بریدههایی از کتاب هنر معلمی اثر جانی یانگ (درباره تعامل با دانش آموزان)
بریدههایی از کتاب هنر معلمی را در روزانه برای شما دوستان و اهالی کتاب قرار دادهایم. در کتاب «هنر معلمی» ۱۲۰ مورد از بهترین یادداشتهای جانی یانگ درباره چگونگی برخورد با دانشآموزانی که رفتار مشکلآفرین دارند، گردآوری شدهاست. زیبایی این یادداشتها در این است که همگی در محیط کلاس درس عملا مورد محک و آزمایش قرار گرفتهاست برخی از آنها مثالهایی از سخنانی است که شاید هر معلمی در یک موقعیت خاص تدریس از آن استفاده کند.

معرفی کتاب هنر معلمی نوشته جانی یانگ
کتاب هنر معلمی (با عنوان اصلی انگلیسی More Than 100 Ideas for Managing Behaviour)، اثری عملی و کاربردی از جانی یانگ (Johnnie Young)، معلم و نویسنده بریتانیایی باتجربه، است.
این کتاب در سال ۲۰۱۱ به زبان انگلیسی منتشر شد و نسخه پارسی آن با ترجمه منصور متین در سال ۱۳۹۱ (چاپ اول) توسط نشر مرسل در ایران عرضه گردید. جانی یانگ، که پیش از ورود به عرصه آموزش، سالها در حوزه مدیریت بانکداری فعالیت داشته، این کتاب را بر اساس تجربیات شخصی خود در کلاسهای درس نگاشته است. او در مقدمه کتاب اعتراف میکند که در ابتدای مسیر معلمی، به دنبال یک راهنمای عملی برای مدیریت چالشهای کلاس بود و این خلأ، انگیزهای شد تا تجربیات خود را در قالب یادداشتهای کوتاه و مفید ثبت کند.
خلاصه محتوا
این کتاب بیش از ۱۲۰ ایده عملی و آزمایششده را برای مدیریت رفتار دانشآموزان در کلاس درس گردآوری کرده است. تمرکز اصلی بر حل مسائل رایج مانند قلدری، درگیریهای کلاسی، عدم تمرکز و رفتارهای مشکلساز است، اما راهکارها فراتر از مشکلات جدی میروند و به جزئیات کوچک اما مؤثر مانند استفاده از زبان بدن مناسب، کاهش تنش محیطی، و زبان خلاق برای درگیر کردن شاگردان میپردازند.
ایدهها به صورت یادداشتهای کوتاه و دستهبندیشده ارائه شدهاند – از مثالهای گفتاری که هر معلمی میتواند بلافاصله استفاده کند، تا هشدارهایی درباره مرزهای خطرناک و استراتژیهای کار با دانشآموزان “بدقلق”.
کتاب به معلمان تازهکار کمک میکند تا از صفر شروع کنند و به مدیران کلاسهای حرفهای تبدیل شوند، در حالی که حتی معلمان باتجربه میتوانند از آن برای تازهسازی روشهای خود بهره ببرند. ساختار کتاب ساده و منظم است: هر ایده در یک صفحه یا کمتر خلاصه شده، که آن را به ابزاری سریعالوصول برای استفاده در حین تدریس تبدیل میکند.
چرا این کتاب را بخوانیم؟
کاربردی و واقعی: تمام ایدهها از دل تجربیات واقعی کلاس درس بیرون آمدهاند و نه نظریههای انتزاعی.
مناسب برای همه سطوح: از معلمان ابتدایی تا دبیرستان، و حتی مربیان غیررسمی.
تأثیرگذار: تغییرات کوچک پیشنهادی (مانند ترسیم نیمرخ علایق شاگردان) میتوانند رفتار کلاسی را به طور چشمگیری بهبود بخشند.
نظرات خوانندگان در سایتهایی مانند طاقچه و کتابراه، این کتاب را “شستهرفته، صریح و منظم” توصیف کردهاند و آن را بیشتر برای استفاده عملی در حین معلمی (نه پیش از آن) مناسب میدانند. اگر به دنبال کتابهایی مشابه هستید، عناوینی مانند کلاس درس مؤثر از تری هریس یا مدیریت کلاس درس از هری وونگ میتوانند گزینههای خوبی باشند.
مطلب مشابه: بریدههایی از “کتاب چگونه مثل یک بیلیونر فکر کنید” از دونالد ترامپ (برای رسیدن به ثروت)
مطلب مشابه: بریدههایی از کتاب کوه دوم اثر دیوید بروکس (در جستجوی یک زندگی اخلاقی)
جملاتی از این کتاب
بزرگترین نکته دربارهی تدریس این است که هرگز از آموختن دست برندارید.
اگر حدود پنج تا ده دقیقه خود را به خوشحالی بزنید، اتفاق جالب توجهی خواهد افتاد: واقعاً خوشحال خواهید شد.
