع به نوشتنِ اندیشههای خود میکند. در تمام نقاطی که اعضای «حزب» زندگی میکنند، دستگاههایی به نام «تلهاسکرین» نوعی صفحه نمایش که حکمرانان در آن زمان با استفاده از آن جاسوسی میکردند. (صفحه نمایشی که مردم باید با لبخند جلوی این مینشستند) وجود دارد.
این دستگاه که توسط وزارت حقیقت اداره میشود، مانند دوربین تمام اعمال افراد را تحت نظر دارد. وینستون خارج از دیدرسِ تلهاسکرین شروع به نوشتن میکند و چندین بار جملهٔ مرگ بر برادر بزرگ را بر روی کاغذ مینویسد.
جملاتی از رمان 1984 جرج اورول
در دقایق بحرانی انسان هرگز با دشمن خارجی مبارزه نمیکند بلکه علیه بدن و جسم خود در مبارزه است
وینستن، یک فرد بشر چگونه برفرد دیگر بشر اعمال قدرت میکند؟ وینستن فکر کرد و گفت: ــ از این راه که او را رنج میدهد.
جنایت فکری بهمرگ منتهی نمیشود: جنایت فکری خود مرگ است.

ما میدانیم که هیچکس قدرت را بهخاطر اینکه آنرا از میان ببرد در دست نمیگیرد. قدرت وسیله نیست بلکه هدف است. انسان یک دیکتاتوری ایجاد نمیکند که انقلاب را حفظ کند. بلکه انقلاب برپا میکند که دیکتاتوری را بهوجود بیاورد.
قدرت عبارت از رنج دادن و تحقیر کردن است. قدرت عبارت از آن است که بتوان مغز بشر را خرد کرد و دوباره برطبق میل و برحسب مقتضیات، آن تکه خردهها را کنار هم قرارداد و مغز جدیدی بهوجود آورد.
کار وزارت صلح، جنگ و کار وزارت حقیقت دروغ گفتن و جعل و کار وزارت عشق زجر و شکنجه و کار وزارت فراوانی گرسنگی دادن است.
ما میدانیم که هیچکس قدرت را بهخاطر اینکه آنرا از میان ببرد در دست نمیگیرد. قدرت وسیله نیست بلکه هدف است. انسان یک دیکتاتوری ایجاد نمیکند که انقلاب را حفظ کند. بلکه انقلاب برپا میکند که دیکتاتوری را بهوجود بیاورد. منظور از تعقیب خود تعقیب است. منظور از شکنجه خود شکنجه است. منظور از قدرت خود قدرت است.
این دنیا حداقل دنیای عقل میبود و هرجا عقل هست تساوی هم هست.
حزب اعلام کرده بود که اوشینیا هرگز با اوراسیا متحد نبوده است و او، وینستن اسمیت، میدانست که اوشینیا تا چندی قبل، تا چهار سال پیش، با اوراسیا اتحاد داشته. اما این اطلاع کجا وجود داشت؟ تنها در مغز و فکر او، که در هرحال خیلی زود میبایست نابود شود و از میان برود. و اگر همه مردم دروغی را که حزب بهآنها تحمیل میکرد قبول میکردند، و تمام پروندهها نیز گفتههای حزب را بازگو میکرد، مسلماً دروغ بهصورت تاریخ در میآمد و صورت حقیقت بهخود میگرفت.
مطلب مشابه: بریدههایی از کتاب قلعه حیوانات شاهکار جرج اورول ( با جملات سنگین تامل برانگیز)

خانم پارسنز گفت: بچهها خیلی شیطنت و سر و صدا میکنند و علت هم این است که نمیتوانم امروز آنها را بهتماشای اعدام ببرم. علت فقط همین است. من کار دارم و نمیتوانم آنها را بهتماشا ببرم و «تام» هم در موقع اعدام در اداره مشغول کار است. پسرک با صدای بلند و خشن خود نعره زد: چرا ما نباید اعدام را تماشا کنیم؟ و خواهرش در حالیکه اینطرف و آنطرف میجست فریاد زد: من میخواهم اعدام را تماشا کنم.
