بیوگرافی علی ضیا؛ درباره زندگی شخصی و ازدواج و فعالیت های این مجری معروف

علی ضیا مجری و گوینده معروف ایرانی است که این روزها با برنامه باضیا باری دیگر توجهات بسیاری را به سوی خود جلب کرده است. در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه قصد داریم نگاهی کامل و جامعه بر زندگی این هنرمند محبوب داشته باشیم. پس اگر شما نیز به زندگی علی ضیا علاقه دارید، در ادامه با ما باشید.
فهرست موضوعات این مطلب
تولد و اوایل زندگی
علی ضیا در سال 1364 در شهر کاشان و در خانوادهای نسبتا موفق دیده به جهان گشود. مادرش نویسنده و پدرش تاجری موفق است. علی همچنین یک خواهر بزرگتر از خود به نام شیما دارد که همچنان رابطه خوب خود را با وی حفظ کرده است.
تحصیلات و ورود به دنیای هنر

علی ضیا در شهر کاشان بزرگ شده و درنهایت در همین شهر وارد دانشگاه شد. او در دانشگاه رشته طراحی جامدات را تحصیل کرده و درنهایت از این رشته لیسانس گرفت. اما از آنجایی که علی ضیا به این رشته علاقه نداشت، به سراغ علاقه شخصیاش یعنی رادیو رفت.
او نخست در رادیو به عنوان نویسنده فعالیت کرده و بعد از مدتی نوشتههای خود را با لهجه کاشانی اجرا کرد. همین اجراهای به ظاهر ساده مسیری را آغاز کرد که علی ضیا به صورت رسمی وارد رادیو شد.
علی ضیا ورودش به دنیای هنر را اینگونه توصیف کرده: من ابتدا از طریق نویسندگی وارد «رادیو جوان» شدم و یک آیتم در برنامه کاملا جوانانه را خودم مینوشتم و با لهجه کاشانی میخواندم. بعد آقای «زاهدی» که صدای مرا در برنامه «آخرشه» -که در رادیو جوان پخش میشد- شنیدند، با من تماس گرفتند و از من خواستند نریشن برنامه «گزینه جوان» را اجرا کنم. اما پس از پذیرفتهشدن در تست گویندگی، قرار شد اجرای برنامه «شروع خوب» را به عهده بگیرم، ولی به دلیل فضای علمیای که داشتم و اختراعی که از طرف من ثبت شده بود، اجرای برنامه «گزینه جوان» به من پیشنهاد شد و اولین برنامهای بود که به طور زنده از من روی آنتن رفت.
مطلب مشابه: بیوگرافی “احسان علیخانی” عکس های احسان علیخانی و زندگی شخصی و ازدواج
برنامه گزینه جوان
علی ضیا خیلی زود توانست نظر تهیه کنندگان رادیو را به خود جلب کند. همین موضوع باعث تا علی ضیا اجرای یک برنامه مستقل به نام گزینه جوان را به عهده بگیرد. گزینه ی جوان برنامه ای با رویکرد علمی- آموزشی است که با استفاده از کارشناسان و اساتید مجرب، شرکت کنندگان آزمون سراسری را در انتخاب رشته تحصیلی دانشگاههای آزاد و سراسری راهنمایی و مشاوره می دهد.
برنامه ویتامین 3

قطعا اصلیترین دلیل موفقیت علی ضیا حضور در برنامه ویتامین 3 بوده است. شبکه سه سیما اجرای اصلی ویژه برنامه تحویل سال را به سیدعلی ضیا سپرده است. ضیا طی چند سال گذشته اجرای برنامه های «ماه عسل» و «ویتامین ۳» شبکه سه سیما را بر عهده داشته و ظاهرا قرار است با دعوت از چهره های عرصه ورزش و هنر از ساعت 8 تا 16 بینندگان تلویزیون را غافلگیر کند.
سال گذشته فرزاد حسنی اجرای ویزه برنامه سال تحویل شبکه سه سیما را برعهده داشت و امسال نیز خبرهایی مبنی بر حضورش در رسانه ملی و اجرای ویژه برنامه سال تحویل بود که منتفی شد.
علی ضیا درباره این برنامه گفته: روز اول برنامه ویتامین 3 یک جمله کلیدی داشتیم که می گفتیم آدم باید گروه خونی اش به گروه خونی خدا بخورد و بشود خون خدا یا همان ثارالله و خدایا کاری کن که این اتفاق بیفتد.
جمله بعدی این بود که قسم قدیمی ها بود که به «روح آقا تختی» ما پای مردم می ایستیم چون این جمله برای قدیمی ها خیلی مهم بوده و نماد مردانگی معاصر را تختی می دیدند. اتفاق مهمی بود و ما سعی کردیم از این اتفاق قدیمی این روزها استفاده کنیم. باید بدانید که کجاها ایستاد و کجا نایستاد.
برنامه موفق فرمول یک