یکی از راههای مهم در برخورد با دانشآموزان و ایجاد جوّ کلاسی بهتر، استفاده از شوخطبعی است، اما دو چیز است که باید درباره آن مواظب بود: ۱- تا مطمئن نشدهاید که بر کلاس مسلط هستید، شوخطبعی نکنید. شوخطبعی نابجا ممکن است خود باعث همان دردسرهایی شود که شما از آن میگریزید. ۲- مراقب رعایت احترام شاگردان باشید که برخلاف ظاهرشان، همه به سنین حساسیت و خودآگاهی رسیدهاند؛
شاید شما تنها کسی در زندگی آن شاگرد باشید که فرصت دادن بازخورد مثبت به او را پیدا میکند.
یکی از این عادات برقراری روابط مطلوب با شاگردانتان است. خوب است حرفهایی از این دست زده شود: «شما بچه خوبی هستی، ولی وقتی اینطور صدا میزنی قوانین مدرسه را نادیده میگیری. لطفاً این رفتارت را اصلاح کن.» این روش به مراتب بهتر از آن است که بگویید: «تو همیشه صدایت بلند است. خیلی آدم را آزار میدهی.» ما به عنوان معلم نباید فراموش کنیم که احساسات دانشآموزان نیز درست همانگونه عمل میکند که احساسات ما بزرگسالان. اگر کسی ما را مورد انتقاد قرار دهد، طبیعتاً ما حالت دفاعی میگیریم و برای آنها هم چیزی متفاوت از این نیست.
بزرگترین نکته دربارهی تدریس این است که هرگز از آموختن دست برندارید.

از «سهگانهی جادویی» استفاده کنید تا آنچه میگویید دارای تأثیر باشد. برای مثال، این طور بگویید: «امروز آشغال نریزید، فردا هم آشغال نریزید، هیچوقت آشغال نریزید!»
شبها قبل از رفتن به رختخواب یک دوش آب گرم بگیرید و یک کتاب بانشاط و روحیهبخش بخوانید. حتی بهتر آن است که شمعی روشن و در روشنایی کمسوی آن به آهنگ مورد علاقهتان گوش کنید. اینطوری راحتتر به خواب میروید.
معلمان غالباً زیاد حرف میزنند و شاگردان به بسیاری از آنچه گفته میشود اهمیت نمیدهند (هرچند که یاد گرفتهاند چنان نگاه کنند که گویی دارند گوش میدهند!).
در اسلحهخانهی معلم، «نگاه» یکی از مهمترین سلاحهاست. خوب است که این سلاح همیشه دَم دست باشد. اساساً، نگاه برای آن است که بدون استفاده از الفاظ به کسی بگویید ناراحت شدهاید. تأثیر نگاه بسیار زیاد است به شرطی که آن را تمام و کمال به کار اندازید و آن را بجا به کار ببرید؛ ولی بیش از اندازه هم آن را به کار نبرید. برای مثال، اگر داشتید مطلبی را برای کلاس توضیح میدادید و حرف شما را قطع کردند، وسط جمله بایستید و به دانشآموز مقصر خیرهخیره نگاه کنید. البته مدت خیره شدن اندازهای دارد. اگر زیاد خیره شدن را طول بدهید، ممکن است او حرف نامناسبی بزند. اگر خیلیکوتاه نگاه کنید، قدرت تأثیرش کافی نخواهد بود. در حین نگاه با خود بشمارید: هزار و یک، هزار و دو، هزار و سه. سپس نگاهتان را برگردانید و جملهای را که میگفتید ادامه دهید. من تضمین میدهم که این تکنیک را بسیار مؤثر خواهید یافت.
قانون طلایی این است که تحت هیچ شرایطی، در کلاس درس با دانشآموز به مشاجره نپردازید. همین که شما با آنها به مشاجره بپردازید خود نشانهی آن است که آنها بر اوضاع مسلط شدهاند. اگر دچار اشتباه مشاجره با دانشآموزان شوید، این کار میتواند به سادگی موجب بر هم خوردن جلسه شود. در عوض، از آنها بخواهید که بعد از جلسه بیایند و شما را ببینند؛
حقیقت دارد که اعمال و رفتار آدم گویاتر و رساتر از حرفهای اوست. تا آنجا که به خودتان مربوط است، مطمئن شوید که: – ظاهرتان متناسب با حرفه معلمی باشد و لباستان را مرتب پوشیده باشید وگرنه چطور میتوانید به شاگردان تذکر دهید که مرتب باشند؟ – خودتان درست سر ساعت در جلسه حاضر شوید وگرنه چطور میتوانید به آنها بگویید چرا دیر آمدی؟ – خودتان منضبط باشید وگرنه حرفتان در خصوص اینکه چرا آنها وسایلشان را فراموش کردهاند، بیتأثیر خواهد بود.
هر روز فهرستی را از آنچه انجام دادهاید، به شکلی ساده تهیه کنید. بعد از بازگشت از مدرسه، دقایقی را صرف این کنید که مهمترین کارهای انجامشده خود را یادداشت کنید. کارهایی را بنویسید که احساس میکنید در انجام آن خوب عمل کردید. تمام قرارها و برنامههایتان را در یک برگه و تمام آنچه «باید انجام داد» را در برگهی دیگری بنویسید
بسیار مهم است که ثبات رأی داشته باشید! وقتی با دانشآموزان دردسرساز کار میکنید، پایبند بودن به روش خود بسیار اهمیت دارد؛ زیرا دانشآموزان زود پی میبرند که شما واقعاً به گفتههای خود عمل میکنید.
