نگاهی بر زندگی رضا براهنی شاعر و نویسنده (از زندگی شخصی تا معرفی آثار)

نگاهی بر زندگی رضا براهنی

رضا براهنی از شاعران، نویسندگان و منتقدان بزرگ ایرانی بود که طی سال‌ها فعالیت توانست جزو برترین‌های تاریخ ادبیات ایران باشد. به دلیل ترویج فرهنگ ادبی ایران، قصد داریم در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه نگاهی کامل بر زندگی رضا براهنی داشته باشیم. پس اگر شما نیز به زندگی استاد علاقه دارید، در ادامه با ما باشید.

فهرست موضوعات این مطلب

تولد و اوایل زندگی

رضا براهنی در سال 1314 در شهر تبریز و در خانواده‌ای به شدت فقیر به دنیا آمد. او از سنین بسیار پایین و بعد از مدرسه در بازار کار می‌کرد. از طرفی کودکی او با دوره‌ای همزمان شده بود که در مدارس کل کشور به زبان فارسی آموزش می‌دادند. اما از آنجایی که پدرو مادر رضا براهنی بی‌سواد بودند، و همچنین زبان مادری وی ترکی بود؛ آموزش‌های اولیه او به سختی رد شد. اما رضا براهنی با وجود مشکلات زیاد، موفق شد درس خود را ادامه داده و درنهایت لیسانس ادبیات خود را از دانشگاه تبریز دریافت کرد.

دریافت دکترا و استادی در ایران

دریافت دکترا و استادی در ایران

رضا براهنی بعد از دریافت مدرک لیسانس راهی کشور ترکیه شد و در دانشگاه عالی رتبه این کشور موفق به کسب دکترای ادبیات فرانسه شد. بعد از دریافت این مدرک براهنی به ایران بازگشت. از آبان 1343 با سمت استادیاری در رشتهٔ زبان و ادبیات انگلیسی در دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران به تدریس مشغول شد و در اردیبهشت 1347 به سمت دانشیاری ارتقا یافت.

وی همچنین تا زمان حضور در ایران چند دوره کارگاه نقد، شعر و قصه‌نویسی برگزار کرد که از شاگردان او در آن کارگاه‌ها می‌توان به شیوا ارسطویی، هوشیار انصاری‌فر، شمس آقاجانی، رؤیا تفتی، روزبه حسینی، عباس حبیبی بدرآبادی، مهسا محبعلی، سیدعلیرضا میرعلینقی، فرخنده حاجی زاده، ناهید توسلی، رزا جمالی، پیمان سلطانی اشاره کرد که باعث شکل‌گیری یک جریان در دههٔ هفتاد شمسی شدند.

فعالیت سیاسی و زندان

در اوج دوران سیاسی و تفکر چپ‌گرایی در جهان؛ رضا براهنی نیز در تحت تاثیر این عقاید به گروه‌های سیاسی ملحق شده و فعالیت‌های جدی سیاسی خود را آغاز کرد. اما در سال 1351 توسط ساواک دستگیر شده و سه ماه در زندان بود.

عظیمت به آمریکا

عظیمت به آمریکا

در سال 1353 به آمریکا رفت و در سال 1356 برندهٔ جایزهٔ بهترین روزنامه‌نگار حقوق انسانی شد.

او در سال 1351 سه ماه را در زندان گذرانده بود و روایت‌هایش از زندان جنجال‌برانگیز شد. او در نوشته‌های خود که عمدتاً به زبان انگلیسی بود، از اعدام هزاران تن و شکنجه در زندان روایت کرد.براهنی از سال 1351 در نیویورک به ریاست «کمیته برای آزادی هنر و اندیشه در ایران (Caifi)» به عنوان بخشی از «حزب کارگران سوسیالیست» درآمده بود.

این کمیته که در سال 1354 اعضایی همچون بابک زهرایی و یرواند آبراهامیان را داشت، توانسته بود در خارج از ایران مجموعه‌ای از تأثیرگذارترین و مهم‌ترین بیانیه‌های نهادهای حقوق بشری را با امضای افراد مهم بین‌المللی رساند.