حضور در چندین برنامه موفق، از علی ضیا یک چهره معروف و موفق ساخت. درنهایت همین موضوع باعث شد تا علی ضیا در مقام مجری و تهیه کننده، برنامه فرمول یک را بسازد. فرمول یک یک برنامه تلویزیونی با تهیهکنندگی و اجرای علی ضیا در سبک اجتماعی و تاک شو بود که دوشنبه، سهشنبه و چهارشنبه ساعت 23:00 روی آنتن شبکه یک می رفت.
این برنامه هر قسمت مهمان یک خواننده، بازیگر و یا شخصیت خاص و متمایز در عرصههای مختلف بود.
برنامه فرمول یک هر ساله در روزهای نزدیک به سال جدید با عنوان ویژه برنامهٔ نوروزی و با هدف انتخاب چهره مردمی سال ایران روی آنتن میرود و تا پس از تحویل سال پخش میشود که این برنامه با حضور هنرمندان، ورزشکاران و خوانندگان همراه خواهد بود. این ویژه برنامه با رویکرد امیدبخشی و شادی برای مردم ایران پخش میشود.
در این فصل از برنامه علاوه بر گفتگوی علی ضیا با میهمانان،این برنامه بخش های متنوع دیگری هم دارد از جمله استنداپ کمدی های امیرکربلایی زاده،حضور خوانندگان و اجرای آهنگ توسط آنها و…
مطلب مشابه: بیوگرافی سروش صحت؛ خالق برنامه کتاب باز، نویسنده، کارگردان و بازیگر مشهور ایرانی
یک چیزی را قبول دارم…
من یک چیزی را در مدیوم تلویزیون درباره خودم قبول دارم، اینکه باید کمی فرصت بدهم.به هیچ وجه اعتقاد ندارم که ادامه ی رادیو می شود تلویزیون. برای همین شاید رادیو برای من رسید به نقطه اوجش وتمام شد.
ولی حالا رسیده ام به نقطه صفر یک رسانه دیگر. رسانه ای که هیچ شباهتی به رسانه قبلی من ندارد وهیچ کدام از مولفه هاشی را نمی شناسم. اگر در رادیو ادعایم میشود ولی در ژانر تلویزیون، نه! فقط به اندازه یک سال تجربه دارم ومقایسه کردن من با احسان علیخانی وفرزاد حسنی با آن همه تجربه از اساس اشتباه است. آنها خوب می دانند که کجا زهرشان را بریزند وکجا حرفشان را بزنند ورد شوند یا کجاها کش بدهند. من هم این ها را یاد می گیرم، عجله ایی نیست!
میدانم علی ضیا چه شکلی است
من می دانم که الان علی ضیا چه شکلی است، نشان دادنش به مردم سخت است و زمان می برد. من روش خودم را دارم ولی در آن به بلوغ وپختگی نرسیده ام. من همین الان یک تکه ای به تو می اندازم، زهرم را می ریزم ومی روم. ولی در نشان دادن به مردم هنوز کامل یاد نگرفته ام. برای همین گاهی کشش می دهم که به قول تو جمله دیگر دلپذیر نیست، لوس می شود و بی مزه و…
ما سعی کردیم که جنس راحتیمان با مردم با بقیه برنامه ها تفاوت داشته باشد ودر آن اجرا صداقتی داشته باشیم. مثلا اگر من سوتی ای می دهم در برابر دوربین، قبل از مخاطب خودم به خودم تکه می اندازم. از طرفی فکر کردن به نوع وجای بیان حرف ها… یعنی باید حرفه ایی باشیم، بدانیم در برابر یک مهمان باید خیلی جدی صحبت کنیم ودر همان جدیت ها شیرینی و مزاحی اتفاق بیفتد وکجا باید طنز صحبت کنیم. یعنی هر نکته مکانی دارد و باید آن را رعایت کنیم و سبک اجرایمان را با فضاهای متفاوت تغییر دهیم.
کارهای عادل فردوسی پور را دوست دارم

