دانلود رمان مجبوری با من بمانی

بخشی از رمان . بعد از خوردن صبحانه، از مامانم خداحافظی میکنم. وسایلم رو برمیدارم و به طرف مدرسه حرکت میکنم.توی مدرسه گلبهار رو میبینم و طرفش میرم._سلام گلی جون.با برگردوندن صورتش به طرفم، چشمهای قرمز و اشکی به همراه صورت کبودش رو میبینم. با نگران میگم:_وای گلبهار، چی شده؟ چه بلایی سرت اومده؟با ناراحتی بغلم میکنه و فقط گریه میکنه. نمیدونم چیکار کنم. الان کلاسها شروع میشه. آروم لب میزنم:_گلبهاری بسه، الان کلاس شروع میشه.با ناراحتی میگه:_ دانلود رمان نه آبنوس، من نمیتونم بیام._چرا؟ مگه چی شده؟_من اومدم باهات خداحافظی…_گلبهاربه مرد رو بروم که اسم گلبهار رو صدا زده بود نگاه میهلاسلهچًادودحدرمهی.منکاس، که چاقه و چهره زشت واخمویی داره. پدر گلبهار رو میشناسم، این شکلی نیست._شما کی هستید آقا؟ با گلبهار چی کار دارید؟_به تو ربطی نداره بچه برو پی درس و مشقت.به طرف گلبهار میاد و دستش رو میکشه که گلبهار شروع به التماس میکنه:_تو رو خدا، من نمیخوام باهات بیام._خفه شو بچه، معلومه که باید بیای ما قرار گذاشته بودیم بیای خداحافظی بکنی و بریم.گلبهار با گریه داد میزنه:_من تو رو دوست ندارم. میخوام پیش آبنوسولی صداش با تو دهنی محکم مرد خفه میشه و خون مثل فواره از دماغش بیرون میزنه.به طرف مرد میرم و محکم به دست و کمرش میز نم تا، گلبهار رو ول بکنه ولی من رو هول میده و همراه با گلبهار به طرف ماشینی میره و اون جا رو ترک میکنه دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان مجبوری با من بمانی

به خاطر ضربه مرد، کمرم درد میکنه ولی بلند میشم و به طرف کلاسم میرم.تا زنگ آخر چیزی از صحبتهای معلمنمیفهمم و دو سه باری، تذکر میخوردم ولی فکرم درگیر گلبهاره.گلبهار، دختر ساده و مهربونیه ولی خانوادش فقیرند. البته پدر و مادر مهربونی داره، گلبهار از لحاظ چهره به مادرش و از لحاظ اخلاق به پدرش رفته. چشمهای آبی و صورت سفیدی داره. گونههای سرخ مثل سیبیش رو آدم دوست داره بخوره. به خصوص، موقع خجالت که قر مز میشه. اون بچه دوم خانواده است و یه خواهر بزرگتر از خودش داره که چهرهاش به پدرش رفته و چشمهای قهوهای نافذی داره. خواهرش چند سال پیش، با یه مرد جوان ازدواج کرد که صاحب دو بچه شدند.به خونه میرم و به مامان سلام میکنم. بابا سر کاره و مامان خونه نان میپزه. من بچه دوم هستم و یه خواهر بزرگتر به اسم آرزو دارم که ازدواج کرده و الان حامله است. وضع مالی ما متوسطه. چون زندگی من شبیه زندگی گلبهاره برای همین باهاش راحت ترم.

برای دانلود رمان به سایت نودهشتیا مراجع کنید برای تایپ و انتشار رمان,داستان,شعر,دلنوشته میتونید عضو انجمن شوید نوشته خود را به انتشار بزارید دانلود رمان جدید

پایان رپورتاژ آگهی /

98iia.com

Forum.98iia.com

ممکن است شما دوست داشته باشید