مطلب مشابه: بیوگرافی احمد محمود نویسنده معروف؛ از آغاز نویسندگی تا آثار معروف او

علاقه به ایران

به دلیل فعالیت سیاسی به رضا براهنی برچسب تجزیه طلبی و وطن فروشی زده شد. اما ایشان در مصاحبه‌ای عنوان کردند: اگر کسی بخواهد به ایران حمله کند، من چون سربازی هم رفته‌ام، اولین کسی خواهم بود که به آنجا می‌آیم و تفنگ دست می‌گیرم و از مرزهای ایران دفاع می‌کنم. می‌دانید اشخاصی که سر زبان‌ها هستند این نوع مشکل‌ها را با جامعه خودشان دارند.

هر کسی می‌خواهد سوراخ دعایی پیدا کند و از آنجا آدم را دراز کند. من بیش از هر کس دیگری دربارهٔ مسایل مربوط به حقوق بشر صحبت کرده‌ام و در نتیجه همه نوع پانیسمی از طرف من مردود است.

فارسی زبان رسمی و مشترک همه ایران است و زبان فوق‌العاده شاهکاری است که من نویسندهٔ آنم، ولی از زبان مادری خودم هم دفاع می‌کنم ولی خب عده‌ای دفاع من از زادگاه و زبان مادری‌ام را برای مقاصد خودشان بهانه کرده‌اند و نمی‌فهمند که وقتی دم از آزادی بیان می‌زنیم نمی‌توانیم بعدش زبان مردم را ممنوع کنیم.

حس من به وطنم همان حسی است که در شعرهایم بیانش کرده‌ام. من در شش سالگی انشایی به زبان ترکی نوشتم معلم مجبورم کرد کاغذ را قورت بدم همان موقع زبان مادریم را هم قورت دادم.

فعالیت ادبی

فعالیت ادبی رضا براهنی از همان دوران جوانی آغاز شده بود اما نوشتن یک کتاب شعر و نقد بود که او را همچون استادی بزرگ به جامعه ادبی ایران معرفی کرد. خطاب به پروانه‌ها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟ نخستین بار در سال 1374 به چاپ رسید.

این کتاب دربرگیرندهٔ دو بخش است. بخش نخست، خطاب به پروانه‌ها، از صفحهٔ 7 تا صفحهٔ 120 شامل شعرهای رضا براهنی است و بخش دوم، چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟، همان‌طور که در کتاب اشاره شده‌است، بحثی در شاعری است. رضا براهنی با این مجموعه شعر جریان شعر پست مدرن ایران را آغاز کرد.

نمی‌دانم نویسنده تاثیرگذاری هستم یا نه

نمی‌دانم نویسنده تاثیرگذاری هستم یا نه

من همهٔ داستان‌هایی را که نوشته شده، نخوانده‌ام، به ویژه به سبب دوری از کشور، و ثانیاً هیچ نویسنده‌ای نباید به پرسشی از این دست پاسخ بگوید. جواب مثبت حمل بر غرور توأم با حماقت خواهد بود، و جواب منفی حماقت توأم با تواضع. من می‌گویم: «من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم – لطف‌ها می‌کنی‌ای خاک دَرَت تاج سرم»

من نمی‌توانم قاضی صالح این نوع مطلب باشم. این قضیه را باید از کسانی که عضو دائمی کارگاه [قصه‌نویسی] بوده‌اند، بپرسید.

به‌علاوه من همهٔ رمان‌هایی را که پس از خروج من از ایران چاپ شده‌اند، نخوانده‌ام. علاوه بر این گاهی کاری که من در کارگاه کرده‌ام، با کارهایی که خودم نوشته‌ام و تأثیر یا بی‌تاثیری آن‌ها اشتباه می‌شود.

زندگی شخصی و ازدواج

در مورد ازدواج رضا براهنی، اطلاعات دقیقی در دسترس نیست، اما او در طول زندگی‌اش با شخصیت‌های فرهنگی و ادبی مختلفی در ارتباط بوده و این ارتباطات بر آثارش تأثیرگذار بوده است. اما تنها چیزی که از زندگی شخصی او می‌دانیم همین است که با زنی به اسم ساناز صحتی ازدواج کرده و دارای سه فرزند به نام های الکا براهنی، اکتای براهنی، ارسلان براهنی بوده است.

براهنی همچنین به عنوان یک منتقد اجتماعی، نظرات خود را درباره مسائل اجتماعی و سیاسی ایران بیان کرده و در این زمینه‌ها نیز فعالیت داشته است.