بالاخره شماتتها و طعنهها بیش از ضربات چکمه در خرد کردن مغز و روحش مؤثر واقع میشد و تمام وجودش بهصورت دهانی که حرف میزد و دستی که هرچه میخواستند امضاء میکرد در میآمد. تنها علاقه و توجهش آن بود که ببیند چه چیزی را باید اعتراف نماید و قبل از آنکه شکنجه روحی و طعنه و شماتت دوباره شروع شود آنرا اعتراف کند
کسب اعتراف بهوسیله شکنجه
جنگ وسیلهای است که بهکمک آن میتوان محصولات و موادی را که برای مرفه ساختن بیش از اندازه افراد بشر بهکار میرود و در نتیجه، پس از گذشت مدت زمانی، ایشان را باهوشتر میسازد، خرد و نابود ساخت، تکه تکه کرد، تبدیل بهغبار نمود، و یا بهاعماق سیاه دریا فرستاد
مفهوم و هدف حقیقی و واقعی تقوای جنسی حزب را درک کرده بود. هدف این تقوا فقط آن نبود که غریزه جنسی را که غیر قابل کنترل است خرد کند بلکه موضوع مهم آن بود که محرومیت جنسی ایجاد عصبانیت و دیوانگی و هیستری میکرد و این هیستری و دیوانگی مورد احتیاج حزب بود و حزب میتوانست آنرا بهآسانی تبدیل بهتب جنگ و رهبر پرستی کند.
شعارهای حزبی اعلام میکرد: «آن کس که بهزمان حاضر حکومت میکند، برآینده نیز حاکم است: کسی که زمان حاضر را کنترل میکند گذشته را نیز در اختیار دارد.»
آزادی آزادی ابراز این حقیقت است که دو بهاضافه دو چهار شود. اگر این حق اعطا شود. همه حقوق دیگر بهدنبال آن تحصیل خواهد شد.
اغلب وینستن متوجه این نکته میشد که خصیصه حقیقی زندگی جدید ظلم و عدم امنیت نیست بلکه برهنگی، کثافت و عدم مطبوعیت است و با نگاهی بهاطراف متوجه میشد که زندگی نه فقط به دروغهایی که مرتباً از تلسکرین شنیده میشد شباهتی ندارد بلکه حتی با ایدهآلهایی هم که حزب ظاهرا در تحصیل آن کوشش میکند تطبیق نمینماید.
مطلب مشابه: بریدههایی از کتاب تولستوی و مبل بنفش از نینا سنوکیچ (کتاب با داستان دلنشین)

در روزگاران قدیم ــ قبل از انقلاب درخشان، لندن شهری بهزیبایی و طراوت امروز نبود. شهری کثیف و فقیر ــ بود که اغلب ساکنین آن بهزحمت لقمه نانی برای رفع گرسنگی بهدست میآوردند و صدها و هزارها نفر از مردم فقیر نه کفش بهپا داشتند و نه حتی اتاقی که در آن شب را به روز بیاورند. کودکانی که از شما بزرگتر نبودند روزانه دوازده ساعت در کارگاهها برای اربابان ظالم خود کار میکردند و اگر کوچکترین سستی نشان میدادند شلاقهای سیمی بر بدن آنها فرود میآمد. غذای آنها آب مانده و تکهای نان بود. معذلک در میان آن فقر وحشتآور فقط چند خانه بزرگ مجلل وجود داشت که ثروتمندان که تعداد زیادی خدمتکار و پیشخدمت از ایشان مواظبت و مراقبت میکرد در آن ساکن بودند.
چرا اینها نمیتوانند برای امری که واقعاً واجد اهمیت است صدای خود را بلند کنند و دست بهاعتراض بزنند؟ نوشت: تا هنگامی که بههوش نیایند نمیتوانند دست بهانقلاب بزنند و تا هنگامی که انقلاب صورت نگیرد، بههوش نخواهند آمد.