به نظر من عادل فردوسی پور خیلی درست عمل می کند چون حوزه ما اجتماعی است و به خاطر همین متفاوت است. مثل نوع نگاه یا پوشش ما در مسیرهای مختلف است و مجریان اجتماعی باید یکسری شرایط را رعایت کنند و در حوزه های ورزشی باز هم یکسری لحاظ ها وجود دارد. من این را دوست دارم که مجری های فوتبالی ما در برنامه های فوتبالی ما که در مورد جام جهانی یا مسابقات خارجی است خیلی راحت اعلام می کنند طرفدار بارسلونا یا تیم دیگری هستند اما در سطح ملی فکر می کنم کارشان درست است.
پرسپولیسی هستم و دوستان استقلالی دارم
دوستان استقلالی من الان می آیند و می گویند تو یک نقطه ضعف داری و آن این است که پرسپولیسی هستی و اتفاقا در عکس های شان با من عدد 4 را نشان می دهند و من کیف می کنم. اینکه ما می توانیم سلایق مختلف را بپذیریم فقط با جادوی دوست داشتن ممکن می شود. آن وقت است که می توانیم بپذیریم تو استقلالی هستی و من پرسپولیسی یا من از فسنجان خوشم می آید و تو از آلبالوپلو!
من تیم افشین قطبی را خیلی دوست داشتم مخصوصا بازی آخری که قهرمان شدیم. خانواده ام نگذاشتند بازی را ببینم. رفقا آمدند دنبالم که برویم یک شب شعر اما من هدفون در گوشم بود و بازی را گوش می دادم. قهرمانی علی پروین که ابراهیم اسدی گل زد در لیگ اول هم به من خیلی چسبید.
همیشه انرژی دارم
گاهی واقعا خسته یا ناراحت هستم، اما با دیدن دوربین و میکروفون انرژی مضاعفی در خود احساس میکنم و اینکه با مطالعه و تحقیق سعی میکنم خودم را به روز نگه دارم و با دادن اطلاعات جدید و نو به مخاطب، او را راضی کنم.
بیننده گناهی ندارد که چهره عبوس یا ناراحت مرا تحمل کند، بنابراین در مقابل بیننده، فیلم بازی نمیکنم و سعی میکنم همواره شادی و انرژی خود را به مخاطب انتقال دهم، چون مخاطب ما باهوش است و اگر چیزی بگویی که به آن اعتقاد نداشته باشی یا بخواهی نشاطی ظاهری یا اطلاعات فرآوری نشده را به او تحویل دهی، مطمئنا از پس قاب شیشهای تصویر، آنرا درک خواهد کرد. من برای شعور مخاطبم احترام زیادی قائلم و حتی سعی میکنم از بهترین لباسهایم برای اجرا استفاده کنم.
مطلب مشابه: بیوگرافی هوتن شکیبا؛ از شروع بازیگر تا صداپیشگی و ازدواج و 5 فیلم برتر او
گویندگی وابسته به متن است
گوینده متکی به متن است، در حالی که مجری متکی به متن نیست. در رادیو متنها را میخواندم ولی آنرا به زبان خودم و در راستای متن اصلی برای شنونده بیان میکردم. گوینده نباید حتی یک واو در جمله جابهجا کند، اما در برنامهای که ما در تلویزیون اجرا میکنیم متنهایی که گفته میشود با هماهنگی گروه و اتاقفکر است و عقلجمعی تصمیم میگیرد چه چیزی در حال حاضر باید روی آنتن گفته شود و این یک حسن است که از قبل درباره صحبتها فکر میشود.
این تفاوت حتی بین مخاطب رادیو و تلویزیون نیز وجود دارد و من پس از 5 سال اجرا در رادیو، وقتی خواستم بعضی از تکنیکهای اجرا در رادیو را به تلویزیون بیاورم، متوجه شدم به هیچ عنوان جواب نمیدهد.
همین قضیه درباره رادیو هم صادق است و من بعد از 11 ماه به رادیو برگشتم مخاطب رادیو از من اصطلاحات تلویزیون را قبول نمیکرد. این دو رسانه معیارها، ساختارها، فضا و حتی مدیای متفاوتی با هم دارند و برای اجرا باید این موضوع را مد نظر داشته باشیم. با اینکه اجرا را شکلی از هنر نمایش میدانم، ولی این مقوله به طور کلی از تئاتر جداست و من در اجرایم نقش کسی رو بازی نمیکنم.
در گفتوگوها بر متن متکی نیستم و گاهی ممکن است فضا را به سمتی که خودم مایل هستم هدایت کنم و در این رابطه دستم باز است، اما بعضی جاها واقعا هماهنگی لازمه کار است و باید انجام شود. درباره خبرها و حرفهایی که بعد از خبر باید گفته شود، حتما از قبل فکر میشود و بداههپردازی نیز تا حدودی وجود دارد.
گرچه اتاق فکر تصمیم میگیرد که نقطه صفر تا صد برنامه کجا باشد، ولی من نیز عضوی از همین اتاقفکر هستم و بده بستانهای اینچنینی وجود دارد.
اما به طور کلی دستم برای اجرا باز است. اینکه مهمون برنامه را راه میبرم یا با او مسابقه میدهم یا کف زمین مینشینم و از او میخواهم شعر بخواند، همه از مصادیق اینکار است.
مجری موفق کیست؟