مطلب مشابه: بیوگرافی عباس معروفی نویسنده معروف / نگاهی به زندگی شخصی و آثار هنری او

نظر نویسنده بزرگ فرانسوی درباره رضا براهنی

هلن سیکسو در ستایشِ براهنی و ارج رمان روزگار دوزخی آقای ایاز، نوشته‌است:

کشف یک اثر، در طول زندگی کتابخوانی، حادثه‌ای است همان‌قدر کمیاب که سربرآوردن یک محبوب مرده از گور؛ چنین حادثه‌ای هر پنج یا ده سال یک بار اتفاق می‌افتد، با چنان نیرویی که آن روز انسان می‌تواند به واقعیت ادبیات پی ببرد.

این ماجرا چند سال پیش برای من روی داد. وقتی که «روزگار دوزخی آقای ایاز» رضا براهنی را خواندم. برای من قیام قیامت بود. چه سعادتی در این‌که انسان ناگهان خبردار شود که سیاره دیگری، دنیای دیگری وجود دارد.

به خاطر دارم خواندن برای من تقریباً تحمل‌ناپذیر شده بود زیرا آثاری که از اعماق سرریز می‌شوند، برای مخیله من تحمل‌ناپذیرند. این آثار آزار می‌دهند زیرا در اطراف شر و بدی و راز بدی پرسه می‌زنند.

از اینرو، دوست من رضا گول نخورده بود؛ او برای شروع کار مستقیماً وارد یک دوزخ شده بود؛ دوزخ گهوارهٔ تکوین‌ها. می‌گویم یک دوزخ، زیرا هر کسی دوزخ خود را دارد. دوزخ براهنی مانند کاخی مجلل و مزین است.

آرشیوهای ایرانی و ترک و غربی را دربردارد. خاطرات و دانش‌های دایره المعارفی دارد. سرآغازین و مدرن است. باید می‌گفتم دوزخ‌ها، دوزخ‌های زیبا؛ زیرا دنیای رضا از همه جا دوزخی بیرون می‌کشد. ترانه زندان‌ها را می‌خواند یا جنایاتی را در خانواده.

رضا می‌بایستی به تبعید برود. این خواست ادبیات بود؛ زیرا او شهروند بسیار توانای ادبیات است. رضا، شاعر عظیم و در عین حال معلم خیال‌پرور و شاهد، مرد عمل و ادب، متعلق به سنت جهانی کیمیاگران کلمه و ابداع‌کنندگان آزادی‌های تازه است.

نقد ادبی در تاریخ ایران

مقوله‌ی ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﻣﻀﺎﻣﻴﻨﻰ ﺭﺍ ﺗﺸﻜﻴﻞ می‌دهد ﻛﻪ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ ﻣﺮﺑﻮﻁ می‌شوند ﻭ ﻫﻢ ﺑﻪ ﭼﻴﺰﻫﺎﻯ ﺩﻳﮕﺮ.مقوله‌ی ﺩﻭﻡ ﻣﻀﺎﻣﻴﻨﻰ ﺭﺍ ﺗﺸﻜﻴﻞ می‌دهد ﻛﻪ ﺻﺮﻓﺎ ﺑﻪ ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ ﻣﺮﺑﻮﻁ می‌شوند.

به‌طورکلی مقوله‌ی هستی‌شناسی » ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻭ مقوله‌ی ﺩﻭﻡ ﺭﺍ «جامعه‌شناسی ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ» ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺭﺍ می‌توان جامعه‌شناسی ﺍﺩﺑﻴﺎﺗﻰ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺣﺎﻻ ﺣﺮﻑ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺯﺩ ﻣﻀﺎﻣﻴﻨﻰ ﺭﺍ ﻣﻌﺮﻓﻰ.

«ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ می‌کند ﻛﻪ ﺿﻤﻦ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﺎ بقیه‌ی جامعه‌شناسی‌های ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ، فرق‌های ﺍﺳﺎﺳﻰ ﺑﺎ آن‌ها ﺩﺍﺭﺩ. ﻭﻳﮋﮔﻰ ﺑﺎﺭﺯ ﺍﻳﻦ جامعه‌شناسی ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ ﺍﺯ یک‌سو ﺧﺎﺹ ﻛﺸﻮﺭ ﻣﺎﺳﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺳﻮﻯ ﺩﻳﮕﺮ ﺧﺎﺹ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻭﺿﻊ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎ ﻛﻞ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻗﺮﺍﺭ می‌گیرند.