جنگ اصولاً همیشه طوری تنظیم میشود که بتواند مواد مازادی را که پس از تأمین احتیاجات کاملاً ابتدایی افراد مردم باقی میماند جذب کند. اما در عمل همیشه احتیاجات عمومی کمتر از آنچه هست تخمین زده میشود و نتیجه آنست که در مورد همه ضروریات زندگی کمبود مشاهده میشود،
در هیچ بازی شطرنج از ابتدای جهان، هیچگاه سیاه برنده نشده است. آیا این امر سمبل و نشانه پیروزی غیر قابل تردید و نهایی خوبی بر بدی نبود؟
البته اختراع چاپ، تا حدی، بهآنها امکان داده بود که افکار عمومی را بهمیل خود مثله کنند، و اختراع فیلم و رادیو حصول این منظور را تسهیل کرد، اما با توسعه تلویزیون و پیشرفت فنی قابل توجهی که پس از آن حاصل شد و این امکان را بهدست داد که فرستنده و گیرنده در یک دستگاه متمرکز شود زندگی خصوصی پایان یافت و پلیس میتوانست هرفرد و یا حداقل هرفردی را که از لحاظ اجتماعی ارزشی داشت بیست و چهار ساعته تحت مراقبت و یا در معرض تبلیغات رسمی قرار دهد و در عین حال راه تمام ارتباطات دیگر را بهروی او ببندد و برای اولین بار این امکان بهوجود آمده بود که نه فقط اطاعت کامل مورد نیاز دولت بلکه یک نوع عقیده متحدالشکل و واحد بهمردم تحمیل شود.
انسان یک دیکتاتوری ایجاد نمیکند که انقلاب را حفظ کند. بلکه انقلاب برپا میکند که دیکتاتوری را بهوجود بیاورد.
یکبار وقتی که بهمناسبتی وینستن صحبت از جنگ با اوراسیا کرد جولیا عقیدهای ابراز نمود که موجب حیرت وینستن شد زیرا با لحن عادی گفت که بهعقیده او اصلاً جنگی در کار نیست و بمبهای فشفشهای که هرروز در گوشه و کنار لندن سقوط میکند از طرف خود دولت پرتاب میشود، «منظورشان فقط این است که مردم را همیشه در حال وحشت نگهدارند»
مطلب مشابه: بریدههایی از کتاب عقاید یک دلقک هانیرش بل با روایتی تلخ و تراژیک

از عصر یکسانی و عدم تفاوت، از دوران انزوا، از عصر بزرگ، از عصر دوگانه باوری، به آینده یا به گذشته، به زمانی که تفکر آزاد است، و انسانها با یکدیگر متقاوت هستنئد و تنها زندگی نمیکنند – به زمانی که حقیقت وجود دارد و آنچه را انجام میگیرد نمیتوان مانع شد- سلام!
در جامعه ای که همه افراد ساعات کوتاهی کار میکردند غذای کافی داشتند ،در خانه ای که حمام ویخچال وجود داشت زندگی میکردند وصاحب ماشین یا هواپیمای شخصی میشدند. بارزترین ومهمترین شکل نابرابری از بین میرفت. اگر ثروت مال همه میشد دیگر مایه برتری از بین میرفت. می شد تصور نمود در حالی که همه از نظر ثروت وآسایش با هم برابرند قدرت در دست طبقه ممتاز جامعه قرار گیرد. ولی در عمل چنین حکومتی پایدار نمیماند زیرا اگر همه جامعه به نسبت مساوی از امنیت وآسایش برخوردار میگردیدند گروه کثیری از مردم که بر اثر فقر استثمار شده بودند باسواد میشدند واندیشیدن را یاد میگرفتند. دیر یا زود متوجه میشدند که اقلیت حاکم نقشی ندارند وآنها را از سر راهشان بر میداشتند…
مطلب مشابه: برشی از کتاب های فلسفی (80 جمله ارزشمند از 6 کتاب فلسفی خواندنی)