ویژگی های یک مجری موفق از دیگاه من 2 عامل اصلی و مهم هستند. اول اینکه من نقش خداوند را بشدت در زندگی خودم پررنگ میبینم و به این اعتقاد دارم که هر چه او برایمان بخواهد خیر است و خوب.
گاهی اوقات او برایم سختی میخواهد که در این صورت هم باید پایداری کنم و به راهم ادامه دهم. و دوم اینکه یک هنرمند باید حواسش به مردم باشد.
اگر با مردم باشی و خودت را از آنها جدا نکنی و به انزوا کشیده نشوی میتوانی ماندگار باشی. آنچه هماکنون مغفول مانده اینکه ما گاهی یک سری عوامل را یادمان میرود و شاید بعضی وقتها به دلیل مشکلاتی که برایمان ایجاد میشود -که البته شاید از حسب مهر و محبت مردم باشد- هنرمندان خودشان را از مردم دور میکنند و همین باعث فراموش شدن یک مجری میشود.
آینده را باید ساخت
به نظر من آینده را باید ساخت. به امید پروردگار من قصد دارم آینده را به نحو شایستهای تغییر دهم. اول اینکه قصد دارم خودم بسیار بهتر باشم و مانند بسیاری از کسانی که اسطوره بودند، مثل «تختی» که مردم آنان را به عنوان فرزند خود پذیرفتهاند، دوست دارم عنایت خداوند همواره شامل حالم باشد و بعد برنامههای بسیاری در ذهنم دارم که هم برای کشورم بتوانم مفید باشم و هم برای شهرم.
من به طور حتم برای «کاشان» تلاش میکنم و استعدادهای بالقوه جوانان شهرم را تا جایی که بتوانم به فعل درمیآورم، گرچه مشکلات زیادی بر سر راهم قرار دارد، اما ایستادگی میکنم.
مطلب مشابه: بیوگرافی مزدک میرزایی؛ ماجرای مهاجرت و زندگی شخصی و عکس های همسرش
برنامه با ضیا و حواشی آن

برنامه «باضیا» به مجریگری علی ضیا یکی از برنامههای تلویزیونی محبوب در ایران است. این برنامه به موضوعات مختلف اجتماعی، فرهنگی و هنری میپردازد و با دعوت از مهمانان مختلف، سعی در بررسی و تحلیل مسائل روز دارد.
علی ضیا به عنوان مجری این برنامه، با سبک خاص خود و توانایی در برقراری ارتباط با مهمانان، توانسته است فضای صمیمی و جذابی را ایجاد کند. برنامه «باضیا» معمولاً شامل گفتگوهای عمیق، سرگرمی و همچنین بخشهای نمایشی است که باعث جذب مخاطبان میشود.
از ویژگیهای این برنامه میتوان به تنوع موضوعات، حضور مهمانان مشهور و توانایی علی ضیا در مدیریت گفتگوها اشاره کرد. این برنامه معمولاً در شبکههای اجتماعی نیز بازتاب خوبی دارد و مخاطبان میتوانند نظرات و واکنشهای خود را به راحتی به اشتراک بگذارند.
یکی از حواشی این برنامه اشاره به آلبوم آخر مهستی و شادمهر عقیلی است که خانم مریم حیدرزاده ادعا کرد، این آلبوم از سوی او دزدیده شده است.
ویدیویی از صحبت های مریم حیدرزاده شاعر و ترانه سرا در برنامه علی ضیا در فضای مجازی منتشر شده است. او گفت: آلبوم آخر مهستی از من سرقت شده و به جز دو ترانه همه آثار من هستند. این لطف آقای شادمهر عقیلی بود. چند سال از این اتفاق میگذرد و اولین بار است که اسم ایشان را میآورم.
بهمن بابازاده در کانال خود ویدیویی از پویا منتشر کرده کرد که برای او فرستاده است. این ویدیو در پاسخ به ادعای مریم حیدرزاده مبنی بر نام نیاوردن از او در آلبوم آخر مهستی بود.
بهمن بابازاده نوشت: “پویا” این ویدئو رو از آمریکا برای من فرستاد و “حسین” که مدیر تولید آلبوم مشترک شادمهر و خانم مهستی در دوبی بود، مستنداتی به من فرستاد که استفاده از اشعار مریم حیدرزاده در این آلبوم با اجازه و آگاهی ایشون استفاده شده و ایشون به شکلی عجیب سعی در وارونه نشان دادن اصل داستان دارند.
همچنین این خبرنگار نوشته است: برخلاف ادعای «مریم حیدرزاده»، در تمام نسخه های فیزیکی و دیجیتال آلبوم مشترک «شادمهر عقیلی» و خانم «مهستی»، نام این ترانه سرا در کاورهای رسمی آلبوم درج و بصورت کامل اطلاع رسانی شده است.
مطلب مشابه: عادل فردوسی پور و همسرش | بیوگرفی عادلی فردوسی پور | برنامه 90 عادل