ﺍﺳﺎﺱ ﺍﻳﻦ ﻭﻳﮋﮔﻰ، ﻧﺎﻣﻮﺯﻭﻧﻰ ﻛﻨﻮﻧﻰ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻣﺎﺳﺖ. ﻭﻟﻰ ﺍﻳﻦ ﻧﺎﻣﻮﺯﻭﻧﻰ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎ ﺑﺮ قاعده‌ی ﻛﻠﻰ ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﻠﻜﻪ قاعده‌ی ﻛﻠﻰ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﻳﻚ ﺟﺎﻯ ﺩﻳﮕﺮ، ﺍﺳﺘﺜﻨﺎ ﺍﺳﺖ. به‌طور ﺧﻼﺻﻪ می‌توان ﮔﻔﺖ ﻛﻪ همه‌ی ﺗﻮﺍﺭﻳﺦ، ﺗﻮﺍﺭﻳﺦ ﺗﺨﺎﺻﻤﺎﺕ ﻃﺒﻘﺎﺗﻰ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻭﻟﻰ ﻳﻜﻰ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺗﺎﺭﻳﺨﻰ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﻨﻴﺪ.

مطلب مشابه: بیوگرافی محمود دولت آبادی (نگاهی بر زندگی شخصی و هنری نویسنده بزرگ ایرانی)

صحبت‌های رضا براهنی درباره جلال آل احمد

صحبت‌های رضا براهنی درباره جلال آل احمد

آل‌احمد سابقه‌ى خاص‏ سیاسى‌اى را پشت سر گذاشته بود که با سابقه‌ى سیاسى افرادى که در دهه‌ى چهل  از نسل جوان‌تر _ با او نزدیک بودند، تطبیق نمى‌کرد.

آل‌احمد از یک خانواده‌ى روحانى بود. ساعدى و من _ یعنى نزدیک‌ترین آدمها به او از چهل تا چهل و هشت، متعلق به خانواده‌ى روحانى نبودیم.

پدر ساعدى کارمند اداره دارایى تبریز بود. پدر من کارگر. مادر ساعدى خانه‌دار بود، مادر من هم زن‌خانه‌دار بود. ساعدى و من دوازده سال از آل‌احمد جوان‌تر بودیم. و آل‌احمد سابقه‌ى حزب توده را داشت، که با ملکى از آن انشعاب کرده بود، و بعد سابقه‌ى مجله سخن را داشت که باز از آن انشعاب کرده بود.

در زمانى که ما او را دیدیم، در سى و هشت سالگى او، او مدیر مدرسه و غربزدگى و چندین کتاب دیگر را پشت سر گذاشته بود. و من و ساعدى سعى مى‌کردیم اولین کتاب‌هامان را چاپ کنیم. ساعدى طبیب بود و من دکتراى ادبیات داشتم. تعهد معناهاى مختلف داشت و دارد. ولى در آن دهه‌ى چهل تجدد و تعهد، دو صورت نوعى ادبیات معاصر بودند.

روشنفکر کیست؟

روشنفکری که زبانش قدرت پلونیک نداشته باشد و نتواند زبان را بشکند و درواقع خودش را قطع کند تا جمله به انتها برسد و آن تفکر جدید خلق شود اصلا روشنفکر نیست، اما این مسئله را بسیاری آموخته بودند و چهره یک روشنفکر از خودشان به‌جای گذاشتند، مثلا بوف کور هدایت را وقتی می‌خوانید در آن لحظه که شخصیت زن را می‌بینید (اول‌شخص رمان ) شما می‌بینید جمله‌ای را می‌نویسد که حدود پانزده سطر است؛ این یعنی جمله طولانی نوشتن در زبان فارسی؛ این درست است که در گذشته هم سابقه داشته ولی دیگران آمدند مثل آل‌احمد جمله‌های معمولی را کوتاه‌تر کردند، اما من در «روزگار دوزخی آقای ایاز» چیزی را خلق کردم که سه برابر بوف کور اتفاق افتاده است.

اواخر زندگی و مرگ

رضا براهنی از نویسندگان و شاعران بزرگ و سرشناس ایران در 86 سالگی در تورنتو کانادا در گذشت.اکتای براهنی، پسر آقای براهنی این خبر را در شبکه های اجتماعی منتشر کرده است. او درصفحه اینستاگرام خود نوشت: “به تاریخ پنجم فروردین ماه هزار و چهارصد و یک؛ پدرم رضا براهنی جهان را ترک و به دیدار آفتاب شتاب کرد.”