عمل و رفتار گویاتر و رساتر از حرف است
یک شخصیت کلاسی منحصربهفرد برای خودتان داشته باشید و سعی کنید خیمهتان را بین دو قطب مذکور برپا کنید.
اگر خیلی سختگیر باشید، خطر ناسازگاری و شاخ و شانه کشیدن بچهها در میان هست. اگر هم بیش از حد دوستانه رفتار کنید، شاگردان خیال میکنند که آدم ضعیفی هستید.
اگر به حرفهای دانشآموزان گوش دهید، دربارهی معلمانی که دوستشان ندارند معمولاً این جمله را میگویند: «آدم بدبختی است».
مطلب مشابه: بریدههایی از “کتاب ذهن آزادشده” اثر استیون سی. هِیز (برای رشد فردی)
مطلب مشابه: بریدههایی از “کتاب بازی بلندمدت” اثر دوری کلارک (درباره تفکرات زندگی)

اگر حدود پنج تا ده دقیقه خود را به خوشحالی بزنید، اتفاق جالب توجهی خواهد افتاد: واقعاً خوشحال خواهید شد.
یادتان باشد که شما دوست دانشآموزان نیستید؛ معلمشان هستید. یکی از مهمترین نقشهای شما، جهتدهی یادگیری و نظم دادن به محیط یادگیری است. اگر خیلی با آنها دوست شوید، برخی از شاگردان کارهایی را که از آنها میخواهید، انجام نمیدهند. در مورد دانشآموزان ناسازگار اوضاع از این هم بدتر خواهد شد.
گاهی مثلاً یک کنایه ساده به شکل و اندازهی دماغ یکی از شاگردان که شما صرفاً به قصد خندهی بیمنظور به میان میآورید، ممکن است به یک سلسله عواقب جداً ناخوشایندی منجر شود. بیخطرترین راه آن است که هرگز با یک شخص خاص شوخی نکنید؛ یا با خودتان شوخی کنید یا با موضوع درس. بعد از گفتن هر لطیفهای، سعی کنید هر چه زودتر دوباره حواس بچهها را به درس برگردانید.
برای آنکه خیلی زود اسمها را یاد بگیرید، یکی یا تمام راههای زیر را بهکار ببندید: – دانشآموزان را به ترتیب الفبا، به همان شکلی که در دفتر حضور و غیاب است، بنشانید. – از آنها بخواهید روی کاغذهایی اسم خود را بزرگ بنویسند و جلوی میز بچسبانند، تا زمانی که شما خوب بدانید اسم هر کسی چیست. – یا از آنها بخواهید هر کدام یک قطعه عکس از خودشان بیاورند و شما آن را روی نقشهای از کلاس که جلو دستتان است کنار نام او بچسبانید.
جوّ کلاس با رفتار شما شکل میگیرد که به انعطاف نیاز دارد تا همیشه بتوان احساس شادی را بر آن حاکم کرد. اگر حدود پنج تا ده دقیقه خود را به خوشحالی بزنید، اتفاق جالب توجهی خواهد افتاد: واقعاً خوشحال خواهید شد.
بهخصوص در کار معلمی، خبره شدن در روشهای آرامسازی روزانه بسیار مهم است. برخی معلمان همیشه برآشفتهاند که این امر موجب ناسازگاری شاگردان میشود. در ذیل چند تکنیک مؤثر و ساده برای آرامسازی را یادآور میشویم: – عضلات پاهایتان را منقبضکنید و تا عدد هفت بشمارید، سپس آنها را رها کنید. چند بار این کار را تکرار کنید، خواهید دید که تنش از شما دور میشود. – به طرز تنفس خود توجه کنید و بگذارید هرچه عمیقتر، آرامتر و با روندی ثابت باشد. ده بار تنفس به این شکل کافی است تا به آرامش برسید. – در کلاس درس و بین ساعات درسی تا حد ممکن قدم بزنید. این کار عامل بزرگی در استرسزدایی است.
از همه ی کلاس تمجید کنید در آغاز درس نکات مهم درس قبلی را تکرار کنید. به نظر من اگر هنگامی که دانشآموزان یکییکی از در وارد میشوند موارد مشخص از پیشرفت کاری هر یک را به آنان یادآور شوید، واقعاً موجب تقویت اعتماد آنان خواهد شد.
شاید شما تنها کسی در زندگی آن شاگرد باشید که فرصت دادن بازخورد مثبت به او را پیدا میکند.
اگر شما نخواهید یا نتوانید، پس چه کسی میتواند؟
مطلب مشابه: بریدههایی از “کتاب سکون سخن می گوید” اثر اکهارت تله (برای آرامش و خودشناسی)
مطلب مشابه: بریدههایی از “کتاب اسرار ذهن ثروتمند” اثر تی هارو اکر درباره ثروت و موفقیت