نوشته‌های رضا براهنی

  • آواز کشتگان (1362)
  • رازهای سرزمین من (1366)
  • آزاده خانم و نویسنده‌اش، ناشر: انتشارات کاروان
  • برخورد نزدیک در نیویورک
  • روزگار دوزخی آقای ایاز (1349)
  • چاه به چاه
  • بعد از عروسی چه گذشت
  • طلا در مس
  • قصه‌نویسی
  • کیمیا و خاک
  • تاریخ مذکر (1348)
  • در انقلاب ایران
  • خطاب به پروانه‌ها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟

گزیده اشعار و نوشته‌های استاد رضا براهنی

من هیچگاه نمی‌خوابم،

از هوش می‌روم …

دیروز رفته بودم،

امروز هم از هوش می‌روم …

افتادنی که مرا می‌افتد

هنگامه‌ی منی، که می‌افتد

معشوقِ جان به بهارآغشته‌ی منی

که می‌افتد

هنگامه‌ی منی که مرا می‌افتد

می‌خوانم می‌خوانم می‌خوانم

تو خواندنِ منی

از هوش می‌روم …

از هوش می‌روم …

از هوش می…

به چهره ها و راه ها چنان نگاه می کنم

که کور می شوم،

چه مدتیست دلبرا ندیده ام تو را؟

ولی خاک

تو با او مهربان باش؛

اگر آتش با او مهربان نبود.

اگر زندگی، اگر مرگ با او

مهربان نبود؛

اگر انسان‌های دیگر با او مهربان نبودند؛

خاک، تو با او مهربان باش…

مطلب مشابه: نگاهی بر زندگی جلال آل احمد نویسنده و مترجم؛ زندگینامه او از تولد تا مرگ مشکوک و آثارش

گزیده اشعار و نوشته‌های استاد رضا براهنی

چه سرنوشت غریبی!

برایم از همه دیدارها چه کم چه زیاد

به یادگار

خداحافظی فقط مانده‌ ست

چشم تو لانه‌ی ماران،

دست تو شاخه‌ی خورشید.

باید ز چشم تو نیشی خورد

باید ز دست تو صبحی چید.

در این زمین زیبای بیگانه

بی‌تو

روحم

مثل مزار سرباز گمنامی خالی بود.‌

دیروز من چقدر عاشق بودم

فرزند چشم‌های شاد تو بودم

وقتی که تو

قد راست کرده بودی و

یک بند فریاد می‌زدی

من دوست دارم

من دوست دارم

من دوست دارم…

و تو

بلندتر از تمام درختان جنگل

در من روییدی

و اکنون من توام

من

یک درختم بلندتر از تمام درختان دنیا…

ناگه از آفاق دور ناشناس

برق توفان ظلمت شب را شکافت

و زمین لرزید و تنم از تارکش تا پای

چون درختی برق خورد

تیر خورده در هوا از میان بشکافت

از میان این شکاف روح تو بیرون پرید

اکنون قطره‌ های سرد باران در شب نمناک

بر سر خاکسترم یک ریز می‌ ریزند

و درختان دگر در جنگل تاریک این دنیا

نمی‌ دانم چرا خاموش می‌ گریند

آدم حوادث زندگی خودش را

ولو بسیار بی ارزش و بی اهمیت

با کل تاریخ جهان عوض نمی کند

چگونه بشنوم صدای ریزش هزار برگ را ز شاخه ها؟

مرا به خواب عشق اول جوانیم رجوع داده‌ ای

به من بگو چگونه من جوان شوم؟

بگو چگونه این جهان جوان شود؟

بگو چگونه راز عاشقان عیان شود؟

عطش برای دیدن تو سوخته زبان من

به من بگو عطش چگونه بی زبان بیان شود؟

گزیده اشعار و نوشته‌های استاد رضا براهنی

یتیمِ زیبایی خواهد بود

این جهان اگر آدم‌هایش

بدون رویت تو

چشم گشوده باشند ‌

چگونه جهان به غربت ابدی

دوباره عادت خواهد کرد

اگر تو را نبیند

سخن پایانی

بسیار خرسندیم که تا پایان همراه سایت روزانه بودید. ما امروز و در مقاله فوق سعی کردیم تا درباره زندگی شخصی و حرفه‌ای رضا براهنی بنویسیم تا شما عزیزان و طرفداران با زندگی این اسطوره ادبیات بیشتر از قبل آشنا شوید. در پایان امیدواریم که از خواندن این مقاله نهایت لذت را برده باشید.

مطلب مشابه: نگاهی بر زندگی غلامحسین ساعدی نویسنده ایرانی و معرفی آثار این نویسنده

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.